توشه قلم
قالب وبلاگ

 دهه پنجاه ،در شهرما  شخصی بود به نام شریعت  . این شخص  به حرفه مهم  " مرده شوری " اشتغال داشت  . این ویژگی او  مشهور بود و به نمونه های عینی زیادی هم در این باره استناد می شد  که هرگاه  شریعت لحظاتی حتی به  اندازه چند ثانیه به فردی خیره نگاه می کرد ،‌ جمله " انا لله و انا الیه راجعون " در گوش چپش نجوا می شد  و طرف باید بار سفر می بست  و اگر فرصت  خداحافظی با اعضای خانواده را می یافت خدا را شاکر بود  . از همین رو گاهی به  من  که آن زمان نوجوان بودم و همچنین به دیگران، توصیه می شد که از روبرو شدن با" شریعت "به شدت پرهیز کنید و  حتی به این فرد سلام هم نکنید و از کنارش بی توجه بگذرید! ما هم همیشه این دلهره را داشتیم که اگر بی توجهی کردیم وصدا زد چی ؟! یک روز به طوراتفاقی برای قرائت فاتحه به گورستان رفته بودم، دیدم شریعت روی سنگ قبری نشسته و به اطراف نگاه می کند از ترس با صدای بلند سلام کردم  و انگار قلبم  زده بود بیرون وجلوتر از من فرار می کرد و شریعت هم آهی کشید وگفت  خدایا خودت  روزی رسانی !! به پشت سر نگاه نکردم وقتی فاصله ام زیاد شد  درکنار مسجدی روی پله نشستم و با خود گفتم  خدایا کسانی هم هستند که مرگ دیگران را انتظار می کشند واز آن خوشحال می شوند ورزق وروزی خود را در نیستی آنان می دانند  و  توهم راضی نیستی مرده شورها هم از درگاهت ناامید شوند . البته مرده شورها ی قدیم مثل الان کارمند نبودند و مسلما تعداد مرده ها در روز وهفته وماه برایشان فرق می کرد. سال ها از این ماجرا گذشت ولی بار دیگر در سال هفتاد وچهار که برای پوشش خبری جنگ داخلی بوسنی هرزه گوین به این کشور رفته بودم به یاد این موضوع افتادم  چرا که در شهر "سربرنیتسا" از صحنه های جنایات هولناک صرب ها ضد مسلمآنان دیدن می کردم یک خبرنگار انگلیسی هم که برای رویترز کار می کرد آنجا بود از او که مدت حضورش در منطقه بیشتر از من بود پرسیدم چه خبر این طرف ها ؟ گفت :خبرخاص و قابل توجهی نیست فقط صرب ها سه نفر از مسلمانان را دیشب  در ارتفاعات این شهر تیرباران کردند وکشتند ! تعجب کردم که نکند این هم شریعت این منطقه است که مرگ سه نفر در نظرش چیزی نیست تا اینکه راهنمای محلی  ما را به بخش دیگری از شهر" سربرنیتسا "برد و  یک سنگ بزرگی را به ما نشان داد که از خون گردن سی مسلمان مظلوم وبی پناه رنگین شده بود و شاهدان می گفتند همه این سی نفر با شیشه های شکسته شراب سر بریده شده بودند ان وقت متوجه شدم برای خبرنگاری که دنبال خبرهای تکان دهنده است سه نفر در مقابل این سی نفر رقمی نیست . درهمان ایام شنیده بودم "کریستین امانپور ( Amanpour )خبرنگار معروف سی ان ان ( (CNNبرای پوشش خبری بحران بوسنی به این منطقه رفته بود وبرای اینکه خبر جذابی تهیه کند به چند صرب بی رحم پیشنهاد کرده بود در مقابل گرفتن دلار ویا چند بسته سیگار یک خانواده مسلمان را درچند صد متری به گلوله توپ هدف قرار دهند تا ازاین صحنه تصویر منحصر بفردی تهیه وبه جهان مخابره کند وآنان نیز این کار را کرده بودند .