توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام . صبح روز عرفه  فرا رسید و قرار کاروان کوچک لابی هتل قصرالضیافه تعیین شد . همه جمع شدیم  .رئیس جمهور درحالی که احرام به تن داشت  منتظر بود بقیه هم بپیوندند . این جمله را از احمدی نژاد به یادگار دارم که مرا خطاب کرد که : شما، تنها روحانی کاروان  ما هستید .!! من هم از اینکه احمدی نژاد واسطه این فیض بزرگ برایم شده بود باردیگرتشکر کردم و به شوخی گفتم آقای دکتر این حج هم از نوع " ام پی تری" (mp3  ) و هم غیرانتفاعی است ! با همان چهره صمیمی همیشگی لبخندی زد وگفت مهم این است که خداوند دعوت کرد و همه ما را پذیرفت . احمدی نژاد ادامه داد که  اینجا  نمی خواهد به فکر خبر و تصویر و کار باشید فقط زیارت و عبادت کنید که وقت کم وبسیار ارزشمند است.همه  بقصد زیارت ونیت احرام مجدد و عزیمت به مشاعر مقدسه با همان حلقه حفاظتی همیشه  وارد مسجد الحرام شدیم  و با قرار گرفتن در مقام موسوم به حجر اسماعیل (ع) زیر ناودان طلا که معروف است قطعه ای از بهشت و مدفن هزاران پیامبر الوالاعظم است قرار گرفتیم .چندین رکعت نماز ازجمله برای همکاران و دوستانی که التماس دعا گفته بودند و بعضی هم سفارش ویژه زیر ناودان طلا را داده بودند خواندم . سال ها پیش ازجمله در سال هزاروسیصد وهفتاد وسه که من مشرف شده بودم بخش حجر اسماعیل برای عموم زائران باز بود و مردم برای نماز وارد انجا می شدند اما اکنون  مامور گذاشته اند واجازه ورود به هیچ فردی نمی دهند.همانجا برای بجا آوردن اعمال حج  وو قوف در مشاعر مقدسه نیت کردیم و از مسجدالحرام خارج و سوار یک اتوبوس شیک وروباز شدیم .براساس فقه شیعه مردان هنگام احرام نباید زیر سقف ویا مکان سرپوشیده قرار گیرند . ساعتی گذشت و اتوبوس حامل کاروان احمدی نژاد وارد یک محوطه حفاظت شده گردید.  هوای لطیفی بود اما شلوغی جمعیت بخصوص استقرار زائران بومی و یا ازکشورهای فقیردرحاشیه خیابان های منتهی به عرفات و نبود بهداشت و پاکیزگی آزار می داد. هر کس با هر وسیله ای به سوی عرفات می شتافت و خودروها از احرام پوشان سر ریز شده بودند و هرجای خودرو امکان داشت یک نفر سوارشده بود .هنگام توقف کوتاه اتوبوس در ترافیک، زائرانی که احمدی نژاد را می شناختند با تکان دادن دست وشعار الله اکبر ابراز احساسات می کردند. پس از ورود به صحرای عرفات واستقرار در چادرهای ویژه میهمانان عالی رتبه از کشورهای مختلف، حالتی عرفاتی به خود گرفتیم . ،  من یک لحظه از خیمه بیرون آمدم ونگاهی به اطراف انداختم دهها هزار چادر سفید رنگ کنار هم قرار گرفته بودند .

                        

دلم در جوشش ناب عرفات وضو گرفت و بی اجازه از اختیارم خارج شد و در هزار توی این چادرها گویی دنبال گمشده ای می گشت و مرا هم کشان کشان این طرف وآن طرف می برد . روایات مستندی وجود دارد که وجود مبارک حضرت ولی عصر (عج ) روز عرفه به این صحرا عنایت دارد و حتما به بدرقه همان قافله ای می آید که  بار سفر بست وعصر همین روز ازاین دیار راهی وادی نینوا شد. دلم شور می زد و بی تاب بود . هرگوشه این صحرا سخنی برای گفتن دارد ، اگر سنگ های "جبل الرحمه" به سخن درآیند خواهند گفت که دردور دست این وادی پرغوغا و پر راز و رمز،  قافله ای  از نور ،آهنگ رفتن کرد و در آن جمع، مردانی از تبار غیرت وعصمت، جنب و جوش وهمهمه ای دارند  ویک نفر انگار بیشتر ازهمه می کوشد تا زنان و کودکان قد ونیم قد را سوار راهوارهایشان کند . وادی عرفات زیر لب گفت شاهد بوده است  که  ابوالفضل العباس (ع) با قامتی بلند بالا و سیمایی مه گونه زانویش را پله ساخت تا  زینب دختر صبور و یادگار بانوی پاکی ها و بهانه خلقت حضرت زهرا(س ) پای مبارکش را روی آن بگذارد و بر اشتری الماسین سوار شود ومردی احرام پوش که هاله ای از خورشید درحال غروب را در پهنه چهره نورانی اش دارد  حسین بن علی (ع) قافله سالار این کاروان بود .کمی بعدتر  گویا غبار ناشی از حرکت این قافله ،عطر کربلا را درفضای عرفات پراکند و جانم تازه شد همان قافله ای که شاید به تعداد اندک بود ولی عظمت یک تاریخ را به دوش کشید و تا امروز وآینده به پیش خواهد برد. غرق در این افکار بودم و نگاهم همچنان کاروانیان کربلا را بدرقه می کرد که آشنایی آمد و دست به شانه ام کشید و گفت بلند شو برویم خیمه احمدی نژاد وقت خواندن دعای عرفه است  همه اونجا جمع ومشغول دعا شده اند . وقتی وارد شدم ،دیدم رئیس جمهور مثل فردی که  آمدن عزیز و یا بزرگوار مورد علاقه اش را انتظار می کشد  دم درب خیمه نشسته و با خواندن دعا بلند بلند گریه می کرد . درون خیمه یکپارچه شیون و راز ونیاز بود .

وَ اجْعَلْ لِي يَا إِلَهِي الدَّرَجَةَ الْعُلْيَا فِي الآْخِرَةِ وَ الاُْولَى .(خدایا برای من بالاترین درجات را در دنیا و اخرت قرار بده)

"ماذا وجد من فقدك وما الذى فقد منْ وَجَدَك لقد خاب من رضى دونك بدلا ً". (آن كس كه تو را نيافت چه چيز يافته و آن كس كه تو را يافت چه چيز را نيافته؟ البته خسارت ديد هر كس كه به جاي تو به ديگري تن داد ودیگري را برگزید)

                

من هم به جمع آنان پیوستم و خود را در فیض معانی رها کردم و اشک ها مرا به دجله ای از اندوه مظلومیت رساندند. با خود گفتم هرچند صحرای عرفات محل فرود حضرت آدم و عروج ونزول فرشتگان وپاکان هم هست ولی نمی شود روز عرفه واین صحرای خشک وتفتیده را بدون یاد ونام حسین (ع) درک کرد .بعد از دعا دقایقی با رئیس جمهور در بیرون خیمه ها قدم زدیم ، چادرهای کناری ما در اختیار نخست وزیر بنگلادش ، رئیس جمهور موریتانی و مادر شاه مراکش بود و ان ها هم هنگام غروب در اطراف چادرهایشان قدم می زدند .خیلی ها هم توی حال خودشان بودند و نمی شد به حریم خلوتشان وارد شد ازجمله تصویر برداروهمکارم خوبم " رسول صاحبی فرد" . شب فرارسید و کاروان راهی مشعرالحرام شد و در ساختمان های ویلایی مانند با امکانات خوب تا بامداد وقوف کردیم .

                   .   

                          خیمه احمدی نژاد                       رسول صاحبی فرد

[ ۱۳۸٦/۱۱/٥ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس