محفل عیش پاییز است !

سلام

نیمه آخر پاییز است و  رونق بازار خودنمایی رنگ ها ، صدای  دف  شور انگیز نسیم و رقص  دلبرانه برگ ها ،

 دراین محفل عیش که دامنش به  قامت یلدا می رسد ،درخشش  شبنم ، حجاب  تن نیمه عریان شاخه هاست .

گیسوان ریخته روی شانه های سرو و بید  هنوز، زگرمی  پای قمری عاشق حس وحالش برجاست

وقتی که پرهایش با سرانگشت باد  ناز می شود، اینجاست که  زبان به گلایه زمعشوق باز می شود

بیایید تا دیر نشده  نگاه از   نیم صفحه آخر پاییز بر نداریم  و اینک که  قلم موی احساس در پنجه هنرمند پاییز بر تن قلمدان می لغزد و درقاب چشم ها عشوه های رنگی  و زیبایی می آفریند فرصت مغتنم داریم و دل خویش میهمان محفل عیش پاییزی کنیم 

/ 10 نظر / 467 بازدید
غزل

سلام خوبي؟ چند روز پيش يکي از دوستانم سايت زير رو بهم معرفي کرد که باهاش تبادل لينک کنم من فکر کردم تاثيري نداره ، ولي بعد از اين که وبلاگم رو تو اين سايت و سايت هاي شبيهش لينک کردم هر روز بازديد وبلاگم زياد ميشه. خواستم اين سايت رو به تو هم معرفي کنم . حتما تبادل لينک کن چون لذت وبلاگ نويسي تو آمار بالاست.منتظرم.مرسي. http://tabadolelinks.ir

باران مهر

پادشاه فصل هاآسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستین سرد نمناکش باغ بی برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش ساز او باران، سرودش بادجامه اش شولای عریانی است ور جز اینش جامه ای بایدبافته بس شعله ی زر تار پودش باد گر بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد باغبان و رهگذاری نیست باغ نو میدان چشم در راه بهاری نیست گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابدور به رویش برگ لبخندی نمی روید باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟ داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید باغ بی برگی خنده اش خونی است اشک آمیز جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن پادشاه فصل ها، پاییز

باران مهر

سلام وخداقوت[گل] متن بسیار زیبا وتصاویر زیبایی انتخاب نمودید*** درپناه حق[گل]

بهنام

سلام شما به شبکه ی اجتماعی منتظران ظهور دعوت شده اید monji1.zcz.ir به امید ظهور منتقم به حق خون امام مظلوممان ابا عبدالله الحسین اللهم العجل لولیک الفرج

امیرعباس

سلام پس ازحدود یک سال به روزم ومنتظرنظرهای گرانبهای شما

نیکا

[گل]الهم عجل لولیک الفرج...

انجمن فرزانگان کویر

با سلام ابر باشی و نباری چه سخته.................. تو کیستی با این شکوه و جلال انجمن فرزانگان کویر

همگام با ریاضی

در سرزمین خاطره ها آنان که خوبند همیشه سبزند و آنان که محبتها و دوستی ها را بر قلبشان برافراشتند همیشه به یاد می مانند...

سهیلا

ﻓﺼﻞ ﻫﻔﺖ ﺭﻧﮓ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻬﺎﺭ ﻋﺎﺷﻖ ﻭ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺪ ﺩﺭ ﺳﻮﺯ ﻫﺠﺮﺍﻥ ﻭ ﻓﺮﺍﻕ ﺟﺎﻧﺎﻥ.. ﺷﻤﻌﺪﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﻨﺪ  ﻭ ﺷﺐ ﺗﺎ ﺑﻠﻨﺪﺍﯼ ﺳﺮﻭ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻧﺪ.. ﺑﺮﮒ ﻫﺎ ﺧﺶ ﺧﺶ ﮐﻨﺎﻥ ﺧﺰﺍﻥ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﻧﮓ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺟﺎﻧﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻓﺼﻞ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﺳﺖ.. ﮔﻞ ﻧﺮﮔﺲ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺧﺎﮎ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻇﻬﻮﺭﺵ..   ﻭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿﺰﻡ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺣﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻣﻦ ﺧﯿﺮﻩ ﺩﺭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻧﻮﻇﻬﻮﺭ ﺧﺰﺍﻥ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺍﺭﻏﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﻧﻮ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ.. **سهیلا ص **

شمیم هجرت

[گل][گل][گل]