توشه قلم
قالب وبلاگ

 

بازداشت " رادوان کارادزیچ" جنایتکار صرب  که در قتل عام مسلمانان مظلوم بوسنی و هرزه گوین نقشی اساسی داشت بهانه ای شد تا زخم های کهنه مصائب مسلمانان آن دیار در دلم سر واکند و از روزهای غم انگیز و دردناکی که مسلمانان شبه جزیره بالکان با آن روبرو بودند و بگونه ای هنوز هم هستند یاد کنم.کارادزیج درسال 1374 با همکاری نظامیان  هلندی که به اصطلاح برای حفظ صلح در منطقه مستقر شده بودند  هفت هزار نفر را در مدت چند روز قتل عام کرد که هنوز هم گورهای دسته جمعی از مسلمانان بی پناه سربره نیتسا کشف می شود .

                         

کاش امکانات آن روز که من برای پوشش خبری اوضاع منطقه بالکان درسال های دهه هفتاد به آن دیار رفته بودم مثل امروز بود . آن وقت می توانستم با عکس ها وتصاویر با شما حرف بزنم. من و  چهار تن از همکاران نخستین گروه تلویزیونی از ایران بودیم که  برای پوشش خبری منطقه بالکان به بوسنی هرزه گوین رفتیم  .بگذریم که چگونه و با چه لطایف الحیلی وارد  آن سرزمین نفرین شده و خوفناک آن روز شدیم . درهمان روزهای شوم ، شنیدن نام چند نفر در آن منطقه وحشت را به وجود هر انسانی در آن منطقه می افکند که ازآن جمله همبن "رادوان کارادزیج"معروف به" قصاب بالکان " یا " روباه درنده " و  فرمانده شبه نظامیان دهشتناک صرب موسوم به" چیتنیک ها" بود.

     

دریک نیمه شبی راهنمای محلی که از مسلمانان بوسنی و به سه زبان صرب ، کروات و آلمانی هم مسلط بود ما را بوسیله یک دستگاه خودرو گلف زهوار در رفته  از یک بیراهه دشوار وارد خاک بوسنی هرزه گوین و آنقدر در جاده سنگلاخی ارتفاعات بالا پایین کرد که امیدی نداشتیم به مقصد برسیم .  حتی گاهی خودرو وچراغها  را خاموش می کرد تا صدا و نور آن گروه های مسلح ناشناس را متوجه نکند . پس از چهارساعت  به یک ایستگاه بازرسی رسیدیم و نور ضعیف یک چراغ قوه خودرو ما را وادار به توقف و سربازی بدهیبت با تهدید اسلحه  ما را پیاده کرد . همه جا بوی تعفن جنازه  می داد ، با همان دلهره نگاهی به اطراف کردم سکوت مرگباری حاکم بود وگاه سگ های سیر از اجساد متعفن زوزه می کشیدند . خیلی چیزی پیدا نبود اما به نظر می آمد همه جا ویران است و نفس هر جنبنده ای محبوس . با فاصله اندکی  فرد دیگری پشت یک میز نشسته بود که حالت غیر عادی داشت  ، راهنما گفت:  می گوید کنار دیوار بایستید دست ها تان را بالا ببرید . ما هم چنین کردیم . او که یک فرمانده چیتنیک بی رحم و کاملا مست بود خطاب به سربازش گفت :همه چیز را بازرسی کن !!ما را با فاصله سه متر از هم جدا کردند درحالی که دستهایمان بالا بود بازرسی بدنی شدیم .ضربان قلبم گیتار می زد ، نفس هام نی و دلم در دستگاه شور می نواخت !!صرب ها به شدت از گروه های خبری وحشت داشتند تا جنایاتشان منتشر نشود بنابراین ناچار شدیم  وسایل خبری شامل دوربین و نوارها و میکروفن را در صندوق خودرو وپشت صندلی عقب مخفی و روی آن وسایل امدادی و لباس خوراکی بریزیم چون  به اسم گروه امداد رسان و با نامه هلال احمر بوسنی و یا به زبان محلی  (ایگاسه)راهی منطقه شده بودیم  .در سراسر بوسنی هرزه گوین رد پای جنایات روباه درنده یعنی همین کارادزیچ  در ویرانه ها ، خانه های سوخته و دیوارها و معابر خون آلود نمایان  و همه جا سخن از کشتار توام با وحشت یعنی سر بریدن بوسیله شیشه بطری های مشروب بدست چیتنیک ها به فرماندهی " رادوان کارادزیچ "  برسرزبان ها بود . به فرمان او به  زنان و دختران جوان تجاوز و زنانی هم که باردار بودند شکمشان دریده می شد تا نسل مسلمانان هم نابود شود . سرباز به راهنمای ما گفت چند دقیقه پیش کارادزیچ  اینجا بود و نیروهایش را تشویق می کرد .شانس آوردید که فرمانده مست مست است وگرنه شاید جانتان به خطر می افتاد هر چه سریع تر از این منطقه  بروید . فردای آن روز روباه درنده بالکان را با لباس نظامی درحال عبور از گردنه  ارتفاعات "ایگمان " از نزدیک دیدم  . یک زن مسلمان بوسنیایی به اسم "صفیه" پنجاه  ثانیه تصویر سر بریدن دو جوان را در مقابل چشم اعضای خانواده  شان در اختیار داشت و به من نشان داد اما برای فروش آن تقاضای پانصد دلار کرد که من نمی توانستم بپردازم .او با دوچرخه اش آمد و سنگی را که روی آن مسلمانان را سر بریده بودند وهمچنان خون آلود بود به ما نشان داد. طاقت نگاه کردن نداشتم . وقتی دربیمارستان شهر "پازاریچ" یک دخترک معصوم  هشت ساله را که حرمتش را ریخته وبیرحمانه بدنش را با سیگار سوزانده وپایش را از سه جا شکسته بودند  بدون داروی بیهوشی عمل جراحی می شد کاری جز گریه از دستم نمی آمد . چند روز بعد،  در بازگشت، هنگام غروب باردیگر از آن منطقه رد شدیم  کاش بازهم شب و تاریک بود و چیزی نمی دیدم ، انگار دهکده  کوچک "کراینا"  همچون پیکر خون آلود و پاره پاره ای با صورت به زمین خورده بود و هیچ چیزجز لاشخوران صرب وچیتنیک های درنده خو آنجا حضور نداشت  .آری !! این اروپایی های متمدن وشیک پوش ،با لبخند و به اصطلاح مدافع حقوق بشر، با مسلمانان بی پناه و مظلوم که فقط جرمشان تفاوت نژاد و مذهب بود  چه کرده  بودند . امروز خدا را شکر که "روباه بالکان " به دام افتاد و شک نداریم که سرنوشت او همانند دیگر خونخواران تاریخ ننگین و عبرت آموز خواهد بود هرچند که تمام خونخواران تاریخ از تمدن غرب بوده اند وآنان هم که در شرق چنین خصلتی داشتند به وسیله غربی ها روی کار آمدند وحمایت شدند .

[ ۱۳۸٧/٥/٥ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس