توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام. مسابقه تیم های ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران و کره جنوبی و راه یابی مقتدرانه ملی پوشان فوتبال کشورمان به جام جهانی 2014 برزیل به عنوان برگ زرینی دردفتر خاطرات حرفه ای من ثبت شد که درمیان انبوهی از خاطرات آمیخته با سیاست ازبرجستگی واستثنائات خاصی برخورداراست ، برای فردی که نه اهل ورزش بوده و نه روایتگر رویدادهای ورزشی همراه شدن با هیجانات و شورو حال ملی جذبه دارد، از گرفتن مجوز ورود به میدان برای تصویربرداری وگزارش آن هم به تنهایی و روبرو شدن با موانع غیرقابل پیش بینی تا عرق کردن حتی بیشتر از بازیکنانی که  90 دقیقه بی قرار دویده اند به دلیل شرجی بودن هوا و جابجا کردن بارسنگین درکنارپیروزی بزرگ خاطره فراموش ناشدنی است .

می دانید که درایران یک برنامه خبری را یک گروه پنج نفره شامل خبرنگار ، تصویربردار ، صدابردار و دستیار فنی و درادامه تدوینگر انجام می دهد که همه این گروه در خارج از کشور به  دو نفر و در چین دریک نفر خلاصه شده است . وقتی قرار شد به کره جنوبی بروم می دانستم که بخشی از دنیای فوتبال پول است ،برگزار کنندگان گفتند فقط عکاس می تواند مسابقه را پوشش دهد چرا ؟! چون تلویزیون کشور میزبان حق پوشش را انحصاری کرده وهرکس می خواهد باید پول بدهد و بخرد  وهیچ دوربین تصویربرداری وتلویزیونی حق ندارد وارد شود ،با ده نفر چالش کردم تا ثابت کنم من به اندازه یک گزارش خبری حضورخواهم داشت وضبط کامل وارسال زنده ای درکار نیست .خلاصه با هماهنگی دوستان گروه ورزش شبکه سوم سیما درتهران سرانجام خانم مهربانی بنام " تیو" اهل" ماکائو" واسطه شد و مجوز گرفت تا  با دوربین کوچک بدون میکروفون و مصاحبه وارد میدان وپشت یک دروازه مستقر شوم ،البته دونفر"زبل"  از برنامه سازان بخش خصوصی هم یواشکی نام خودشون رو به جای  صداوسیما ثبت کرده بودند وداشتند می رفتند که به اسم بنده کار را تمام کنند که هوشیاری "زبل خان" دیگری نگذاشت حق بخش دولتی !! صداوسیما، پایمال شود.

حمل سه پایه ،دوربین، کیف وسایل جانبی ولب تاب سنگین که از ملزومات کارماست فشارکار را مضاعف کرد .وقتی مسابقه تمام شد با وجود افزایش عصبانیت کره ای ها که درهرقدم با مشت زدن و هل دادن مانع می شدند این فهرست از کارها روی سرم ریخت ،شادمانی ایرانیان تماشاچی و بازیکنان ، دورافتخار بازیکنان ، مصاحبه پایانی زنده  تلویزیونی با زننده گل ،هجوم خبرنگاران برای مصاحبه با کی روش سرمربی تیم ایران ، کنفرانس خبری سرمربیان دو کشور، تماس های مکرر شبکه های رادیویی و تلویزیونی ورزشی وغیرورزشی برای ارتباط تلفنی زنده همزمان لحظات را سخت وپرفشار کرده بود طوری که وقتی میکروفون را جلو دهان کی روش گرفته بودم که به سوالم پاسخ می داد همزمان به صورت زنده برای شبکه تلویزیونی ورزش با همکارخوبم" اسکویی" حال وهوای تیم و بازیکنان را گزارش می کردم ، نهایت دیدم نزدیک است زیر دست پای خبرنگاران و لابلای سه پایه ها و میکروفن با دنیا وداع کنم لذا ادامه گفتگوی زنده تلفنی رو به غلامرضا رضایی بازیکن خوب ملی پوش سپردم تا هم او با مردم صحبت کند و هم من  از معرکه نجات یابم، آن یکی تمام می شد رادیو ورزش که دوست عزیز وقدیمی "مجید ندیری" آن را مدیریت می کند روی خط می آمد و قصه تکرار می شد .اما همه این ها سختی ها با شنیدن خبرلبخند رهبرعزیزمان و شادمانی بی وصف مردم مظلوم ایران فراموش و به خاطره ای شیرین تبدیل شد .ای کاش این افتخارآفرینی های پرنشاط وبا هیجانات ماندنی برای ملت ایران تکرار شود.

 

 

 

[ ۱۳٩٢/٤/٤ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس