توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام .سه سال است که پانزدهم آذر در تقویم زمان ،یک  روز عادی  نیست .وسعت یک تاریخ را بر پیشانی دارد و یک داغ سنگین بر دل. ...روزی که دست گلچین تقدیر همه خوبان را در هودجی از نور نهاد و بردوش فرشتگان تا عرش همراهی کرد من از دور در آن سوی زمین ، دلم را در برابر سونامی فراق تنها دیدم ، امواج با تمام قامت و هیبتشان بر اندام زمان می کوفتند فقط احساس کردم درخشش اشک دردانه هایی بر طاق دلم نشست که بغض هایشان در طپش قلب نا آرام مادر گم شد .آنقدر دور بودم که دستم نمی رسید گیسوی خیس "غزل" را کنار بزنم یا اشکی ز گونه "کوثر" برگیرم .هرچند کوثر در پی بابا دوان دوان می رفت و سرانجام دستش را به دست بابایش رساند و پا به پا همراه شد  و الان در" پارک پروانه های بهشت " روی سرسره ای  زمردین می لغزد و بر دامن بلورین فرشتگان تاب می خورد .

                                 

 راستی آن روز پرتوهای تابیده از پیکرها آنقدر شدید بود که دستم را به چشمانم گرفتم و از لابلای انگشتان سعی کردم  یک یک ستاره ها را بشناسم و سلام وتعظیم کنم . دو محمود از نسل نیکان ، ابراهیم وعلی رضا و رسول و سید محمد و چند ده شهید که براستی سرآمد شایستگان بودند چنان پرواز می کردند که رنگ وروی بالشان همسان سپیده بود و من در انتهای یک شب غم الود در تب درد وامانده می سوختم.درهمان حال دستی به قلم بردم و نوشتم" آی کاروان نیک سالار و هان ای  لشکریان باخبر از عالم بی خبران  قرار بود جنگ با نا مهربانی و صلابت در میدان عشق را ترسیم وفقط تمرین کنید پس چرا این گونه تمام هیمنه تان را به آتش سپردید و چنین سوختید .ای دوستان و یاران پیشتاز من  حال که می روید  با قطره ای از خونتان دامن قلم را متبرک کنید تا از این پس چنین بنگارد.

اول قرار نبود بسوزند عاشقان

لعنت  به جان شمع فتد که این بنا نهاد

یادشان گرامی نامشان ماندگار ، راهشان مستدام و پر رهرو باد و خدا مرا و همه را قدردان خون های پاکشان سازد تا همواره یاد وآرمانشان را پاسداریم و یادگارانشان را تکریم و احترام کنیم .

[ ۱۳۸٧/٩/۱٥ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس