کوروش جان ،ترا دیگر چه غم ؟!

سلام. این روزها با بازگشت موقت منشور کوروش کبیر به کشور ، بحث تازه ای

در میان اهل غور ، قدح  ، پارینه و دیرینه سنگی پا گرفته است .ماجرای آویختن

چفیه بسیجی به گردن کوروش و کاوه آهنگر بدست دکتر احمدی نژاد رئیس

جمهور در آیین ویژه رونمایی از منشور یاد شده ابتکاری جالب و نو و صد البته

عملی مبتنی بر غیرت ، جسارت و اشتیاق است .شاید نسل میانی کنونی به یاد

داشته باشد که در سال های پس از پیروزی انقلاب  اسلامی به سبب فضای ضد

طواغیت و نیز بدنامی  و سواستفاده نظام سفاک و خیانت پیشه پهلوی از اعتبار ،

جاه و جبروت سلسله هخامنشی برای بقای ننگین خود ، بردن نام کوروش و

داریوش عملی مذموم و شاید هم جرم شناخته می شد به گونه ای که اگر کسی

چنین نام هایی داشت ترجیح می داد "چنگیز" صدایش کنند تا سرافکنده نباشد و این

امر تا پایان دهه نخست انقلاب اسلامی همچنان استمرار داشت .شاید برای

نخستین بار در آن سال ها آیت ا.. هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت در

سفری به استان فارس و در جمع مردم شیراز از شخصیت کوروش تجلیل کرد.

عین جملات یادم نیست ولی نقل به مضمون این بود که با استناد به دیدگاه برخی

مفسران قرآن کریم ازجمله دانشمند فیلسوف و مفسر پرآوازه تشیع مرحوم استاد

علامه طباطبایی (ره) از کوروش به عنوان یکی از انسان های مورد احترام در

قرآن کریم یاد نمود و گفت : از دیدگاه این عالم بزرگوار ، مشخصات و ویژگی

هایی که در کلام وحی درباره "ذوالقرنین" مطرح شده است بیشتر درباره

"کوروش" مصداق دارد و نه  اسکندر. این سخن آن هم نه فقط از زبان یک مقام

رسمی بلکه چهره ای روحانی ، هم برای مردم عادی و عامی تعجب آور بود وهم

نگاه های معنی دار و سوال برانگیز برخی خواص را برانگیخت .چرا که تا آن

روز هیچ یک از مقامات کشور حتی شخص رئیس جمهور وقت علاقه ، همت و

شاید هم جرات بازدید از بنای عظیم و پرابهت تخت جمشید را نداشتند و آن اظهار

نظر به قدری تازه و غیر منتظره بود که برخی انقلابی های دو آتشه آن روز و

استحاله شدگان امروز را به عتاب و عقاب وا داشت .من هم تردید داشتم که سخن

رئیس جمهور  وقت در ردیف خبر ویژه قرار می گیرد یا عادی و عمومی و

چگونه در رسانه ملی می تواند گنجانده شود.همین قدر یادم مانده است که پس از

مشورت های فراوان مدیران وقت پخش خبر آن را به عنوان یک جمله مثلا

ماضی بعید! و یا در چارچوب الزامات دستوری زبان ، جمله "حشو" تلقی کردند

و در زمره الفاظ با ماهیت تنش زا لحاظ شد.!اگر چه چند روزی به محور بحث

میدان داران سیاست در رسانه های نه چندان پرتعداد آن روز تبدیل گردید.اما از

همه این موضوعات که بگذریم درعجبم که این انگلیسی ها فقط شهر فرنگ ندارند

که بچه ها و به اعتباری نسل امروز و امید آینده را مجذوب خود سازند و به

تعبیری سرکار بگذارند و دلی بدست آورند بلکه برای ذوب کردن یخ های علائق

و روابط هنوز بسیار استادانه و به هنگام ، قادرند شرکا و رفقای دیگر خود را

دور بزنند و اصطلاحا "قال "بگذارند و با ابزار نو منشور نمایی ! واحیای

افتخارات تاریخی باردیگربه سر سفره این ملت بازگردند. به نظر شما عجیب

نیست که انگلیسی ها سند خصلت های نیکو و حقانیت مدنیت ایرانیان را مصادره

کرده اند تا هر وقت دلشان می خواهد آن را بنمایانند؟!

