توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام. این روزها خبر طوفان هولناک و مرگبار در کشور میانمار (برمه ) که تاکنون نزدیک به صد هزار تن ازجمله کودکان را به کام مرگ کشانده و ناپدیده ساخته ، خانه های بسیاری را ویران و صدها هزار نفر را آواره کرد ه است بار دیگر هشداری شد و خاطرات تلخ مرا از زلزله و تسونامی جزیره سوماترای اندونزی و نیز اوضاع واحوال میانمار زنده کرد و بهانه ای شد تا مطلبی در باره میانمار یا همان برمه تقدیم کنم .

           

میانمار با جمعیتی نزدیک به چهل ونه میلیون نفر کشوری بسیار فقیر در جنوب شرق آسیا است . این کشور در منطقه مثلث طلایی تجارت مواد مخدر قرار گرفته و با کشورهای لائوس ، و تایلند هم مرز است. هرچند میانمار منابع نفت و گاز دارد و به علت قرار گرفتن در موقعیت دریایی خاص از توانایی تولید و صادرات ماهی و آبزیان برخوردار است اما این کشور نیز همچون بسیاری از کشورهای دارای موقعیت جغرافیایی ممتاز دستخوش تحولات پی درپی و دخالت های بیگانگان بوده و از قافله پیشرفت عقب نگه داشته شده است. شاید جالب باشد بدانید درصدی از جمعیت میانمار را ایرانی تباران مهاجر تشکیل می دهند . چهار سال پیش درخلال ماموریتم در مالزی و منطقه جنوب شرق آسیا، با خبر شدم که ایرانیان شیعه در این منطقه با گذشت قرن ها از مهاجرت نیاکانشان به میانمار همواره کوشیده اند فرهنگ و مذهب وآیین واخلاق ایرانی خود را حفظ کنند وهمین انگیزه ای شد تا به مناسبت ایام محرم و تاسوعا و عاشورای حسینی به این منطقه سفر کنم .یکی از نشانه های حضور کهن ایرانیان در این کشور جنوب شرق اسیا قبرستان قدیمی یانگون است که بیشتر سنگ لوح های آن به زبان فارسی نوشته شده است وآنان کوشیده اند هویت ایرانی خود را برای نسل های بعد به یادگار بگذارند.

        

 میانمار گرفتار حاکمیت نظامیان و کودتاهای پی در پی است .نظام حاکم بر میانمار پوسته ای از کمونیسم فرو پاشی شده و رنگی از نظام سوسیالیستی حاکم برچین را در خود حفظ کرده است و آمریکا و متحدانش برای براندازی این رژیم نظامی و متمایل به چین تلاش و سرمایه گذاری می کنند و هر روز به بهانه ای اعمال تحریم وفشار و صدور قطعنامه را در دستور کار دارند . در بخشی از شهر" یانگون" یا" رانگون" پایتخت میانمار که شبیه یک شهر است و حتی یک ساختمان نو و تمیز در آن دیده نمی شود محله های شیعه نشین ایرانی تبار وجود دارد و ایرانیان در میان نژادهای گوناگون چینی ، هندی ، برمه ای یک سروگردن از همه بالاتر و تاثیر گذارترند . تصور کنید درکشوری که پایتخت ان در شبانه روز فقط چهار ساعت برق دارد و از بهداشت فردی وعمومی درآن خبری نیست و مردم به طور متوسط روزانه کمتر از یک دلار درآمد دارند چه صحنه هایی از زندگی روزمره انان می توان تصور کرد.در حالی که وجود معابد بزرگ و کهن بودائیان ازجمله معبد طلایی و طبیعت سر سبز و دست نخورده این کشور می تواند عامل جذب گردشگران و جهانگردان ومنبع درآمد قابل توجهی برای این کشور شود . گردش در شهر یانگون و دیدن جمعیت محروم تنیده در هم که لباس مردانشان فقط یک پارچه نیم متری است و غالبا پا برهنه راه می روند ودر میان چهره های زرد و تیره نه چندان زیبای خاوری ، سیمای وزین وجذاب مردان وزنان ایرانی تبار که رنگ و بوی اسلام آن هم شیعه اثنی عشری دارند خود را به خوبی می نمایاند .حضور در میان ایرانیان و دیدن حسینیه شیعیان یک حس جالبی درمن ایجاد می کرد. بویژه وقتی یک پیرمرد لاغر اندام با یک عینک گرد زهوار در رفته با جلیقه ای فرسوده نخ نما ویک ساعت جیبی با زنجیر آویزان جلو آمد و به زبان فارسی گفت :خوش آمدی آقا و آنگاه صمیمانه مرا درآغوش گرفت . نام میانماری او " اونگ سی وان" است ولی خود را میرزا محمد شفیع شیرازی معرفی کرد .

                                                   

عبدالحسین تبریزی هم پیرمردی هفتاد وشش ساله است که به همراه سید مرتضی رضوی به جمع ما پیوستند . فاطمه همسر سید مرتضی که چهل سال سن دارد به همراه دخترانش عقیله بیست ویک ساله و رقیه شانزده ساله هم به دیدن ما امدند به قول خودشان احساس کردند عمو و یا دایی شان را که از قرن ها پیش گم کرده اند به جمعشان بازگشته است و با کلمات فارسی نه چندان روان خوش آمد گفتند. فاطمه می گوید ما چهارساعت بیشتر برق نداریم اما همین مدت را پای تلویزیون می نشینم و از طریق شبکه جام جم جمهوری اسلامی با برادران و خواهران و اجداد خود ارتباط برقرار می کنیم وبا نام و یاد وطن مادری اینجا زندگی می کنیم . عقیله می گفت عاشق نماز خواندن آیت ا..خامنه ای رهبر انقلاب است . او گفت منتظر می مانم تا هنگام پخش نماز فرارسد و اگر برق باشد از شنیدن لحن وصوت آسمانی "آقا" لذت می برم و اشک هایم بی اختیار فرو می ریزند.

                                                                                                                          

جوانان ایرانی تبار گروهی بنام فرزندان و پیروان حضرت روح ا.. تشکیل داده اند و دوست دارند عزاداری سنتی و بدور از پیرایه برای امام حسین و شهیدان کربلا برگزار کنند . در مدت دو روز تاسوعا وعاشورا فقط یک شال مشکی به گردن آویخته و کمی هم گل به نشانه عزا بر شانه های خود مالیده بودند و در تاریکی شب در خیابان های بدون آب وبرق خود دسته های عزا به راه می انداختند و نذری می دادند و به سبک جنوبی ها سینه می زدند و نوحه سرایی می کردند .

                   

خانم فاطمه که شغلش معلمی و به زبان انگلیسی هم مسلط بود برای بانوان عزادار نوحه خوانی می کرد و شب شام غریبان دست به گردن اسب سفید امام حسین (ع) انداخته بود و با گرفتن یک شمع بر روی کتابچه نوحه اش چنان از سوز دل شعرهای محتشم کاشانی را می خواند که زمین وزمان را تاب شنیدن نبود.

                       

 عقیله می گفت من ایمیل دارم ولی کامپیوتر و از همه مهمتر برق نیست که با ایران مکاتبه کنم . یکی از جوانان میانماری که روحانی انان به شمار می رفت ودر حوزه علمیه قم درس خوانده و برای تبلیغ به میانمار و به جمع هموطنان خود بازگشته بود می گفت هر روز شمار کسانی که در میانمار اسلام می آورند بویژه شیعه مذهب می شوند رو به فزونی است. شیخ مهدی که بانام میانماری "هون سو مانگ " شناخته می شد می گفت آمار دقیقی از شمار شیعیان در میانمار در دست نیست چراکه پراکنده و بدون ارتباطند .وی معتقد بود که اگر امکان تبلیغ بیشتر دراین کشور فراهم باشد دیری نخواهد پایید که فرهنگ ایرانی و شیعی فراگیر تر خواهد شد . امروز وقتی تصاویر هولناک قربانیان طوفان موسوم به "نارگس" با سرعت بیش از دویست کیلومتر در ساعت را از شبکه های خبری دیدم ، نگران کسانی شدم که انگار از بستگان نزدیکم به شمار می روند .خدا کند که  آسیب ندیده باشند.

[ ۱۳۸٧/٢/٢٥ ] [ ٤:٢٧ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس