توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام . امروز طبق معمول برای مصاحبه با اعضای هیات وزیران پس از پایان جلسه دولت به ساختمان نهاد ریاست جمهوری رفتم . بگذریم که هر وقت من  پا به محوطه این مجموعه بویژه روی پله های مقابل ساختمان می گذارم  خاطرات دودهه حضور و رفت وآمدم به این مجموعه زنده می شود . یادش بخیر دوران نخست وزیری مهندس میر حسین موسوی و روزهای مقاومت و دفاع که  وقتی جلسه دولت تمام می شد همه وزیران واعضای دولت وحتی شخص نخست وزیر با لباس بسیجی از جلسه بیرون می آمدند و دور و اطراف ساختمان ازجمله شیشه ها کیسه های شن چیده شده بودند .آن زمان تعداد رسانه ها وبالطبع خبرنگاران زیاد نبودند . مهندس موسوی می آمد و درجمع خبرنگاران  مصوبات را توضیح می داد خبرهایش عمدتا درباره پیروزی های رزمندگان در جبهه هاو تصمیمات دولت برای پشتیبانی وجذب کمک های مردمی و انتقال آن به خطوط نبرد ومقاومت بود .

                     

 یک روز مهندس محمد غرضی که ان زمان وزیر نفت بود ازجلسه دولت بیرون آمد ویکی از همکاران به او گفت جناب وزیر امروز امریکا یک نفتکش ایران را در خلیج فارس هدف قرار داد . غرضی با همان لهجه مخصوصش که با اصفهانی هم مخلوط است در پاسخ گفت : که چی حالا ؟ خبرنگار هم هیچ نگفت و بعدا به مهندس موسوی اعتراض کرد که چرا وزیر نفت اینجور پاسخ داده است . البته نخست وزیر به سوال پاسخ داد. سال ها بعد دکتر حسن حبیبی معاون اول رئیس جمهور همین نقش را به عهده داشت و بیشتر وقت ها فقط رسانه ملی دعوت می شد ومن حضور داشتم. دکتر حسن حبیبی   فرهیخته ای ارزنده و از مفاخر فرهنگی وسیاسی کشور به شمار می رود. کاری ندارم که گاهی با جواب های عجیب وغریب وطولانی که خود بزرگوار هم متوجه نمی شد چی گفته است کار را سخت می کرد ولی برخی پاسخ هایش مبتنی برخاطرات دوران کودکی ونوجوانی اش بود. هر دو هفته یک بار هم همه رسانه ها دعوت می شدند  بیشتر خبرهایی هم که می داد بازسازی مناطق جنگ زده ، ساخت سکوهای ویران شده نفت ، سدسازی ها و ساخت نیروگاه ها را شامل می شد . یک دوره بعد عطاا.. مهاجرانی و بعد هم  رمضان زاده سخنگوی دولت بودند  و همان روزها تعداد خبرنگاران زیاد تر شدند و بیشترشان خود را اهل چالش می دانستند ودنبال تیترهای درشت و اصلاحات ومبارزه با تمامیت خواهی و اعطای حقوق شهروندی . امروز هم حلقه خبرنگاران گسترده تر شده و خوش وبش ها با رئیس جمهور صمیمانه تر . سی تا چهل نفر خبرنگار زن ومرد دنبال شکار بودند هر وزیری ازجلسه بیرون می آمد اولش سرش را پایین می انداخت که یعنی خیلی کارداره باید به سرعت بیرون برود و به کارش برسد اما خبرنگاران همچون نیزه بدستان و فلاخن داران هجوم می آوردند وطرف را محاصره می کردند حرف ها که تموم می شد سراغ دیگری می رفتند  اما بعضی ازوزرا  دوست داشتند یک دور دیگه هم دور حوض وسط محوطه بزنند شاید مشتری بیشتری پیدا شد و اگر کسی چیزی یادش رفته وجامانده باشد بازهم بپرسد ! امروز دکتر احمدی نژاد رئیس جمهورروی  پله ها ایستاد و دوست داشت تریبون مصاحبه  توی آفتاب باشد .به خبرنگاران می گفت شما جوانید ما دیگه پیر شدیم تریبون را بگذارید توی آفتاب . تصویر برداران وعکاسان می گفتند توی  سایه عکس وتصویر بهتری می دهد. خلاصه آخرش حرف خبرنگاران شد .

                

                   

 به هرحال وزیران امروز از گرانی طلا و مسئله ارزاق وانتخابات ، قیمت اس ام اس و اینکه زمستون داره تموم میشه وچون تا بحال هوا خیلی سرد بوده  برف ها کم کم آب و پشت سدها جمع می شوند سخن به میان آمد . رئیس جمهور هم کمی گوش دبیرکل سازمان ملل آقای بان کی مون را سر ماجرای سکوت وحتی حمایت از جنایات صهیونیست ها درغزه  و موضوع صدور قطعنامه سوم ضد ایرانی پیچاند که چرا به صهیونیست ها باج می دهی ؟ مزدور مشتی صهیونیست نباش یک کمی هم غصه فلسطینی ها را بخور.خلاصه امروز از ساعت نه صبح تا دوازده ونیم فقط پیچ وتاب می خوردیم وهمه دنبال یک لقمه مصاحبه !.

[ ۱۳۸٦/۱٢/۱٦ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس