بوی ماه مهر

سلام. امروز وقتی در غیاب دکتر احمدی نژاد که در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک به سر می برد ، محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور زنگ مدرسه راهنمایی عترت واقع در جنوب تهران را به صدا درآورد ، باردیگر سایه سنگین دلتنگی ودلشوره روز نخست ماه مهر را بر دوش نازک ثانیه ها احساس کردم .یادش بخیر، اولین خط فاصله بین من و خواب شیرین صبحگاهی وصدای پرتمنای مادربرای بیدارشدن ،درچنین روزی بر تخت سیاه زندگی کشیده شد .به یاد می آورم که روی انگشتان پایم قد می کشیدم تا امتداد نگاهم را به پرتو چشمان پرامیدمادر گره زنم و  شادمانی  از گام نخست آموختن برای دانستن و توانستن حاصل عمرش را در درخشش نگاهش جستجو کنم.پس از سال ها  امروز محو عشوه وکرشمه زنگ مدرسه بودم که با هر ضربه آهنگی چه پر شور می رقصید ودلبری می کرد. درحالی که بوی نوک  تیزمداد سیاه و تازه تراشیده میهمان مشامم بود با قلم احساس "دو خطه "بر لوح دل نوشتم "کاش زندگی دنده عقب داشت"!! .امروز خانم دکتر مرضیه وحید دستجردی هم مهرورزی به دانش آموزان را با توصیه بهداشتی برای مقابله با آسیب ویروس خطرناک آنفولانزای خوکی همراه کرد وخلاصه گفت به لحاظ فیزیکی به هم نزدیک نشوید که این ویروس پردرد سر از چشم هم سرایت می کند منتهی نه از هر چشمی !! حرف های خوبی هم رحیمی معاون اول رئیس جمهور زد .او گفت برای سلامت بهداشت روح و روان جامعه باید فکری کرد .این روزها بازار تهمت ، غیبت و دروغ و افترا و اهانت به یکدیگر داغ داغ و پررونق است که مثل "خوره" به جان جامعه افتاده و بلایی بنیان برانداز شده است.البته معاون اول راه چاره را هم گفت و آن اینکه دانش آموزان به غیبت کنندگان و بدگویان تذکر دهند و یا گوش خود را به روی آن ببندند و سعی کنند نشنوند ولی نگفت چرا چنین شد و تا این حد پیش رفت که پیشاهنگان و نخبگان و برجستگان هم بی پروا و مصداق ماجرای رطب خورده و منع رطب می کند شده اند؟!. یاد دوستی قدیمی افتادم که هرگاه چیزی از او پرسیده می شد هنوز جمله کامل نشده بود می گفت "نمی دانم" یک بار از او پرسیدم این چیزی که دست شما است ساعت است یا رادیو؟گفت نمی دانم ولی ساعت است!!!! این دوبیت را برای تغییر ذائقه تقدیم می کنم

امروز را با بوی عشق آغاز کردم

دیشب نخوابیدم تا سحرپرواز کردم

دیدم که با چشمه خورشید در طلوعی

یک آسمان آغوش به رویت بازکردم

/ 58 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرید صلواتی

نمی خواهم بخوانیدم . اینبار می خواهم فقط گوشم کنید[ناراحت]

عابدنی

با سلام و درود به شما عزیز با انعکاس درد مشترک جامعه پرستاری تحت عنوان قوانینی برای اجرا نشدن به روزم این مطلب نامه ارسال شده به وزیر بهداشت و رئیس مجلس و بازرسی و تشکلهای پرستاری است.در ادامه انعکاس و انتشار آن به مسئولین امر یاری و همکاری فرمائید. http://www.abedinikarim.blogfa.com/post-391.aspx

مرتضی

سلام داداش عزیز مدتیه که به روز نمیکنی دلمون برا نوشته هات تنگ شده

فاطمه حاتمی

روز اول مدرسه ... یادم به همه شیطونی ها و دردسرایی افتاد که فکر انجامشون نمی ذاشت یه لحظه رو نیمکت دوم کلاس آروم بشینم ...

صمدی

سلام داداش. حالت خوبه. از وقتي که رفتي جات اينجا خيلي خاليه. به ياد شما هستيم. همه بچه هاي محله واحد مرکزي خبر از جمله مصطفي قمري وفا ، شجاعي و بقيه بر و بچ سلام دارند. اين ساعتهاي به جا مانده از شما هم که من و ول نمي کنند و مدام تماس مي گيرند. مطمئن باش همه رو براي خودت نگه مي دارم. از حال و هواي اونجا برامون هم بگو.

زهرا_ض

سلام به روز نمیکنی داداش؟ دارم میرم مشهد قابل باشم نائب الزیاره هستم. خوبید؟