توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام . از بقيع مظلوم جدا شديم ، به سختي چهره از رخسار تابناك مضاجع متبرك آل ا.. برگرفتيم اما دلهايمان چون كودكی بهانه گير، اصرار بر ماندن داشت.  چه مي شود كرد بايد ره سپرد و كاروان را همراهي كرد. از پله هاي بقيع كه پايين آمديم دسته اي از كبوتران به پرواز درآمدند وراهي گنبد سبز مسجدالنبي شدند  و گويي رسم دلبري  وآيين پركشيدن در مسيرملكوت مي آموختند. جماعتي  انبوه در مقابل قبرستان بقيع با حسرت نگاه كاروان كوچك دلداده را تعقيب مي كردند و با صلوات بر محمد وآل محمد هويت و دلبستگي خود را به اين كاروان كوچك نشان دادند . احمدي نژاد به ميان آنان رفت و زنان ومرداني نه چندان غريب به زبان عربي به رئيس جمهوري اسلامي ايران خوش آمد مي گفتند و علاقه مند بودند دستي به سرو بازوي او بكشند اما ماموران سعودي با خشونتي كه بسيار مورد اعتراض احمدي نژاد قرار مي گرفت  مانع مي شدند. به نظرم اهالي محله ابوطالب در منطقه فقير شيعه نشين جنوب مدينه  و يا زائراني از لبنان و عراق و البته دلداده بودند و خونگرم.

كم كم زمان وداع با مدينه فرا رسيد . چه بگويم كه دل زهرا (س ) نشكند و اشك هاي مردي كه درنيمه شب دور از چشم نامحرمان پيكر مهتاب را بردوش نهاده بود ودر پرتو سيماي نوراني فرزندان خردسالش وبغض  هاي فروخورده سلمان وفضه درپي دفن رکن وبهانه خلقت بود به گونه مباركش نخشكد.  اما دلخوشيم كه ناگزير بايد به ميقات رفت و انجام اعمال حج اجتناب ناپذير. در هتل محل اقامت احرام بستيم  و نزديك غروب راهي مسجد شجره شديم تا در مقام نيت ، گام در وادي تلبيه و محرمات نهيم . در مسجد شجره شور وشوقي غيرقابل وصف مشهود بود . همه جمع شديم و احرام ها را به نشانه تجديد نيت بازوبسته كرديم ، رئيس جمهور در احرامي بلند تر و بيشتر از اندامش ديدني تر و درعين حال جذابتر ومظلوم تر مي نمود .نماز مغرب وعشا را به جماعت اقامه كرديم و شيخ علي ثمري پس از توصيه ها و بايسته هاي حالت احرام با  مناجاتي كوتاه، دل ها را آماده تر وهمه را به تكرار  فرياد لبيك ، لبيك ، لبيك اللهم لبيك .......دعوت كرد .

                             

 

 

 سرانجام به فرودگاه مدينه منوره بازگشتيم و جماعتي سفيد پوش ويكرنگ دردرون هواپيما قرار گرفتند و خلبان مقصد را بندر جده اعلام كرد.پس از ورود به جده بلافاصله در خودروهاي ويژه قرار گرفتيم و به سرعت راهي مكه مكرمه شديم .

                                                  

ساعت نشان مي داد دقايقي به نيمه شب مانده كه در هتل "قصر الضيافه " كه مخصوص ميهمانان عالي رتبه است اسكان يافتيم و همه آماده شديم براي  اعمال حج  با يك دنيا هيجان وشيفتگي ديدن قامت بلند كعبه در سايه نور مهتابي رنگ وصداي بال ملائك كه واسط بين زمين وآسمانند.

[ ۱۳۸٦/۱٠/٢٥ ] [ ٦:۳۸ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس