توشه قلم
قالب وبلاگ

 سلام . ساعت ده صبح است اکنون چشم در جستجوی نگاه به یک گنبد طلایی وهمان نمادی است که در تمام عتبات مقدسه دل را اسیر درخشش خود می کند .اینجاست که اشک ها به کمک می آیند و بغض فروخفته را از درون بر می کشند و گواه می گیرند وتازه به یادت می آورند که کور دلان ودشنه بدستان نقاب دار و متعصب چند سال قبل دست به کار شدند تا نردبان این بخش از زمین به آسمان را بردارند وبه زعم خود فاصله را بیشتر کنند وفرصت را از دلدادگان بگیرند .با وجود فراوانی جمعیت ، سکوت معنا داری بر محله حاکم است .چشمم به یک پارچه نوشته  مشکی رنگ می افتد که روی آن با خطی سفید ونا زیبا  نوشته شده بود شهادت "امام حسن عسکری تسلیت ". این پلاکارد حتی درجای مناسبی هم نصب نشده بود بلکه دوطرف آن با نخ به دو تخته سنگ بجا مانده از ویرانه های یک ساختمان بسته شده بود .چهار روز به هشتم ربیع الاول شهادت معصوم یازدهم حضرت امام حسن عسکری علیه السلام باقی است .دیدن این پارچه نوشته داغم را تازه کرد با نگاهی به کوچه های اطراف حرم مطهرحضرت امام حسن عسکری وپدربزرگوارشان امام علی النقی علیهم السلام هق هق سوزناک  معرفت و شناخت از نهاد درون بلند می شود .به دلم می گویم حق داری ، اینجا دیگر بی قراری وپریشانی دست خودت نیست چراکه این محله صدای نوزادی را در گوش جان خود دارد که جهان ومنظومه خلقت امتداد شنیدن همان صدای دلربا را البته پخته تر و رساتر تا امروز به انتظار نشسته است.در کوچه و محله ای گام نهاده ای که رد پای گل نرگس وعزیز دل فاطمه (س ) بر جای جای آن نقش بسته و آهنگ گام های کوچکش جان بخش  وبا عطر هر نفسش همه جا را متبرک کرده است.همان کودکی که دست نازنینش را به چادر عبایی مادر مظلومه وصبورش می گرفت واز این کوچه های نا امن و انباشته از کینه های مرموزمی گذشت وقلب بزرگ در جسم کوچکش آماده می شد تا قرن ها درد ورنج واندوه مردمان بی پناه وستم دیده جهان را بردوش گیرد وتا فرمان نرسد تحمل کند ونظاره گر باشد. ازمحوطه شبیه یک میدان  وارد کوچه ای می شویم که دیوار های بتونی جایگزین حصارهای گلین آن شده اند وبا چند قدم راه رفتن دری چوبین ولی ساده  به رویت آغوش می گشاید که روزی دوستان و یاران  پشت آن ایستاده بودند تا پیکر نورانی امام حسن (ع) را اززندانبانان بی رحم  نظامیان  خشن حکومت عباسی تحویل بگیرند هرچند به آنان توصیه شده بود آنقدر آرام گریه کنید تا صدایتان را بدخواهان عنود نشنوند .نگاهی به گنبد درحال ساخت حرمین مطهر امامان معصوم علیهم السلام موجی از اندوه را یکجا به دل می کوبد .باورم نمی شود که اینجا سامرا و خانه ومدفن جد  وپدربزرگوار ،مادر وعمه عظیم الشان امام عصر (عج) باشد.به هرگوشه نگاه کنی زخم های ناشی از خشم منحرفان ومتعصبان رنجی را به آدمی منتقل می کند.

  

وارد حرم مطهر شدم جزیک حصار چوبین که با پارچه سبز پوشانده  و به جای ضریح برروی مراقد شریف  نهاده شده است چیزی دیگری نیست. سرم را به دیوار حرم گذاشتم و اختیار دل از کف دادم .انگار که وقت هم نوایی با ضجه های برآمده از دل وجان سوگوارانی است که  روز هشتم ربیع الاول در داخل خانه حسن بن علی (ع) طنین انداخت .راستی مگر می شود که این خانه و این روضه رضوان یک لحظه از وجود مقدس ونازنین فرزند به ظاهر غایب این خانه خالی باشد به خود گفتم ، مراقب باش که این مکان آسمانی از کودکی های یک انسان  کامل ومنجی خاطراتی دارد .

  

اگر به چشم دل ببینی شاید هنوز گهواره نوزادی اش باشد آنگاه که فرشتگان مامور مراقبت از وجود مقدس او بودند. دشمنان اسلام واهل بیت درسحرگاه سوم بهمن ماه سال 1384 برای انتقام گرفتن از اندیشه مطهر ولایت وامامت وریختن خون دلدادگان وعاشقان این مکتب با همکاری نیروهای اشغالگر امریکایی وارد حرم مطهر امامین عسکریین شدند وپس از به شهادت رساندن زائران ومراقبان این استان ملکوتی با کار گذاشتن چند بمب بسیارقوی در چهارگوشه پایه های اصلی گنبد آن را منفجر وساختمان را کاملا ویران کردند و یک بمب بسیار قوی هم در سردابی که محل نیایش وغیبت حضرت حجت ابن الحسن امام زمان (عج) است کار گذاشتند وآن را ویران ساختند. 

  

در فرصتی که پیش آمد از مهندس شهرستانی مسئول بازسازی حرم مطهر پرسیدم کی بازسازی تمام می شود ؟او گفت هشتاد درصد کار بازسازی و نوسازی حرم مطهر انجام شده وبقیه نیز در سه تا چهار ماه آینده پایان خواهد یافت.از شهرستانی پرسیدم هرچند خسارت های معنوی این اقدام دشمنان اسلام بسیار سنگین است ولی به هر حال نوسازی و با معماری جدید شکوهمند تر بنا می شود آیا چیزی هست که از دست دادن آن افسوس داشته باشد؟ گفت : آری فقط یک پنجره چوبین با قدمت ششصد ساله که روی سرداب مضجع شریف  قرارداشت  براثر فروریختن آوار گنبد وسقف از بین رفت ولی مدفن اصلی آسیب ندید....

    

هنگام حضور هیات ایرانی حرم مطهر برای ساعتی قرق  شد . دقایقی گذشت فضای زیارت حالت خاصی به خود گرفت.....

ادامه دارد

 

 

[ ۱۳۸۸/٢/٢٧ ] [ ٧:٤٤ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس