سال نو ماهم اینگونه اغاز شد

سلام. امروز به همراه دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ساعتی پس از تحویل سال، به شیرخوارگاه" شبیر" در منطقه جنوب تهران رفتیم . دقایقی پیش از اینکه سال جدید اغاز شود با همکاران حاضر در واحد مرکزی خبر  شوروحالی داشتیم . یکی گل می آورد و دیگری هفت سینی را اماده می کرد ومن هم که کت وشلوار کوپنی خرید پارسالم را پوشیده بودم تو پوستم نمی گنجیدم !  وقتی که نوای خوش یا مقلب القلوب والابصار از صحن وسرای حضرت رضا (ع) در فضای ایران پیچید هفت سلام به نشانه هفت سین تقدیم سلاله سرمد . سبط رسول وخورشید هشتم(ع) کردم و دست دلم دراز شد تا عیدی معطر رضوی را از سفره گشوده و گسترده و رنگین کمانی او بر گیرد .  لحظه ای که سال عوض شد انگار که به حریف گل زدیم و جماعت به سر تیمی همکار عزیز و دوست داشتنی ام "ایمان مرآتی" جوان خوش ذوق و خوش مرام ، هورایی کشیدند و هیاهویی راه انداختند و بعد به همدیگر حمله ور شدند و  هرکی  رسید از بی ریش وباریش وانواع سبیل " البته مردها را می گویم" صورت سنگ پایی مرا حسابی ماچ مال کرد !! بهرحال اینجا خانه ما است و دست کم نیمی از عمرمان را به عنوان یک خانواده در کنارهم گذرانده ایم و مثل یک پیکر یکصدا سروده های فطرت و سیرت پاک این مردم را تکرار کرده ایم و پژواک صدای قلبهایشان بوده ایم و هستیم. دقایقی بعد    مجتبی سروش پور دوست وهمکار خوبمان  مدیرکل روابط عمومی ریاست جمهوری تماس گرفت و گفت ساعت ده وسی دقیقه  پایین تر از میدان خراسان  اطراف شیرخوارگاه  شبیر باشید . بلافاصله  راهی شدیم و سر ساعت مقرر  انجا بودیم و رئیس جمهور ساعت دوازده به محل رسید و برنامه با اقامه نماز جماعت ظهر وعصر اغاز شد.

 148382590d8476471420ea20640a94421d517fc.jpg     1483829c9affc73f6a5468d152ea55825d2dce5.jpg

 توی اتاق های مرکز نگهداری کودکان  لحظه ها رنگین کمانی بودند ، دلها صورتی و فضا هم سرشار از  واژگانی بود که  از زبان کودکی معصوم  رها می شد وعطر عشق ورزیدن و دوست داشتن را می پراکند . خورشید دو ساله با یک بلوز دامن افتابی، نور افشانی می کرد و شبنم عاطفه را روی لوح دلت به درخشش وا می داشت. سهراب توپول موپول  شش ماهه هم روی دست مددکاران و همراهان رئیس جمهور  غل می خورد و با  لبان غنچه ای رنگ و خیس و شربتی اش چنان نگاهت می کرد که چاره ای نداشتی جز بوییدن وبوسیدن.

                      148421515a31a805ebee21c49dffde412bace0c.jpg

در یک اتاق ده شیرخوار معصوم خواب مادر می دیدند و در اتاقی دیگر سه ساله ها الفاظ گمشده محبت را یکصدا و تک صدا  هجی می کردند.دنیای غریبی است .

