توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام . این روزها با رویدادهای تلخی رو برو بودم که هرکدام به گونه ای  ذائقه ام را آزار داد و اخرین آن غم از دست دادن دوست و همکار عزیزم عطا افشاری. دیروز هم یک رویداد به نوع دیگری تلخ ولی خوش سرانجام وبه قولی "ترش خوش مایه " رقم خورد و آن هم خداحافظی "کامران نجف زاده "دوست ارزنده و همکار توانا ،خوش ذوق ونیکو مرامم و در یک واژه غنی از محتوا و اقتباسی  همان"هلو"! از جمع ما بود .(لطفا تهمت نزنید نوع گفتن تفاوت دارد همان جوری که دکتر گفت !!)خلاصه دیروز تعدادی از اعضای گروه سیاسی واحد مرکزی خبر که کامران هم از همین تبار بود دور هم جمع شدیم تا مراسمکی برگزار کنیم یعنی همان "گودبای پارتی" . کامران در آستانه  عزیمت به محل ماموریت جدید "فرنگ " است یعنی یک فاصله جغرافیایی ونه معنوی بین او وبسیاری از دوستان و دوستدارانش تدبیرشده است. بانی این آیین هم که به سبب تقارن با روز نخست ماه مبارک رمضان به ظاهر خشک و بی طعم ولی در باطن عطر آگین بود خواهرخوب وهمکار گرامی ام "فهیمه کوه خضری" بود که البته نه به لحاظ سنی بلکه به لحاظ عاطفی وهمت بزرگتری و بزرگواری کرد و سبب شد تا این محفل شکل بگیرد. مانده بودیم که از کجا شروع کنیم و چه کسی اغاز گر مراسمک باشد همه نگاه ها به سبب پیری و سابقه به سمت بنده سرازیر شد و من چیزی نداشتم جز اینکه بگویم "ببخشید که رفت "! دیگر همکاران نیز هرکدام در توصیف خصایا وجمال و "جلالت مابی" حاج کامران سخنی گفتند و وقتی که نوبت به جناب ایشان رسید کمی حالت بغض، البته بدون اشک در حد چشمک بدون غرض به خود گرفت و گفت ناراحتم که از این جمع مانوس می روم !!هر چند که نه فقط خودش بلکه ما هم باور نکردیم .کامران خیلی زود راهی ماموریت فرانسه است تا دست کم دو تا سه سال در جامعه ای متفاوت با محمل کاری متنوع وگوناگون زندگی وفعالیت حرفه ای کند .همه با شناختی که از کامران وسبک کارهایش داریم مطمئنیم که گزارش های او به کلمات نغز" ناپلئون بناپارت" محدود نخواهد بود بلکه از طاقچه بالای "ورسای" و فلسفه وجودی دامن های گرد و پرچین مردمان این کشور تا وحشی گری های این قوم اتو کشیده وبه ظاهر زیبا در تاریخ سخن ها خواهد راند. به هر حال کامران جدای از نبوغ حرفه ای ، شخصیتی متین و وجدانی سودمند به حال مردم بویژه ضعیفان ورنج دیدگان دارد و از همین زاویه نبود که نه، دوری او از من و ما با تلخی درخور همراه است . برای او وخانواده اش بویژه  مسیو "امیرکیان " روزهای پرفروغ ، همراه با سلامتی آرزو داریم و از او خواستیم هر جا خوش گذشت به یاد ما هم باشد....

تا یادم نرفته یک هدیه ناقابلی هم تهیه شده بود که همکار عزیزمان "حاج محمد دلاوری "تقدیم کامران کرد البته نفهیدیم چی بود.....
درهمین حال همکارنکته سنجی ،نجوایی کرد که من نیز شنیدم .او گفت: این شتر ممکن است در خانه هر کسی بنشیند....!!




 

[ ۱۳۸۸/٦/۱ ] [ ٤:٥۸ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس