توشه قلم
قالب وبلاگ

غروب عرفه است ، زمزمه های عاشقانه، واژه ها را رنگ یاقوت می زند و در انتهای افق می چیند ،اشک ها تن وقامت بلورین دارند وتسبیح وار دور احساس سبز در طوافند، خانه دل شبیه قربانگاه است ، نفس های سرکش اسیر رمی دعا شده اند و جان های زنجیرگسسته راه سیر در ملکوت در پیش گرفته اند. اینک در خیمه های  صحرای عرفات که سفیدی حجله عشاق را به رخ می کشد هلهله  رهایی بر پاست ، شور عشق غوغا کرده ، ملائک پرده ها را گشوده  و دامن این برهوت را با مخمل سبز استغاثه زینت بخشیده ا ند . سنگ های جبل الرحمه لوح سفید ودفتر خاطرات یک غروب دلتنگ وغریب شده اند و تن سختشان چشمه جوشان اشک و سکوتشان زبان ناله غربت دلگیر کاروان کربلاست .

  

 

آری ...غروب عرفه است و من که جامانده کاروان ره یافتگانم همچنان در حسرت بازگشت از خود به خدایم و هنوز در قفس غفلت های بی امان گرفتارم. با اینکه شب نرسیده در آن سو، دلهای درون خیمه های عرفات چراغانی است وحتی ریگ های ناشناخته وبی ارزش مشعر ومنی  به سبب هجوم بر شیطان ارجی و افتخاری یافته اند اما دراین سو، بی فروغی خیمه گاه دنیایی من درونم را تاریک می نماید و اندوه سنگینی را بر سر وشانه ام تحمیل کرده است . خدایا اینجاست که به تهی دستی خود معترفم و به  دارایی ومنال ره یافتگان به حریمت می بالم وبه کرمت چشم امید بسته ام . الهی جرعه ای از ساغر مستان غروب عرفه به کام تشنه وخشکیده ام بچشان . آمین

ما در ره  عشق تو اسیران بلائیم

کس نیست چنین عاشق بیچاره که مائیم

برما نظری کن که دراین شهر غریبیم

برما کرمی کن که دراین ملک گدائیم

ما را نه غم دوزخ و نی حرص بهشت است

بردار ز رخ پرده که مشتاق لقائیم

[ ۱۳٩۳/٧/۱٢ ] [ ٥:٠٤ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس