توشه قلم
قالب وبلاگ

 

دو دهه پیش که شاگرد دون پایه کلاس های تخصصی خبر بودم استادی که خدا به او طول عمر بدهد و سلامتش بدارد یکی دو ساعت درباره " مفاهیم  ومقیاس سنجش زمان" در خبر و تفاوت بین لحظه و دقیقه ، ساعتی پیش و دیروزو امروز بحث کرد و ما حصلش این شد که وقتی می گوییم "چند لحظه" باید مخاطب بداند که از دقیقه کمتر است وحتی ثانیه ها به زور خودشان را در آن ظرف زمانی جای می دهند و خلاصه کلی باید و نباید و نفی واثبات که رعایت آن در خبر الزامی است. امروز خوشبختانه همان همت در اصحاب خبر صداو سیما وجود دارد و به رعایت آن مقیدیم وبه همین سبب گاهی  به تعبیری" از آن طرف" می افتیم مثلا در برنامه تحلیل ها پس از سوال سی ثانیه ای مجری ، مفسر محترم اگر سرفه و صدایش را صاف کند  در وقت او محاسبه و با جمله "تشکر از وقتی که به ما دادید" از صحنه محو می شود .

حالا بفرمایید که  با سخنرانان، که البته مقامات رسمی وعالی رتبه کشور هستند چه کنیم؟ برخی بزرگواران در آغاز سخن به نحوی که به رغم معطلی و اتلاف وقت  مخاطب ، اورا همواره بدهکار و چنین آغاز می کنند : نمی خواستم و نمی خواهم مزاحم بشوم ولی به  اصرار دوستان چند لحظه ای چند کلمه ای عرض می کنم!! و یا اینکه بیشتر مطالب را سخنرانان قبلی فرمودند و بهره مند شدیم ، من فقط یک یا دو نکته مختصر را یاد آوری می کنم و در محضرتان درس پس می دهم    و خلاصه برو بریم نیم ساعت و چهل دقیقه  و دست کم شصت پارگراف..

برخی ها در حضور رئیس جمهور هم کوتاه نمی آیند. طرف به عنوان میزبان یعنی متولی و صاحب محل برگزاری و نه موضوع و محتوای  برنامه و به  اسم خوش آمد گویی به میهمانان پشت تریبون می رود آخرش هم با سی تا یادداشت کوتاه نمی آید وحتی کار به بال بال زدن مجریان از انتهای جلسه ، کشیدن کت ، ویشکون از ساق پا  می رسد ولی هنوز نکته و لحظه تمام نمی شود.همین چند روز پیش درجلسه ای سی نفره با حضور رئیس جمهور، بزرگواری از مجلس شورای اسلامی به درخواست خودش به عنوان سومین سخنران پشت تریبون رفت و طبق معمول فرمود :قصد تصدیع ندارم و برحسب تکلیف وارادتی که به برادرعزیزم جناب احمدی نژاد دارم  چند لحظه ای یک نکته را عرض می کنم و آن اینکه درنامه امیر مومنان علی(ع) به مالک اشتر می خوانیم که ...... ای مالک با مردم .......خلاصه  همه بندهای آن نامه را خواند وحتی چند بند هم به تناسب زمان و با تفسیر اضافه کرد و حاصلش اینکه  بیست وهفت دقیقه سخن گفت و نصیحت وملامت نمود و با لبخند نشان از رضایت درجایش قرار گرفت. دکتر احمدی نژاد هم چنین گفت :خوب شد ایشان نمی خواستند صحبت کنند البته کم هم نگذاشتند وهرچه دلشان خواست فرمودند و ما هم فیض بردیم !! دراینجا  به نظرمن معنی واژه " فیض " در ادبیات جدید، متفاوت و همراه با "غیض " است. سپس  دکتر هم چند لحظه ای بیشتر سخن نگفت !! وجلسه ساعت شش ونیم کشید به ساعت  یازده شب ...

یک میهمان خارجی روزی به من گفت : شما ایرانی ها خیلی حرف می زنید وخوب هم می شنوید  ما اصلا حوصله هیچ کدام را نداریم. من هم گفتم  برو خدا را شکر کن که گرفتار " فیدل کاسترو ، هوگو چاوز ورافائل کره آ" مردان پرحرف امریکای لاتین نشده ای. سال گذشته ساعت 9 صبح وارد ونزوئلا شدیم . تلویزیون فرودگاه نشان می داد که  چاوز درحال سخنرانی است  پرسیدیم کی تمام می شود گفتند عصربرای استقبال رسمی می آید . درنهایت ساعت  شانزده آن گونه که برای ما ترجمه شد با این جمله به سخنانش پایان داد "این بود بخشی از مطالبم ،چون میهمان مهمی  دارم و باید برای استقبال بروم  بقیه اش بماند برای بعد ...... 

[ ۱۳۸٧/۱٠/٤ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس