توشه قلم
قالب وبلاگ

 

سلام .این روزها خبرهایی درباره برخی اظهار نظر های شیوخک های پایین پای

 ایران درباره سرزمین کهن پارسیان و مهد اسلام ناب دربرخی رسانه ها منتشر

 می شود .یکی از شیخک ها گفته ، ایران خطربزرگ و دشمن ملت عرب است

 و چه و چه وچه .!. کاری به درست یا نادرست بودن این خبرندارم، ولی یاد

دو خاطره افتادم که نقل آن خالی از لطف نیست . در دوره ریاست جمهوری

آیت ا..هاشمی رفسنجانی در سفر به استان هرمزگان به دیدار مردم جزیره

 ابوموسی رفتیم.تاجایی که یادم هست هوا گرم و فصل وزش بادهای موسمی بود.

 وقتی رئیس جمهور وقت در جمع مردم سخنرانی می کرد جمله ای گفت

که همچون امواج پر خروش  خلیج فارس  به دیواره دل شیوخ می کوبید و

 آن این بود که "از این پس شناسنامه هر نوزادی که در این بخش از سرزمین

 اسلامی به دنیا می آید در همین ابوموسی  صادر شود و محل تولد هم جزیزه

ابوموسی ثبت گردد. مردم خیلی ابراز خوشحالی کردند . بعدهم آقای هاشمی از

بخش های مختلف جزیره دیدن کرد . آن زمان صحبت این بود که شیوخ اماراتی

برای اینکه به زبان درازی خود ادامه دهند هرچند وقت یک بار یک کشتی

سیاهی لشکر می فرستادند و تمام هزینه زندگی آن ها را هم تامین می کردند تا به

اصطلاح ادعا و خیال مالکیت شان باقی باشد و اگر اشتباه نکنم همان روزها چند

جاسوس هلندی را تحت عنوان شهروند عرب فرستاده بود تا هم عیاشی و بدن

برنزه کنند وهم سروگوشی آب بدهند که البته نیروهای امنیتی ایران نیز آنان را

بازداشت کرده بودند !!همان جا بود که رئیس جمهور وقت دستور داد از

ورود بیگانگان به این بخش از سرزمین ایران  جلوگیری شود و از همان موقع

هم در اعلام وضع آب وهوای کشور درصدا وسیما نام جزایر سه گانه هم اعلام

می شد. خاطره دیگر اینکه در اواخر دوره ریاست آقای هاشمی بر دولت  ایشان

برای شرکت در اجلاس فوق العاده سازمان کنفرانس اسلامی در پاکستان سفری

به اسلام آباد داشت ،یکی از کسانی که اصرار می  کرد با رئیس جمهوری

اسلامی ایران دیدار کند وزیرخارجه وقت امارات بود که سرانجام این دیدار در

محل اقامت آقای هاشمی انجام شد و رئیس جمهور وقت ،این دیدار را در سه

جمله خلاصه کرد و آن این بود که .. حال واحوال پدرتان چطوراست ؟ شما

فرزند چندم و از همسر چندم هستید ؟سلام برسانید و بگویید ما می توانیم همسایه

های خوبی برای هم باشیم و روابطمان را بیش از وضع کنونی گسترش دهیم 

خداحافظ شما... وزیر خارجه امارات هم که حدود بیست و پنج سال بیشتر

نداشت به دلیل اینکه به همراهانش اجازه ورود ندادند فقط خودش با یک کیف

سامسونت به اتاق محل دیدار آمد و مثل یک بچه خوب وسر بزیر حرف بزرگتر

را گوش کرد و گفت: چشم، راضی از این دیدار از اتاق بیرون رفت و من

مانده بودم که در خبر این دیدار از چه چیزی بنویسم!

در همین فرصت، مبعث فرخنده پیامبرگرامی اسلام سرآغازی برای خاتمیت نبوت

را به همه سالکان توحید و ارادتمندان و رهروان حضرتش تبریک وتهنیت عرض

می کنم.

[ ۱۳۸٩/٤/۱۸ ] [ ٥:۳٥ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس