توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام.

این روزها سرم شلوغ است و برنامه هایم فشرده . بنده که  بدون محاسبه شب ها 22 سال دارم تلاش می کنم دربرابر این رئیس جمهور پرتلاش وخستگی ناپذیر، کم نیاورم و در کنارش باشم و پاسخ لبخندهایش را با لبخند نشاط امیزی بدهم . سفر های پی در پی ، تقریبا تمام وقتم را پر کرده و فرصت وبلاگ نویسی کمتر شده است  هرچند کار برای من خستگی ندارد و اگر حقوق خانواده نبود وقت بیشتری صرفه حرفه ام می کردم .به قول شاعران حتی افراشته می خوابیدم. این روزها دل وجانم با صدای پای کاروان ها به سمت کعبه جان روان

ا ست . بازهم منتظر یک تلفن ناگهانی ام تا مثل پارسال در چنین ایامی مرا هم  در خیل عاشقان محرم سازد . خدا لطف کند اگر شایستگی تشرف دوباره را ندارم ازغبار پای زائران سر ورویم  متبرک نماید. دیروز با رئیس جمهور برای دیدن چگونگی ساخت و صحنه های تصویر برداری مجموعه تلویزیونی" مختار نامه " که شش سال زمان برده وهنوز تمام نشده است  به شهرک سینمایی "احمد آباد مستوفی" در جنوب غرب تهران رفتم .

                

 "مختار" جوان انقلابی و مومنی بود که ضمیر پاکش در عصر غربت اسلام و جنایات بنی امیه برانگیخته شد و به خونخواهی امام حسین (ع) فرزندگرامی رسول خدا برخاست .

 

               

صحنه های جالبی بود ازجمله دیدن قامت بلند کعبه نمادین و حاجی نماهای  بازیگری  که هریک سه هزار تومان در هر روز می گیرند و کارشان ایفای نقش به عنوان سیاهی لشکر از جمله زائر عصر" مختار" است . وقتی داوود میر باقری کارگردان نامی کشورمان فرمان اغاز طواف بر گرد کعبه را با فریاد " موتور" صدا " تصویر" و" حرکت " صادر می کرد ، جماعت سیاه وسفید شامل زن ، مرد وحتی کودکان چهار، پنج ساله ای که از اقوام گوناگون ایرانی با زبان های مختلف جمع کرده بودند به دور کعبه ای که تشابه ساخت آن بسیار نزدیک به حقیقت است به طواف در می آمدند.

                                    

 تفاوت در این بود به جای اینکه توجهشان به کعبه و عبادت باشد به رئیس جمهور  ابراز احساسات می کردند و کارگردان مجبور می شد اجرا را تکرار کند.یاد سفر حج سال گذشته افتادم که برخی زائران با دیدن احمدی نژاد ابراز احساسات می کردند و یادشان می رفت کجا ودر چه موقعیتی هستند ولی آنجا دیگر کارگردانی نبود که دستور تکرار دهد .درصدی  از سیاهی لشکر این مجموعه تلویزیونی هم معتادانی بودند که حال وزبانشان به تکبیر های بلند قد نمی داد و البته نه از خوف خدا بلکه درنتیجه خماری ونشئگی با  شانه های خمیده و گام های لرزان  طواف می کردند . خوشبختانه این سریال برای هشتصد نفر ازجمله اهالی روستای "خنج"  زادگاه  کارگردان  از توابع شاهرود شغل ایجاد کرده است . از گروه های خبری خواسته شد تصویر و عکس کعبه و طواف را نگیرند که البته این از حقوق تهیه کنندگان و سازندگان این سریال است  وتقریبا رعایت شد. در یک فرصت من عکسی از خودم انداختم . به یکی از همکاران پیشنهادکردم اگر مکه مشرف نشده ای عکسی بینداز و دست کم دو هفته درانظار ظاهر نشو . بعد با سرتراشیده و عرق چین بر سر ویک شال زرد به دورگردن باز گرد .عکس را هم سند کن و آهی از دل برآر و بگو خدا قسمت همه آرزو مندان کند. اما مواظب باش اگر بستگان و مستقبلین از عرفات پرسیدند نگویی ای بابا او که با کوله باری از مسولیت دربرابر فلسطینان چند سال پیش درگذشت! و یا اگر از ستون های جمره سوالی شد نگویی آن را بوسیدم ولی سنگ زیادی به سرم اصابت کرد....!1 خدا حج واقعی نصیب همه آرزومندان کند.

[ ۱۳۸٧/٩/٢ ] [ ٤:٢٦ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس