مشدی هوگو!!

 

سلام. اگر یک نفر پنج ساعت تقریبا بدون وقفه حرف بزند و شما بیشتر شنونده وبسیاری وقت ها مجبور باشید پاسخ بدهید و مطالب او را تکمیل سازید چه حالی پیدا می کنید بخصوص که یک طرف هرچند دقیقه یک بار لب ترکند وآب خنک بخورد و شما گلوی  خشک و روزه دار باشید. این حقیقت ماجرای دیدار وگفتگوی هوگوچاوز رئیس جمهور ونزوئلا با دکتراحمدی نژاد رئیس جمهوردر نهاد ریاست جمهوری بود.خدا وکیلی سروکله زدن با "پرچونه ها" دشوار است.چاوز این بارپس از استراحت ده ساعته در هتل و با آمادگی بیشتر برای حرف زدن وارد مراسم استقبال رسمی ومذاکرات شد و به قول عوام "مخ همه را گذاشت توی فرقون وبرو که می روی تو جاده سنگلاخی"! این بار فقط معرفی وزیران واعضای هیات ایرانی مذاکره کننده که ده نفر هم بیشتر نبودند نزدیک به یک ساعت طول کشید و آقا هوگو به خانم دکتر وحید دستجردی که رسید بسیار ابراز احساسات کرد و از جوان بودن وزیر بهداشت و رئیس جمهورکشورمان هم سخن گفت . به غنضنفری وزیر جدید بازرگانی که رسید از خاطره دوران کودکی و ماجرای یک پیرمرد عرب ساکن دهکده پدری اش که همسرش مرده ودر همان دهکده دفن شده بود تعریف کرد و گفت  :یک ساله بودم و او همواره مرا در آغوش می کشید ونوازش می کرد و اخیرا پس از چند دهه او را دیدم و هردو در آغوش هم گریه  کردیم ....

                          

هوگو این بار به زیارت حرم مطهر حضرت رضا (ع) هم مشرف شد این هم ازکارهای منحصر بفرد  احمدی نژاد  است که یک غیرمسلمان را کنار سفره افطار در حریم یک امام معصوم (ع) نشاند. البته سال گذشته هم "مورالس" رئیس جمهور بولیوی در مسجد سلمان فارسی در نهاد ریاست جمهوری درکنار ایتام تحت پوشش کمیته امداد بر سر سفره افطار نشست وحالات معنوی ماه مبارک رمضان را تجربه کرد . حالا آقای چاوز به کاراکاس که برمی گردد دیگر "هوگوی" خالی نیست بلکه "مشدی هوگو" است . رئیس جمهور ونزوئلا به حضرت رضا ع هم عرض سلام وادب کرد وگفت همه  ما بی صبرانه منتظر ظهور حضرت مهدی (عج) وحضرت مسیح(ع) هستیم.

                         

البته ما که از حال و روز درون افراد اگاه نیستیم و صد  البته بزرگواری امامان معصوم (علیهم السلام)  آنقدرهست که به ندای باطن تمام خلق خدا فارغ از مرام و مسلک و مذهب ونژاد وزبان بلکه براساس نیت وخلوص درون  پاسخ مثبت دهند کما اینکه برخی ازهموطنان ارمنی خودمان هم برای امامان معصوم شیعه احترام خاصی قائلند و توسلاتی هم دارند . هرچند آقای چاوز "اهل کتاب"شمرده می شود ولی طبیعی است که از حرمت شراب ومستی و غسل های واجب چیزی نمی داند و به قول اون کودک تبلیغات چی " اون هم با من " به زودی یادش خواهیم داد !! اگر چه در میان معتقدان مسلمان هم ممکن است کسانی باشند که حرمت  این گونه مکان ها را ندانند و رعایت نکنند که البته اینان که دچار نفاقند و به مراتب گناه وزیانشان  بدتر است. خلاصه  اگر هوگوخان  چند بار دیگر به ایران سفر کند زیارت امام زادگان (ع) در قم و شهر ری و شیراز را هم دربرنامه خود خواهد داشت و دیگر به جای واژه های نامانوس "پره دگو دا پوستا دیتو دالا موتو زاپاتا دل پی یرا" سخنرانی خود را با دعای فرج آغاز خواهد کرد.

