توشه قلم
قالب وبلاگ

یک شب آتش در نیستانی فتاد

سوخت چون شمعی که درجانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد

هرنی ای شمع مزار خویش شد

نی به آتش گفت کاین آشوب چیست ؟

مرتورا زین سوختن مطلوب چیست؟


گفت آتش، بی سبب نفروختم

دعوی بی معنی ات را سوختم

زان که می گفتی نی ام با صد نمود

همچنان در بند خود بودی که بود

مرد را دردی اگر باشد خوش است

درد بی دردی علاجش آتش است

سلام .این سروده سرشار از معنی و احساس متعلق به "مجذوب علیشاه" است که گاهی وقت ها به تناسب زمان وشرایط می توان روی مفاهیم آن عمیق شد و نکته ها آموخت .البته اگر صدای دلنشین استاد آوازایران" شهرام ناظری" ضمیمه آن باشد ، تاثیرگذاری اش به اوج می رسد.

[ ۱۳٩٢/۳/۱ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس