توشه قلم
قالب وبلاگ

داشتم   با یک پرچم سه گوش "یاحسین" به سر دردلم رنگ و روی عزا می دادم که  چند قطره خون به لوح وجودم پاشید .انگار که  پرچم پنجره شد و صحنه هایی را در برابر دیدگانم گشود .ماجرا تکراری بود ولی با نمادهای متفاوت . بی آنکه کسی روضه تیر سه شعبه زهرآلود و گلوی علی اصغر بخواند، دیدم یکی نوزاد صورت پاره وبازو قطع شده ای را برداشته بود و هاجر وار حتی نمی دانست به کدام سو بدود . بی آنکه توصیفی از ضجه های صبورترین مادر تاریخ حضرت رباب (س) بشنوم ، مادری نعره هایش  با مشت های خونین اش گره می خورد بر سینه اش نقش می بست ، انگار زمین از گیسوانش آویزان است .در ذهنم صحنه ها را بازخوانی کردم این بارتیر سه شعبه حرمله نیست بلکه  بمب خوشه ای غنی شده با اورانیوم لشکر "ایهود" و" اولمرت " از نسل صهیون است  که  قلب کوچک نه یک علی اصغر بلکه دهها شش ماهه فلسطینی را درید. وپنجه های خوفناک ودرنده ای که درنبرد تن به تن احد قلب را ازقفسه سینه بیرون کشید تا خاستگاه محبت آل ا.. را ریشه کن کرده باشد امروز با یک موشک قلب ها را ازجا در می آورد.   البته درنگاه دقیق تر این صحنه ها یک شباهت هم دارد و آن اینکه این بار هم قوم "عرب " با رقص شمشیر وهلهله در خلسه سازش وکرنش می غلطد و نظاره می کند و با همان صورت های پوشیده و مرموز و پرسه زن کوچه های کوفه به خبرچینی برای ساکنان کاخ ها و خیمه های اشرافی  مشغول است تا نکند این بار در عرصه دیگری از تبانی برای انتقام بدر وصفین جا بماند .وقتی دیدم کودکی پابرهنه ووحشت زده به هر سو می دود تا بلکه دستی و نگاهی به او پناه دهد اما خمپاره ای او را با طوفانی از غبار به در و دیوار چسباند، انگار آسمان آوار شد وبرسرم فرو ریخت .دل واحساسم از هوش رفت فقط  شنیدم مردمی  می گفتند  "آه ای غزه " .خدایا من یک دل وجان که بیشتر ندارم، با سوز محرم و داغ حسین (علیه السلام)  و رنج زینب (سلام الله علیها) و درد غزه مظلوم چه کنم ؟! .

 

 

[ ۱۳۸٧/۱٠/٩ ] [ ٥:٥۱ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس