اشک هایت باور نمی شود سرباز!!

سلام ، رسانه های یک سو نگر این روزها تصویری  از گریه یک مادررا منتشر کردند که از منظر نگاهشان تصویری جذاب و دیدنی است ، اما کسی نگفت یا در زیر این عکس ننوشت  گریه کن سرباز! تا ماه ها وسال ها فراق جگرگوشه ات شسته شود و طعم تلخ جدایی فراموش  و حتی شیرین گردد ، ولی کاش این اشک هایت که نبض مادری در آن می طپد وسر چشمه زیباترین ودیعه الهی یعنی مهروعاطفه مادری است در جای دیگر هم جاری می شد و یا حداقل اشک های هم نوعان خود را هم می دیدی . بیا با هم فریاد بزنیم ، بدا به حال آنانکه به نام دفاع از حقوق زن و برابری با مردان لباس نظامی بر تن تو پوشاندند وبه جای فرزندت سلاح در آغوشت نهادند وبه جای لبخندهای مادرانه ات خشم و کینه را درچهره و قلبت نشاندند ، آری قبول داریم که این لحظه و این صحنه دل انگیز است اما نمایه های دیگر را هم ببین

ترا سرزنش نمی کنیم که چنین ابراز عاطفه می کنی بلکه همه نفرین ها بر آنان باد که برای منافع دنیایی خود لطافت روح واحساس را از تو گرفتند وآن را تنها درچارچوب خانواده وسرزمینت محصور کردند. آری ای سرباز میدان نبرد برای لذت های وال استریتی خودت بگو تصویر این  گریه پرشور تو با اشک های دردآلود درتصویرهای دیگر چه تفاوتی دارد ؟! خود قضاوت کن سرباز، چرا فقط  تصویر تو در تعریفی از بازگشت با شکوه ولحظه تاثیرگذار برگزیده می شود؟ چرا؟!

 کاش کسی از تو بپرسد این کودک را که در دامان پدر  جان می دهد می شناسی؟

 

 

        این یکی را برای ثبت خاطرات خوبت حتما  به یاد داری ؟ 

 

 

دیگری را چطور؟ هان ای سرباز، پس از آنکه در کنار عزیز دردانه ات آرام گرفتی صفحه رنگین دفترچه خاطرات را ورق بزن، شک ندارم که  در سطوری از آن با افتخار و در توصیف لحظه های فتح قهرمانانه  نوشته ای:" پدرش را به بند کشیدم چشم هایش را بستم تا محرومیت از دیدن چهره کودک مظلوم وبی گناهش بیشتر آزارش دهد "، اینک آن را مرور کن و اگر روزی یا یک وقتی روح مادری ات دوباره شکفت و نگاهت رنگ محبت گرفت ، اگر می شود برگرد بیا حداقل یک جفت دمپایی برایش بیاور ، تا خشونت و بی رحمی تو در لذت آرامش کف پایش و در اقیانوس روح زلال کودکانه اش فراموش شود ، ولی حقیقت این است که تاریخ از نسل واسلاف شما خاطره خوبی ندارد  چرا که هرکس حاضر نشد تسلیم فرمان و امیال شما شود سرنوشتش همین بوده است هرچند بگویید ما بهترین های بشریم و منادی برترین ارزش های انسانی هستیم اما بپذیر که دیگر حتی  اشک هایت  هم باور نمی شود ای سرباز غرب متمدن!! 

 

 

 

 

 

 

 

/ 82 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید روحانی

سلام مطلب جالبی بود [دست] اگر از وبلاگ من هم بازدید کنید خوشحال می شوم [لبخند] با اجازه لیکنتون کردم بالاخره فامیل مشترک به درد همین روزا می خوره (البته شما یه نژاد اضافه دارید)[چشمک]

prinston

سایت بسیار جالب و پرمحتوایی دارید به نوعی یک مرجع و مجله الکترونیکی برای راهنمایی و مشاوره افراد در زمینه های مرتبط است .

نیکا

[گل] گل را تقدیم می کنم به اشک های پدران و مادران و کودکانی که مظلومانه فرو ریختند در جور دموکراسی غرب قلب مهربان آرزو می کنم برای همه تن هایی که اسیر شیطان شدند تا خنجر آزادیش را بر تن مظلومان فرو برند تا شاید نجات یابند از این بردگی دردناک بسیار تاثیر گذار بود موفق باشید[گل]

هواداران سلامی

سلام. خوب بلد هستید چجوری چشمای ادم رو بارونی کنید[گل] بیش از اندازه زیبا نوشتید بغض داره خفم میکنه موفق باشید[گل]

امین

بی نظیر بود موفق باشید

زینب ومعصومه

سلام اقای روحانی نژاد خوبید؟خیییلی این مطلبتون قشنگ بود خیییلی!چند شب پیش گزارشتون رو از اخبار شبانگاهی دیدم.دلمون براتون تنگ شده بود گفتیم سری بهتون بزنیم.وقت داشتید یه سر هم به مابزنید یاعلی

محمد رضیعی

سلام جناب آقای روحانی نژاد خداقوت واقعا مطالب زیبا و تاثیر گذاری در وبلاگ خود گنجانده اید بنده همکار شما در مرکز اراک هستم امیدوارم بتوانم از تجربیات ارزنده شما در رسانه بهره کافی و وافی را ببرم التماس دعا

زینب ومعصومه

سلام.خواستیم از اجابت کردن دعوتهامون ازتون تشکر کنیم وبگیم که ما این محبت ولطف وتواضعتون رو می بینیم وبسیار هم متشکریم.

محمدرضا فیضیان

سلام به امید دیدار مجدد سلامت باشید