                 

این هم تصویر خانم های همراه آقای چاوز ،البته دیگرهمراهان رئیس جمهور ونزوئلا درنگاه اول همکاران هموطن خود را نشناختند. مثل من که یک بار با هواپیما ازتهران به مقصد اتریش می رفتم یک خانم ایرانی پوشیده وباحجاب برصندلی کنارم نزدیک پنجره نشسته بود همین که ازفضای ایران خارج شدیم این خانم بلند شد ومثلا به دستشویی رفت ده دقیقه بعد که برگشت دیدم تمام پوشش او به دوتکه خلاصه شده است .اول نشناختم به او گفتم ببخشید مثل اینکه ردیف صندلی را اشتباه آمدید این جای خانم دیگری است !.با لبخند پرمعنایی گفت :نخیر آقای خبرنگار از اینجا به بعد دیگر ایران نیست! ببخشید اجازه بدهید سرجایم بنشینم!!هرچند به قول برخی ها آب وهوا بد نشد ولی واقعا تاسف خوردم که این خانم نه فقط به عنوان مسلمان بلکه حد اقل  یک ایرانی اصیل باید حریم ونجابت ذاتی وفرهنگی خود راحفظ کند . برعکس این صحنه  درمشهد برای ونزوئلایی ها پیش آمد .!

/ 32 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضي

سلام آنچه از اينجا با خود برديم لذت بود... دوست عزيز! در اين شب ها...... اگر باران چشمانت فرو ريخت كوير قلب ما را هم دعا كن...[گل]

کهندل

برادرارجمندجناب آقاي روحاني نزاد سلام عليكم بنده يكي ازخوانندگان مطالب پرمحتواوآموزنده وبلاگشماهستم ولي براي اولين باراست كه برايتان كامنت مي گذارم و خواستم تشكركنم از غيرت مذهبي وتوجه شمابه احكام طهارت دراماكن مقدسه كه بنده عليرغم ديدن تصاويردراخبارسراسري بدان توجه نكرده بود .درسومين حرم اهل بيت حضرت شاهچراغ ع نايب الزياره شماهستم .

عباس

سلام حاج اقا این چاوز هم فیلمی هست قبلا تئاتری نبوده ؟شایدم بازیگر سینما بوده الله اعلم شاید خدا رو از من بهتر میشناسه کی از دلش خبر داره من اگر توی اون هواپیما بودم و اونجور خانمی کنارم می نشست برای اینکه به گناه نیوفتم و شیطون گولم نزنه زود خطبه عقد جاری می کردم [لبخند] حاج اقا مارو هم دعا کنید

عباس

شوخی کردم حاج اقا ما عرضه چنین کاری رو نداریم[لبخند] اگر جای شما بودم برای اینکه چشمم به اون زن نیفته و گناه نکنم سرم را روی شونش می گذاشتم و چشماممو می بستم و یه خواب جانانه می کردم [نیشخند]

سندس دختری در جست و جوی حقیقت

سلام داداش ... خوبید؟انشالا که همیشه سلامت باشید[گل] انقدر جالب نوشتید که با اینکه کامل خوندم...ولی باز بعضی قسمتهاشو دوباره میخونم[لبخند] با چندتا پست کوتاه به روزم...التماس دعا....یاحق[گل][گل][گل]

بهروز

سلام داداش.مخلصیم. خیلی خوب بود . فقط راجع به تجربه شما در هواپیما مشتی هوگو هم برای هموطنان خود باید تاسف بخورد یا ....؟

مرتضی

سلام جناب روحانی نژاد عزیز نماز روزه هاتون قبول عیدتون هم مبارک حدود چهار 5 ماهی میشه نیومدم اینجا یعنی دسترسی به اینترنت نداشتم کلی خونه تکونی کردین توی وبلاگ ! ماه رمضون دلتون هم خونه تکونی کردی ؟ من که از ماه رمضون متاسفانه آنچنان بهره ای نبردم و به قول دوستام فقط گرسنگیشو به دوش کشیدم