 14838275c99bb24720c62c90e81835f49cb67f1.jpg   14838284b814def9edd0c78649f3459d18b65f6.jpg

این گلها وغنچه ها که به باد سپرده شده اند به کدام پروانه دلخوشند و من و ما که ایم که چنین دل سپرده ایم و سبزینه ها را به نشانه یادمان هجر و محرومیت از مهر مادری و عاطفه پدری گره می زنیم و گاه پا روی آن می گذاریم و می رویم. وقتی احمدی نژاد وارد شد اغوشش جلو تر از او چند کودک معصوم را در برگرفت و سلامی و دست نوازشی .یکی از اون ها که عطا نام داشت  شاخه گلی به رئیس جمهور داد وگفت بیا عمو این هم مال تو . ببین چه بوی خوبی میده . همشون عین ماهی های قرمز توی تنگ بلور تو هم می لولیدند و هرجا نگاه احمدی نژاد می رفت شناور می شدند. لحظه های سرشار از عشق وعاطفه رقم خورد. رئیس جمهور توی اسباب بازی ها چرخید و انگار چیزی از بچگی هاش یادش نمی اومد جز یک آغوش گرم مادر و دست پینه بسته پدر که عشق را به درونش می تاباند. نشست و دقایقی اسباب بازی ها را  از کاغذ کادو در آورد و رفت توی وادی دل دادن به غنچه ها.! یکی شعر می خوند یکی شون با گوش رئیس جمهور ور می رفت و علی رضا هم حاضر نبود سرش را از روی شانه احمدی نژاد برداره و خلاصه غرق در اقیانوس دوست داشتن وعشق ورزیدن بودیم که  علی اصغر از اون کنار گفت: دعامی کنم امام بیاد .!!و ما هم سال هشتاد وهفت را اینگونه اغاز کردیم  و خدا می داند دلم نمیاد که این پنجره احساس را به روی باغ ریحان واقاقیا ببندم . نه بخاطر خودم بخاطر شما که دوستتان دارم. نوروزتان پیروز . این هم از طرف همه شما دیده بوسی با رئیس

 جمهور وعید مبارکی .

                          148383094fad7ca6c0c444999dac73398b1401d.jpg

/ 78 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده صالحی

آقای روحانی نژاد! من هم همکار شما در خبرگزاری مهر هستم.نوشته های شما را خوندم و واقعا در بعضی از قسمت هایش اشک در چشمم جمع شد.شما خیلی با احساس توصیف کرده بودین. به ما هم سر بزنید.خوشحال می شویم.

نرگسی

سلام بزرگوار تعطیلات تمام شد غیبت کبرای حضرت عالی به آخر نرسید ؟ [گل]

عرفانه

سلام داداش مهربون.. نمی دونید چقدر خوشحالم که دوباره برگشتین و با کامنت های قشنگتون به ادم انرژی می دین... مرسی از تمام لطفتون[گل][گل]منتظر اپتون هستم... هانیه خیلی سلام رسوند...نمی دونید وقتی کامنت رو خوند انقدر خوشحال شد....خیلی انرژی می دین بهش. ..بازم مرسی.[گل][گل][گل] خیلی ارداتمندیم... یا علی [گل][گل][گل][گل][گل]

عرفانه

راستی یه چی یادم رفت بگم... چرا اقای مراتی وبلاگ ندارن.. چرا؟

ابجی سمیه

سلام دوباره داداش...راستی منظورتون چی بود از اینکه گفتید خوش به حال اون ماهی؟

***زهرا***

سلام آقای رو حانی نژاد[گل] حالتون خوبه؟؟؟[لبخند] رسیدن به خیر[گل]امیدوارم که تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه[گل] مطلب جدید نمی نوسین؟؟؟؟[خجالت] یا علی...[خداحافظ]

عرفانه

سلام.. خوبید؟ چرا حوصلشون نداره..شما بهشون بگید شاید روی شما رو ندازند زمین...حیف...داش کامران هم که داره می ره..دلمون گرفت... یا علی[گل][گل][گل]

آریانا

[گل][گل][دست][دست][دست][دست] به یادتون هستم به یادم باشین[گل][گل] hendabad@yahoo.com www.hendabad.blogfa.com به یادتون هستم به یادم باشین وب قشنگی دارید سری به ما بزنید[گل][گل][گل][گل] من شمارا لينكيدم تو هم مارو بلينك . باي[گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]