مصاحبه گران با پوتين رئيس جمهور روسيه

سلام

ديروز روز سنگيني بود. از ساعت دوازده ظهر به هتل استقلال تهران رفتيم تا در اتاقي كه براي ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه از قبل رزرو شده بود  مصاحبه اختصاصي انجام شود.

اين مصاحبه قبلا قرار بود به مناسبت سفر پوتين به تهران در مسكو انجام شود و يك گروه براي انجام اين كار به روسيه رفتند و پس از چند روز اقامت دست خالي برگشتند از ا ين رو مي توان گفت مصاحبه با پوتين گران هم تمام شده است .

پيش تر ساعت مصاحبه را پانزده اعلام كرده بودند اما بعد به شانزده و همينطو ر به دليل فشردگي برنامه رئيس جمهور روسيه در اجلاس سران خزر و برنامه هاي جانبي بيشتر به تاخير مي افتاد .

اين ششمين بار بود كه پوتين را از نزديك مي ديدم نخستين بار در اتاق قرمز كاخ كرملين هنگام سفر رسمي سيد محمد خاتمي رئيس جمهور پيشين ، باردوم در  اجلاس نخست سران ساحل خزر در عشق آباد تركمنستان ، بار سوم در اجلاس سران سازمان همكاري اقتصادي آسيا و اقيانوس آرام ( اپك) در تايلند ، بار چهارم در اجلاس سران اروپا و آسيا (آسيم ) در ويتنام ومرتبه پنجم در اجلاس سران شانگهاي در بيشكك قرقيزستان و اين بار هم در تهران و در اجلاس دوم  سران خزر.

پوتين در تمام لحظات با چهره جدي و بدون خنده ديده مي شود ، راه رفتن جالب وخنده داري دارد و هنگام دست دادن دست را مي فشارد و به رغم خشن بودن زبان روسي آرام سخن مي گويد.

هرچند مجري مصاحبه ديروز من نبودم اما خبر مكتوب آن را ا ز زبان مترجم نه چندان مسلط  تهيه مي كردم ، مصاحبه در ساعت پنج وسي دقيقه اغاز و به مدت نيم ساعت ادامه يافت يعني تقريبا بيش از شش ساعت وقت يك گروه يازده نفره واحد مركزي خبر را گرفت پس مي توان گفت اين مصاحبه به تمام معني گران تمام شده است. آخر مصاحبه يك عكس دسته جمعي گرفتيم و پوتين با گفتن جمله  روسي (اسپاسي دا) و ( خراشو) وگاهي هم ( اوكي ) از همه تشكر كرد.

رئيس جمهور روسيه براي كوتاه تر كردن زمان مصاحبه مكرر مي گفت رئيس جمهور شما منتظر من است اگر دير برسم گله مي كند و من مي گويم كه شما اينجا مرا معطل كرديد.

پوتين در پاسخ به پرسشي درباره اينكه قول مي دهيد با ما مصاحبه مفصل تر داشته باشيد گفت من فقط در كودكي به مادرم قول دادم ! ما كه نفهميدم چه قولي داده ؟ البته پوتين از پدرش هم چيزي نگفت!

/ 3 نظر / 4 بازدید
افروز اسلامی

با سلام مبارک است مطمئن هستم خبرنگاران و دوستداران خبر از خواندن خاطرات شما لذت خواهند برد.

فرزاد

سلام داداش فرزادم از آفريقا . همين جوری اتفاقی وبلاگت رو ديدم . مثل هميشه خوب مينويسی . با اين حساب این دفعه ششم است که پوتین رو دیدی چون یه بار هم با هم بودیم سال هفتاد و نه عشق اباد توی اولین اجلاس سران خزر اگر یادت باشه پوتين همش نخود چی کشمش ميخورد . يادش به خير

فرخی

سلام داداش، خاطره جالبيه، من فکر مي کنم پوتين همون يه بار که به مادرش قول داده براي هفت پشتش بس بوده، چون نتونسته به قولش عمل کنه و تنبيه شده!