توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام

برای پوشش خبری آغاز بهره برداری رسمی از واحد تولید اوره و آمونیاک دیشب چهارشنبه شب وارد عسلویه یا همان منطقه ویژه پارس جنوبی شدیم. درآن منطقه  هوا خیلی گرم و انگار هنوز تابستان است . به همراه همکاران خبرنگار وعکاس دیگر رسانه ها از ساعت بیست تا بیست وسه  کنار ساحل آرام با آبی زلال و بدون موج دور هم جمع شدیم و از هردری سخنی . امروز صبح پنجشنبه  آیین بهره برداری رسمی با حضور رئیس جمهور برگزار شد. عجب سرزمینی است ایران . در یک لحظه در گوشه وکنار این کشور چهار فصل وجود دارد . ساعت ده صبح  همه عرق می ریختند و پنکه ها جواب نمی داد و برخی عکاسان و تصویربرداران پیراهن هایشان کاملا خیس شده بود . من برای رساندن تصویر برنامه وهم اینکه فردا جمعه قرار است با معاون اول رئیس جمهور برای شرکت در اجلاس کشورهای عضو پیمان شانگهای به تاشکند پایتخت ازبکستان بروم با هواپیمای حامل رئیس جمهور به تهران برگشتم . وقتی برای رفتن از محل مجتمع پتروشیمی غدیر به فرودگاه عسلویه که از هم فاصله زیادی دارند سوار اتوبوس حامل رئیس جمهور شدم چند کارگر  زجر دیده و عصبانی ازرئیس جمهورمی خواستند به حرف هاو مشکلاتشان توجه ورسیدگی کند . احمدی نژاد هم گفت دو نفرتان بیایید تو اتوبوس حرف هایتان را بزنید.یکی از کارگران جوان ودرشت هیکل درحالی که بغض درگلو داشت گفت: آقای دکتر شش ماه است حقوق نگرفته ام! ترا به جان بچه هایت به داد  برس ومشکل من وخیلی از کارگران دیگر را برطرف کن .خیلی گرفتار و درفشارم و پیش زن وبچه ام شرمنده . آقای احمدی نژاد هم علت را جویا شد و برخی از مقامات گفتند پیمانکاران از ما پولشان را می گیرند اما به کارگرنمی دهند تا اورا مجبور به اعتراض کنند ودولت هم مجبور شود بدهی های خود را به پیمانکار زودتر بدهد درحالی که با همان بخش از  پول می توانند حقوق کارگران را بپردازند . رئیس جمهور خیلی ناراحت شد و به آن جوان کارگر قول داد کمک کند تا مشکل حل شود. اتفاقا درمسیر فرودگاه احمدی نژاد گفت برویم بین کارگران وحرف هاشون را بشنوم والان که مسئولان هم هستند مشکل را حل کنیم ، رفتیم به ساختمان استقرار کارگران و آن ها حرف را مطرح کردند ورئیس جمهور هم درحضور مقامات وعده پرداخت حقوقشان را داد .هرچند بهره برداری از واحد تولید اوره و آمونیاک خبر خوشحال کننده و مایه غرور است اما اشک والتماس این جوان زحمت کش که در هوای نزدیک به پنجاه درجه تابستان برای ساخت این مجتمع تلاش و دوری زن و بچه را تحمل کرده همه چیز را تلخ کرد . 

[ ۱۳۸٦/۸/۱٠ ] [ ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس