توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام . شب از نيمه گذشت و كاروان در زير نور مهتاب و نورافكن هاي محل اقامت، عزم رفتن به كوه و جمع اوري سنگريزه براي رمي جمرات كرد. علاوه بر اينكه محل اقامتمان در مشعر دو ويلاي تميز با همه  امكانات بود ، بدليل قرار گرفتن در محدوده  حفاظت شده كوه ان منطقه هم انحصاري ودست نخورده  مانده بود .بدون زحمت چهل ونه سنگ به اندازه فندق كوچكتر واز نخود بزرگتر چيديم وهمگي خوشحال واماده در انتظاراذان صبح روز عيد قربان مانديم . سوار شدن به يك خودرو روباز اجتناب ناپذير است بنابر اين  يك وانت و يك كاميونت نظامي درحالي كه داخل ان تشك هاي سفيد وقطوري پهن شده  و متكا هم گذاشته بودند اماده  شد و در خودرو احمدي نژاد يك مبل زيبا و شيك قرارداده بودند كه رئيس جمهور با اين شيوه مخالفت كرد واز ميزبان خواست  مبل را بردارد و همه روي تشك وكف وانت نشستند.

                   

 ازدحام جمعيت در مسير به حدي بود كه خودروها متوقف بودند وپليس عربستان كاروان ويژه را از مسير ديگري برد و به محض طلوع افتاب وارد صحراي مني شديم . من بر اساس تجربه قبلي فكر مي كردم چگونه بايد در جمرات با وجود انبوه جمعيت به شيطان سنگ زد اما طولي نكشيد  اسكورت كاروان وارد يك تونل شد كه ورودي ان را با موانع بسته وعلاوه بر تعدادي مامور يك زنجير بزرگ هم  قرار داده بودند كه براي عبور خودروهاي كاروان احمدي نژاد باز شد و با ورود به داخل تونل  ناگهان نماد  شيطان بزرگ (اكبر) در برابرمان ظاهر شد  اولش احساس كردم به شيطان خيلي نزديك شديم ولي بعد چنين تعبيري به ذهنم رسيد كه شيطان خود را بهتر نماياند در دسترس قرار داد تا بدون زحمت و با اراده ودقيق به او سنگ بزنيم يعني همان چيزي كه ابراهيم نبي (ع) انجام داد و به گونه اي راحت بود كه برخي ها حتي سنت مستحب  استفاده از دو انگشت را براي پرتاب سنگ ها  تجربه كردند وهفت سنگ نثار شيطان در روز نخست كرديم و در انتظار عمل قرباني مانديم .

                                                   

 براساس فقه شيعه قرباني كردن بدست فرد حاجي ثواب فراواني دارد يعني مراجعه به قربانگاه ، انتخاب گوسفند و سپس بريدن سر حيوان  از مستحبات است و خود جذابيت وصفايي دارد اما بازهم با توجه به ملاحظات ميزبان و براساس نظرفقيهان افرادي به نيابت از كاروان ما در قربانگاه حضور يافتند وبه نام هريك از اعضا قرباني كردند. در صحراي مني هم در يك هتل پنج ستاره اقامت داشتيم ،شيخ علي ثمري روحاني كاروان ما مي گفت برادران بهتر است براي اينكه فضيلت حج را درك و سختي هاي ان را تجربه كنيد رمي بعدي را به طور عادي با ديگر حجاج انجام دهيد . من گفتم اين نهايت ناسپاسي است كه خداوند به بركت وجود احمدي نژاد ما را به چنين حج ويژه اي دعوت كرده ولي ان را رها كنيم وخود را به زحمت بيندازيم.هرچند من قبلا تجربه وسختي ها وفشار جمعيت را تحمل كرده بودم . برخي از پيروان اهل سنت مقيد به رمي جمرات با سنگ نيستند هرچه دستشان باشد به سمت شيطان پرتاب مي كنند از لنگ دمپايي گرفته  تا شورت مردانه عربي و عينك وكلاه و چفيه  مي تواند سهم شيطان باشد. يادم هست در سفر پيشين حج سال هفتاد وسه يك مرد سياهپوست براي اينكه شورتي كه پرتاب مي كند به هدف بخورد ان را خيس كرده بود البته معلوم نبود با چي و ان را پرتاب كرد كه همانجا به علت فاصله زيادترش از جمعيت روي گردن يك زائر ديگر افتاد و او هم مثل چوبي كه دونده قبلي تحويل نفر بعد مي دهد تا ادامه مسير را بدود  ان را برداشت وبه طرف ستون شيطان پرتاب كرد. البته یک لنگ دمپایی ابری هم بغل گوش من خورد وطرف هم با ندای الله اکبر از موفقیتش ابراز خوشحالی کرد .خدا ازآن ها هم قبول كند.!!. جالب است بدانید که درمیان انبوه جمعیت شاید صدهزارنفر درمحدوده نزدیک به نماد شیطان ودر میان باران سنگ ها هرکس سنگ خود را می بیند که به شیطان خورد یا نه !!

انتظار براي اعلام قرباني كردن و از احرام خارج شدن هم زيباست و سرانجام نزديك ظهر اطلاع داده شد عمل قرباني انجام شده حلق (تراشيدن سر)كنيد و ازاحرام خارج شويد .حالا نوبت پيدا كردن سلماني ماهر ان هم دريك كاروان محدود و ويژه فرارسيد . گروهي از اعضاي كاروان سراغ دكتر متوليان پزشك مخصوص نهاد رياست جمهوري كه هميشه همراه رئيس جمهور است رفتند و ايشان هم با حالت خاصي مي گفت شلوغ نكنيد در نوبت باشيد خودم موي سر همه را مي تراشم . تعدادي از اعضاي كاروان ازجمله دكتر احمدي نژاد ، برادرايشان حاج داوود ، دكتر ثمره هاشمي ، دكتر متوليان ، من و شماري ديگر كه دومين بار بود به حج مشرف مي شديم  براساس فقه شيعه ملزم به تراشيدن موي سر نبوديم و براساس احكام كسي مي تواند سر ديگري را بتراشد كه خودش قبلا اين كار را كرده باشد بنابراين من قبول كردم يك تعداد از همكاران را به زير تيغ برم .حاج اقا ثمري هم پذيرفت موي تعداد ديگري را بتراشد .كار حلق يا همان تراشيدن موي سر اغاز شد لحظاتي بعد همهمه اي در راهرو هتل به راه افتاد ، نگاهي انداختم ديدم يكي دنبال مواد ضد عفوني كننده مي دود وديگري حوله اغشته به خون را حمل مي كند ، دكتر متوليان چنان تيغ را كشيده بود كه گويي روي سر نفر اول  پنبه كاشته اندو  قابل شناسايي نبود وبا اين وضع  بقيه كه پشت دراتاق او در نوبت بودند سراسيمه فرار مي كردند و حاضر نبودند پشت سر خود را نگاه كنند . از اين پس کار شيخ علي ثمري رونق گرفت و ايشان پس از تراشيدن موي سر اسفندياررحيم مشايي معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي كه بسيار تميز وماهرانه صورت گرفته بود بقيه مشتریان را به نوبت تراشيد و صافكاري چاله ها و خط كشي و اصطلاحا پوليش زدن  را به من سپرد ومن هم سر  يكي دوتارا با حوصله تراشيدم وهمگي شديم حاجي . تا خدا چه خواهد و چه در نظرش آيد......

                                                     

دو روز ديگر هم در مني به رمي جمرات سه گانه به همان منوال قبلي گذشت و اعمال حج تمتع ، شامل هفت دور طواف ، دو ركعت نماز پشت مقام حضرت ابراهيم ،‌ سعي صفاومروه ،‌ هفت دور طواف نساء و دو ركعت نماز هم با نظم وترتيب انجام شد و سفر پنج روزه به حج پايان يافت .

نكته اي كه بايد اضافه كنم حضور رئيس جمهور در جمع ايرانيان در چادر بعثه مقام معظم رهبري بود كه با استقبال پرشور همه زائران ايراني وغيرايراني روبرو شد و احمدي نژاد در طول اين مدت هم گوش به خواسته ها و نيازها و تقاضاهاي مردم مي سپرد وبراي پيگيري مسائلشان دستوراتي مي داد . رفتار مردمي وصميمانه رئيس جمهوري اسلامي ا يران با هموطنا ن ويا زائران ديگر كشورها بگونه اي بود كه ماموران امنيتي و حفاظتي عربستان كه كاروان را همراهي مي كردند تحت تاثير قرار گرفته بودند ويكي از نظاميان كه جوان هم پس از اينكه از من خواست با تلفن همراهش از او در كنار احمدي نژاد عكسي بگيرم  گفت  يا اخا ، احمدي نجاد محبوب الامه وهوالرئوف وهوالمتواضع ، الله يحفظه .....( احمدي نژاد محبوب مردم، او مهربان ومتواضع است ،خدا حفظش كند .

                         

جمله آخر اينكه  خداوند همه شيفتگان و علاقه مندان را به اين سفر معنوي دعوت كند و اعمال همه را نزد خود بپذيرد . از همه خوانندگان وعزيزان همراهي كه  با چشم هاي مهربانشان به سطور اين دل نوشته ها نگاهي انداختند و دل واشكشان ياد اين سرزمين آسماني كرد و با اظهار نظراتشان مشوق و دلگرم كننده بودند سپاسگزارم و چنانچه از درازه نويسي واطاله نوشتار رنجيدند عذرتقصیروالتماس دعا دارم . انشاا..  نگارنده را ا خواهند بخشيد . والسلام

[ ۱۳۸٦/۱۱/٩ ] [ ٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس