توشه قلم
قالب وبلاگ

 شک ندارم که کبودی رخ لاله ، نشانه است و سوختگی بال پروانه، بهانه،روایت درد پهلو را از لابلای هق هق یاس در نیمه شب می توان شنید و سوز فراق را دراشک بلبل دید ، اگر از آیینه بپرسی راز شکستن چیست ؟ بغض کودکی را گواه می گیرد که قلبش سپرسیلی صورت مادر بود. اگر از شمع ،اسرار سوختن را جستجوکنی تردید ندارم که خاکستر برآمده از شعله های کینه را نشان می دهد که با هیزم جهل و خودخواهی افروخته شد و تا عرش زبانه کشید آن هم کجا ؟ پشت در خانه وحی ،پیش چشم عصمت زمین وآسمان ، در کوچه ای به نشانی بهشت ، مقابل خانه ای که سقف آن از نور بود آری   بیت فاطمه و علی علیهم السلام

دلم یاد مدینه کرد بخصوص  باب جبرائیل و درب سبز رنگی کوچک مقابل آن دوست دارم دل نوشته ام  را که آن روز پس از زیارتش نوشته بودم تکرار کنم

اینک از پشت دیوار ، آهسته به سمت باب الزهرا سلام الله علیها می رویم ، گویی شعله های برآمده از هیزم کینه دشمنان آل الله همه وجودم را در برگرفته است و بوی سوختگی همراه با دودی ازدرد در محله بنی هاشم دل وجان را می آزارد ، چشمم به قفل درب آن خانه پر راز ورمز وجایگاه سجده ها وقنوت ها و مکان پرهلهله از بال فرشتگان افتاد . برروی قفل درب خانه پاکی ها این مصرع از یک شعر چند بیتی وزیبا حک شده است که البته درباره سراینده شعر روایات مختلفی وجود دارد ازجمله برخی اسناد تاریخی می گوید این شعر از یک شاعر مصری بنام "شرف الدین محمد بوصیری" است که درعالم خواب به دست مبارک پیامبر عظیم الشان اسلام از بیماری مرگباری شفا یافت و این قصیده را سرود

هوالحبیب الذی ترجی شفاعته                    لکل هول من الاهوال مقتحم

ترجمه " او دوستی است که در همه پیشامدها وحوادث ناگوار امید شفاعتش می رود

 

حالا در مقابل بیت وحی هستم از درون آن حجره آسمانی  عطر یاس روح نواز است وگویی  زمزمه های بی بی دو عالم هنگام بازی با حسن وحسین (ع) درگوش جان می نشیند آن هنگام که فاطمه (س ) فرزندش  امام حسن علیه  السلام را بالای سر می انداخت و چنین می فرمود  

 إشْبَه أباکَ یا حسن             واخلَعْ عن الحقِ الوَسَنَ
و اعبد الها ذامِننَ                 و لا تُوالِ ذَا الاِحَنِ
پسرم حسن، مانند پدرت باش. ریسمان ظلم را از حق بر کن. خدایی را بپرست که صاحب نعمتهای متعدد است و هیچ گاه با صاحبان ظلم و تعدی، دوستی مکن.

همچنین نقل شده است که وقتی فرزندش امام حسین(ع) را بازی می‏داد، این گونه می‏ فرمود:
اَنْتَ شبیهٌ بأبی
لَسْتَ شبیها بعلیٍ
تو به پدر من (پیامبر(ص)) شبیهی و به پدرت علی شباهت نداری.

 وبا نگاهی به آن طرف تر انگار در طاقچه ای بسیارکوچک، شانه ای که با آن گیسوان تابیده  بانوی صبر و جهاد  دردانه پدر، حضرت زینب (س) را می  آراست  جای گرفته است . 

 یا علی مددی کن در کوچه غمزده وغبار گرفته از کینه های قاسطین و ناکثین و مارقین از غصه نمیرم .پشت دیوار خانه کوثر قرآن جمع شدیم ای خدا نمی توان به بغض های فروخورده و ضجه های احساس و نفس های بی قرار بی توجهی کرد. مگر می شود دراین لحظات سنگینی طناب را برگردن مولای آزادگان وحق طلبان حضرت علی علیه السلام ومظلومیت او  حس نکرد .مگر می شود دست هایی را که با هدف کوبیدن سیلی به صورت رکن هستی بالا رفت ندید و درد کبودی را دراعماق جان نخرید .یا رسول الله کمک کن !! گویی هیمنه وجودم در زیر آوار اندوه جان می داد چشمانم جایی را نمی دید ، وقتی روحانی کاروان با سوز و نوایی خاص گفت "السلام علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنی ها "انگار دیوار دلم فرو ریخت و اشک ها حیا نکردند گریبان دریده جلوتر از احساس می دویدند، جمله " ادخلوها بسلام آمنین " را دیدم . نفرین برمردمی که حرمت صاحب خانه ای را که جبرائیل بدون اجازه اش وارد نمی شد نگه نداشتند

ایام شهادت حضرت مظلومه شهیده صدیقه طاهره سلام الله علیها برهمه دلدادگان سوگوارش تسلیت باد

 

[ ۱۳٩۱/٢/٥ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس