توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام. همه با واژه محرومیت و مفهوم آن آشناییم و در این سه دهه اخیر در تمام نوشته ها ، سخنرانی ها و مطالب سیاسی و  غیر سیاسی این واژه تکرار شده وعمدتا به معنای نداشتن و فقر و کمبود بوده است و هرجا این واژه به کار می آید به طور طبیعی  یک آدم پا برهنه ، شلوار پاره و با پیراهن بدون دکمه و زهوار در رفته از نظر اصول بدن سازی در ذهن مجسم می شود اما به نظر دیگر اینگونه نیست . این روزها که توفیق پیدا می کنیم  به همراه رئیس جمهور به یک روستا ویک نقطه حاشیه شهری که عنوان محروم را بر پیشانی دارند سر می زنیم این سوال مطرح می شود که آیا مفهوم محرومیت و تعریف ان عوض شده است ،یا ادعاها درست نیست و یا الگوی مصرف تغییر کرده است . در مرحله دوم سفر های استانی دکتر احمدی نژاد ،به هرجا به عنوان منطقه و یا محله  محروم رفتیم تعداد زیاد گوشی های تلفن همراه که از بازدید رئیس جمهور تصویر می گیرند  این نکته را القا می کند  که خوشبختانه مشکل نان شب و این جور مسائل حل شده و محرومیت درواقع به معنای نبود امکانات ورزشی ، بدن سازی و زیبایی اندام و استخر و اتوبوس سه لوکس ودانشگاه است آیا واقعا چنین است ؟. در قم به روستای مشک آباد رفتیم  آب نداشتند بخورند وحمام بروند اما موبایل حداقل دو مگاپیکسل و بازار پیامک های رنگارنگ و موتور سیکلت هوندا وسهمیه بنزین و تک چرخ جوانان بیکار!  روبه راه و داغ بود .

                                  

در همدان هم به یک کارخانه رفتیم فریاد کارگران از کمبود حقوق و دستمزد بلند می شد اما بدون استثنا  به جای بیل وکلنگ و چکش، موبایل ها بالا می رفت و از رئیس جمهور تصویر می گرفت .خدا را شکر که همت استفاده از فناوری روز در بین مردم ما رواج دارد ولی با وجود بهای  نسبتا گزاف گوشی تلفن ، سیمکارت و مکالمه و پیامک بالا و این  مخابرات بی رحم یک جورایی این نکته را می نماید که  به قول قدیمی ها این ها برجشان (به فتح ب )بیشتر از خرجشان است  .در مشک آباد دخترک کلاس پنجمی پیش من آمد و گفت : ما در این روستا محرومیت های زیاد ی داریم که از همه مهمتر ادامه تحصیل به دلیل نبود مدرسه راهنمایی و دبیرستان و دوری مسافت ونداشتن وسیله برای رفتن به روستای همجوار است. کوچه ها آسفالت نیست و مردها بویژه جوانان بیکارند .دوم اینکه من  دوست دارم مثل عمو پورنگ ، خاله شادونه ، خاله سارا و روحانی نژاد مجری و خبرنگار تلویزیون بشوم . پرسیدم مرا از کجا می شناسی ؟ پاسخ داد همیشه اخبار را نگاه می کنم ببینم احمدی نژاد کجا رفته و چه می گوید!!؟ به دخترک گفتم رئیس جمهور را دیدی ؟ گفت با او صحبت کردم وهمه این ها را گفتم .او هم قول داد درست کند.ضمنا تا یادم نرفته  و از باب انبساط خاطر عرض کنم  که هنگام حضور رئیس جمهور در کلاس درس دبستانی ها در روستای مشک آباد قم که تصویر آن را در پست قبلی گذاشتم ، احمدی نژاد  از دانش آموزان خواست یک شعر دسته جمعی بخوانند و بچه ها چنین خواندند: آدامسی آدامسی / تو مبصر کلاسی / نمره چند می خواستی / نمره بیست می خواستی . حالا که شدی رفوزه / دلم برات می سوزه/ گریه نکن زار زار/ می برمت لاله زار/ می فروشمت چهارهزار/ لاله زار قدیمی/ خاک تو سر رحیمی / رحیمی بیچاره / چهارصد تا بچه داره / وقتی میره اداره / سرکچلش می خاره !!. خلاصه این شعر کلی جماعت را خنداند بویژه رئیس جمهور را. 

[ ۱۳۸٧/٢/٧ ] [ ٥:٢٤ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس