توشه قلم
قالب وبلاگ

 

سلام .با وجود گرفتاری های روزمره و فشردگی کارها ، کم کم داشت یادم می رفت که قرار بود یادداشت های سفر به عراق را به طور منظم تقدیم حضور کسانی کنم که می دانم دلشان برای سفر به آن دیار می تپد . به هرحال عذر تقصیر دارم. با اینکه هنوزروز اول سفر به بغداد است اما سنگینی کار و فضای امنیتی به گونه ای جلوه کرد که انگار چند روز گذشته است .شب و بی برقی و کوچه های تاریک بغداد فرارسید .بوی غربت کم کم در فضا پراکنده است وغبار روزمرگی، خود را در پرتو روشنایی  لامپ های کم نور می نمایاند .شب های بغداد هنوز اصوات خشن زندانبانان وشلاق شکنجه گران بدهیبت سیاه چال ها و بیغوله های نمور را در دل خود نهفته دارد .در بغداد کنونی شب که می رسد کینه های فرو خفته در روز سر بر می آورد و همچون سیاهی سایه های خبرچین در کوچه ها و محله ها پرسه می زند و دهشت، لحظات را همراهی می کند.برنامه بعدی پس از مذاکرات رسمی آیت ا.. هاشمی رفسنجانی با نوری المالکی نخست وزیر عراق زیارت حرم مطهر امامین جوادین (علیهم السلام)در شهر مقدس کاظمین است .وقتی زمزمه کاظمین در بین اعضای کاروان افتاد دلم بی قرار شد . همین جا بیت شعری که  مرحوم والده به من آموخته بود در ذهنم مرور  گردید  ."عزت عالمین می خواهم "،"طوف قبر حسین (ع) می خواهم" یا جوادالائمه (ع)ادرکنی"

.... باورم نمی شد که با یک حرم نورانی و عشقی آگاهانه قرار دارم. کاروان  با همان هیاهو و‌آژیر وچراغ های چرخان به سمت کاظمین حرکت کرد دقایقی بعد دو گنبد زرین چنان درخششی نمود که چشم دل را هم یارای دیدن نبود. درهمان نگاه نخست از بافت محله می توان دریافت که همسایه های بیت امام هفتم (ع) و امام نهم (ع) با فرهنگ اهل بیت (ع) فاصله زیادی دارند و گویی مثال مردمان ناباب و بی مروتی هستند که گوش هایشان به صدای ناله های یک زندانی مظلوم وآزاده و گرفتار غل وزنجیر عادت کرده است و هنوز هم به آوای زنان هرزه آوازه خوان دل بسته اند و تعفن اعمالشان محیط زندگی شان را هم آکنده کرده است. وجود قمارخانه ها و تصاویر مستهجن هرزه گان هالیوود که برشیشه مغازه و رستوران های نزدیک حرم مطهر امامین جوادین (ع) نقش بسته است غیر از این تصویر حقیقت دیگری را ترسیم وبرملا نمی سازد. وقتی وارد خیابان منتهی به حرم شدیم انگار دلم زودتر وهمچون کبوتران زندانی پرید و در طواف حریم آل ا.. رها شد.

به عنوان خادم ناچیز بارگاه فرزند برومند حضرت موسی الکاظم یعنی حضرت رضا(ع) امتیاز افزونی برای خود احسا س کردم . با خود زمزمه کردم  باوجود اینکه میلیون ها عاشق شبانه روز پروانه وار بر گرد حرم حضرت رضا (ع) در مشهد مقدست در طوافند این امام رئوف هرگز غریب نیست اما              پدر بزرگوارش در این جا قرن ها، بایسته و نبایسته هایی داشته است و امروزهم نفس های شوم و کینه توز ، صحنه های مهر ورزی به امامین کاظمین رانمی تواند ببیند و گاه و بی گاه با انفجار و عملیات تروریستی خون مردمانی را که برای تجدید پیمان و رمزگشایی دلهایشان به این مکان پرفیض می آیند به زمین می ریزند. با ورود به صحن وسرای حرم مطهر این دو امام بزرگوار اشک ها، بی اختیار رهسپارند وسراغ  زندانی سیاه چال های هارون الرشید همان خلیفه بد سرشت و ستم کار بغداد را می گیرند تا شاید خون های مرده کف پای تازیانه خورده را بشوید وکبودی های برآمده از سنگینی زنجیر را مرهمی باشد . می گویم آقا جان! قرن هاست ایران عزیز ما، خانه محبت   شما واهل بیت علیهم السلام است وحتما می دانید که قبور مطهر فرزندان و نوادگان شما درجای جای این سرزمین پناهگاه و کعبه دل های ایمانی است.اعضای کاروان ما همچون مادر مرده ها و فرزند از دست داده ها ناله می زدند و تمامی برلی عنایت باب الحوائج ،مظلومان هفتم ونهم سفره دلشان را گشوده اند . این ناله ها وقتی به اوج رسید که "مهدی سماواتی" مداح نامی گفت :السلام علیک یا موسی ابن جعفر ایها الکاظم یابن رسول ا....                      

 درکنار ضریح مطهر مردی بلند بالا باعمامه ای سبز خادم این آستان ملک پاسبان است  و فارسی هم می داند . پس از زیارت حال واحوالی کردم وگفت من افتخار نوکری فرزند این بزرگواررا در مشهد مقدس دارم و تو اینجا خادم موسی ابن جعفری .. اشک ها ولبخندهایش در هم آمیخت و گفت : از این بزرگوار بخواه مرا هم توفیق زیارت فرزندش را در مشهد مقدس بدهد .گفتم بارها ثابت شده است که اگر فرزند دلبند حضرت رضا(ع) را واسطه قرار دهی محال است چشمی از تو برگیرد . السلام علیک یا محمدبن علی ایها الجواد یابن رسول ا...

            

 

[ ۱۳۸۸/٢/٦ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس