دکتر!!

سلام . واقعا که هر چیزی موسمی دارد  ازجمله گیر دادن به مدرک تحصیلی "دکتری"  که موسمش  همین الان است . حالا چقدر مگر ارزش دارد که وقت مجلس و مقامات خدمتگزار  با مدرک و بی مدرک  ، رسانه ها و مردم گرفته شود تا این موضوع به سرانجامی برسد . آن هم " دکتری " که فوق فوقش در نوشتن حکم مدیریت اشتباه املایی یا انشایی مرتکب می شود و یا در انتخاب مدیران اندکی " منحرف " است  و درنهایت اگر خوب نیست  آدم به دکتر دیگری که بدون کیف "سامسونیت " یک دنیا طرح و برنامه متنوع تر در سینه دارد مراجعه می کند  .اگر اصل خدمت به خلق خداست ،گفتن آقای دکتر با نگفتنش چقدر توفیر دارد . من پیشنهاد می کنم برای اینکه کسی به مدرک "دکترای "دیگری گیر ندهد، طرف  " آمپول زنی " یاد بگیرد ولو تزریق به شکل ایستاده و از روی پیژامه !! تا حداقل ، دروغش  راست باشد .. ما که در محله قدیم خودمان یک "شمسی خانم " داشتیم که سواد خواندن ونوشتن هم نداشت اما همه او را " خانم دکتر" صدا می کردند ، اتفاقا شیوه منحصر بفردی هم در تزریق داشت با هیکلی چاق و گرد و نزدیک صد کیلو وزن ، برعکس روی پشت بیمار می نشست شلوار را کمی پایین می داد تا هنگام  " سوز " و احیانا " درد " مشکلی برای خودش پیش نیاید .یک "اوستا رجب " هم داشتیم که  با ساده ترین روش " انبری " دندان خراب و سالم را با هم می کشید تا از همسایگی یکسان سهم برده باشند ، روی شیشه مطبش با " ٍگل رنگی " نوشته بود "دکتر رجب دندانکش "  که اتفاقا سابقه مبارزه سیاسی !! هم داشت ، دندان سالم یکی از " ساواکی ها " که آن روز مردم او را به عنوان "پلیس مخفی" می شناختند به جای دندان " کرم خورده" کشید  و جناب مامور هم چند بار او را به " شهربانی" کشاند  !! آخر سر هم هنگام اصلاح شاخه های درخت  بادام، شاخه ای را که روی آن ایستاده بود " اره " کرد  و با مخ به زمین آمد و نفس فراموش ساخت !  خدا رحمتشان کند اگر بودند الان عده ای  به مدارکشان گیر می دادند.

/ 28 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی

سلام.امروز اغاز به کار وبلاگم هست.یه وبلاگ بزرگ.شما به عنوان میهمان ویژه دعوت شدید.اگه لطف کنید و تشریف بیارید ممنون میشم.اگه میشه منو با عنوان (یادداشت های یک شبه خبرنگار)لینک کنید وبعد بهم بگویید با چه اسمی لینکتون کنم.خبرهای جالبی از عمق روزمره وگذر زمان در راهه.با نظرتون خوشحالم کنید.از لطفتون ممنون میشم. یاعلی www.persis1991.blogfa.com

زهرا_ض

سلام داداش به روزم با اگر تهمینه میلانی اژانس شیشه ای را میساخت....

نسیم

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی‌کند کسی به کوچه سار شب در سحر نمی‌زند سلام بعداز مدتها وبلاگمو بروز کردم خوشحال میشم سر بزنی و خوشحالم کنی منتظرت هستم

خسروی

جنابعالی ظاهرا غیر از اینکه خبر نگاری با وقار هستید طنازی قابل توجه هم هستید.. هر دم از این باغ بری می رسد

سید جمال طباطبایی ازاد

با سلام ضمن تشکر از حضورتان بسیار دشوار است شعر گفتن و نشستن کنار پنجره و انگشت بر شب کشیدن و نگاه به آسمان دادن و به ماه و به ستاره هایی که در باد و باران گم می شوند.!

علی

سلام بزرگوار بروزم و منتظر حضور گرمتون. التماس دعا[گل][گل][گل][گل]

دکتر سعیدی

آقا دست شما درد نکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تلافی: تو کوچه ما یک کلثوم ننه بود که تو خونه هر کی سرک می کشی بهش میگفتیم خبرنگار

سید جمال طباطبایی ازاد

با سلام ضمن تبریک عید مبعث بر شما دوست عزیز از حضورتان در وبم ممنون و مسرورم خواند زبان دلم ثنای محمد(ص) ماند خرد خیره در لقای محمد(ص) دیده دل، جام جم به هیچ شمارد سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص) عید مبعث بر همگان مبارک