/ 35 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا_ض

سلام خوبید؟ میدونستم منشور کوروش رو اوردن تهران! اما نمیدونستم رئیس جمهور چفیه و ایناو.... یه لحظه احساس کردم مثل اینکه من از همه جا بی خبرم

وحیدبهروز

منتظر قدمت هستم داداش گل بیا تولدمه داداش گل[رویا][هورا]

نرگس محمدي

سلام.... به روزم با آموخته ام و منتظر حضور گرمتون....[گل][گل]

وحیدبهروز

صبح بخیر امروز پنچشنبه روز امام یازدهم امام حسن عسگری از خدا میخواهیم که به حق عظمت قرانش به فضل بخشش که گنجایش نداره بهترین ها رو برامون قرار بده و اقا امام حسن عسگری ازمون به خوبی در مهمانی این روز پذیرایی کنه امین یارب العالمین [گل]

فرشید

سلام آقای روحانی نژاد [گل] خیلی وقت است که از گزارشات خوب شما بی نصیبم...[سوال] دریک مورد اگر چیزی میدونی حتما بگو ...بیماری "اپیدرمولیز بولوزا" تاشاید بتونیم جان "ابوالفضل"کوچولو را نجات بدیم بیماری که همه دکترها تا الان هیچ کاری نتونستن انجام بدن...خواهش میکنم...

وحیدبهروز

یک اهنگ شاد مجلسی اپلود کردم خداشاهده اگر دانلودش نکنید ضرر میکنید ترکی بعدش دانلود کنید شاد بشید خیلی قشنگه http://vahidbehrooz.persiangig.com/%D8%A7%D8%B0%D8%B1%DB%8C.mp3

فرشید

سلام ممنون که به من سرزدی...خیلی خوشحال شدم....[گل] ولی ....ابوالفضل کوچولو از دنیا رفت.....

نادر بکائی

سلام حاجی باید خاک اسرائیل رو به توبره کشید. اگه موافقی همراه شو! درخواست یک جوان ایرانی از ارتش اسراییل : شما را به خدا به ما تجاوز کنید

نرگس محمدي

گاهی خدا درها رو میبنده و پنجره ها رو قفل می کنه زیباست اگه فکر کنی شاید بیرون طوفانه و خدا میخواد از تو محافظت کنه[لبخند]

نرگس محمدي

کاش می شد که کسی می آمد این دل خسته ما را می برد چشم ما را می شست راز لبخند به لب می آموخت کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود و قفس ها همه خالی بودند آسمان آبی بود و نسیم روی آرامش اندیشه ما می رقصید کاش می شد که غم و دلتنگی راه این خانه ما گم می کرد و دل از هر چه سیاهیست رها می کردیم و سکوت جای خود را به هم آوایی ما می بخشید و کمی مهربانتر بودیم کاش می شد دشنام جای خود را به سلامی می داد گل لبخند به مهمانی لب می بردیم بذر امید به دشت دل هم کسی از جنس محبت غزلی را می خواند و به یلدای زمستانی و تنهایی هم یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم کاش می فهمیدیم قدر این لحظه که در دوری هم می راندیم کاش می دانستیم راز این رود حیات که به سر چشمه نمی گردد باز کاش می شد مزه خوبی را می چشاندیم به کام دلمان کاش ما تجربه ای می کردیم شستن اشک از چشم بردن غم از دل همدلی کردن را کاش می شد که کسی می آمد باور تیره ما را می شست و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست اخم بر چهره بسی نازیباست بهترین واژه همان لبخند است که ز لبهای همه دور شده ست کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم قبل از آنیکه کسی