در یکی از سفرهایم به نیویورک از کریستین صحت این موضوع را پرسیدم پاسخ داد درست است آنان بسیار بی رحمند ومن فکر نمی کردم این کار را انجام دهند .!! ولی همان تصویر باعث شد که ناتو به فرماندهی امریکا انگیزه یافت و به یوگسلاوی حمله وصرب ها را وادار به عقب نشینی کرد.!!در همین زمینه خاطره دیگری نقل می کنم  .یادم هست دهه شصت نیز هر مقام عالی رتبه خارجی به ایران می آمد سرنوشت خوبی پیدا نمی کرد که  حداقل عواقبش سرنگونی از قدرت بود ! هرچند که من با نزدیک به یکصد  رئیس جمهور ، نخست وزیر ، رئیس مجلس و وزیرامورخارجه از سراسر جهان مصاحبه کرده ام ولی فقط چند نفر را که نام می برم سرنوشت عجیب وغریبی یافتند. "نیکلای  چاوشسکو"(Chavshesko) رئیس جمهور رومانی وهمسرش که اخرین مصاحبه دوران سی ساله دیکتاتوری اش را با من انجام داد و پس از بازگشت به کشورش در فرودگاه بخارست دستگیر واعدام شد." رحمان نبی اف"رئیس جمهور اسبق تاجیکستان ،او هم با کراوات قرمز راه راه و کت وشلوار گران قیمت با پارچه دیپلمات ،اخرین بار درعمرش با من مصاحبه کرد که ازبخش خبری 21 شبکه اول پخش شد ولی در بخش خبری 30/22 شبکه دوم، دیدم همان فرد با شورت نیم دار و زیر پوش پاره پاره  دست هایش را بالابرده و چند نظامی با توپ وتشر و مشت ولگد او را سوار بر زره پوش کردند  صبح روز بعد هم اعدام شد . "جولییوس نایرره " رئیس جمهور اسبق تانزانیا ،" کارلوس اندرس پرز " رئیس جمهور اسبق ونزوئلا"،  هم پس ازبازگشت به کشورهایشان  برکنار شدند ،"ایاز مطلب اف " رئیس جمهور اسبق آذربایجان هم پس از گفتگوهای صلح با ارمنستان درتهران که تا ساعت یک بامداد طول کشید و من هم خمیازه کشان منتظر پایان جلسه و اعلام نتایج مذاکرات بودم بیرون آمد وگفت خسته ام گفتگو بماند برای بعد ، فردای ان روز هم "رفت که رفت !و تا همین لحظه که خدمت شما هستم هیچ اثری از نام برده نیست  که نیست و من همچنان  درحسرت گفتگوی صلح باکو وایروان  ! درهمین زمینه یک همکار خوب دیگری داشتیم  که هرگاه بیماری فرد شاخصی  طولانی می شد ماموریت تهیه گزارش از وضع جسمانی ودرمانی طرف را به ان برادر عزیز   می دادند و ساعتی از اعزام او نگذشته بود که  پلاتو را  اینگونه اغاز می کرد "انا لله و....." و یا یک شعر حماسی می خواند وکار تمام ! درحالی که چند همکاردیگر روزها و شب ها به نوبت کشیک می ایستادند تا اخبار را لحظه به لحظه ارسال کنند و لی هیچ خبری نبود. اکنون درباره یکی از همکاران خبرنگار همین  حساسیت پیدا شده  و کافی است او برای  مصاحبه به شخصی مراجعه کند  انگار باخبر شده که طرف چند روزی بیشتر میهمان نیست  و بهتر است تا دیر نشده  خاطرات ، دیدگاه ها و منش فردی واجتماعی الگویی او را از درونش بیرون کشد تا نهفته و نگفته باقی نماند !! در همین زمینه ها از برگزاری مراسم نکوداشت برای افراد هم نباید غافل شد  ..چند روز پیش یک نماینده کنونی مجلس مرا دید و به شوخی و خنده های تکان دهنده گفت: خبرنگاران مانند مرده شورها هستند برایشان فرق نمی کند در مجلس چه کسانی نماینده باشند و رئیس جمهور کیست ! من هم ناراحت شدم و با غضب نگاهش کردم شاید احساس شریعت و ان خبرنگار همکارمان در من زنده شود و بگویم بیا مصاحبه!!

[ ۱۳۸٦/۱٢/۳ ] [ ۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس