توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام .امروز درحالی که پس از شش روز سفر به عراق و زیارت عتبات مقدسه به اداره بازگشتم ، فضا را غم انگیز دیدم انگار که همه برو بچه ها درد یک فراق را بین خود تقسیم کرده اند .خبر از دست رفتن پدر و مادر مهربان و عزیز همکار و دوست خوش ذوق و توانایم "حمید امامی " در حادثه رانندگی مرا در بهت فرو برد. وقتی حمید عزیز از حج امسال برگشته بود برای تبرک شدن و خیرمقدم به خانه اش رفتم و در آن خانه معطر به قدوم یک حاجی با صفا، لبخند مردی نه چندان سالخورده و مهربان وصمیمی چاشنی این استقبال شد و با همان لهجه جذاب "ابرکوهی" گفت :من ترا از خیلی سال ها قبل می شناسم .من هم به او ابراز ارادت کردم و داشتن یک فرزند شایسته و هنرمند همچون حمید را به او تبریک گفتم .امروز غم فراق آن پدر صمیمی و همچنین مادری مومن برجان وجسممان سنگینی می کند . شنیدم که دست بی رحم حادثه پدر ومادر را همراهی کرد تا پیش از آنکه تپش قلبشان را به لبخند فرزند دلبندش آرام کنند چشم از جهان فرو گیرند و به دیار باقی رهنمون شوند .وقتی حمید شنید با سوز دل گفت :پدر ، مادر . قرار این نبود که نیایی ..........!! روحشان شاد و فرزند  نیکشان  باقی الصالحاتشان. با حمد وصلوات  برای آن دو عزیز غفران واسعه و برای داغدیدگان صبر وپاداش طلب می کنیم

[ ۱۳۸٧/۱٢/۱۸ ] [ ٧:٠٥ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس