توشه قلم
قالب وبلاگ

 

دیروز دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ناگهان تصمیم گرفت دعوت شیخ حمد امیر قطر را بپذیرد و در اجلاس فوق العاده سران اتحادیه عرب دردوحه شرکت کند . ساعت نه صبح بود و هنوز هپروت خواب صبح جمعه در چهره ام  جولان می دادکه تلفن همراهم زنگ خورد و فرمان اعزام  به این ماموریت صادر شد و من به قولی با سه سوت در فرودگاه حاضر شدم و دقایقی بعد هم به مقصد دوحه پرواز کردیم .اجلاس به درخواست امیر قطر تشکیل شد ولی  خادم درآمد حرمین شریفین !! و همچنین جوجه فرعون مصر به پاس خدمت به امت غیراسلامی اجلاس را تحریم کردند و به شماری نوچه های ریزتر مثل کویت و امارات و اردن و مغرب فرمان  دادند "لا اخ لا " . بنابر این از بیست ودو عضو اتحادیه بی خاصیت عرب فقط سیزده عضو امده بودند و چند کشور هم که عرب نیستند براساس وظیفه انسانی واسلامی  حضور داشتند . در بدو ورود به سالن محل اجلاس عکس های کودکان قطعه قطعه شده غزه  همچنان پتکی  بر فرق رهگذران می کوبید  تا شاید کمی تحرک و غیرت درونی اعراب را به جوشش در آورد و برای رضای خدا که نه حداقل به سبب هم خوانی قوم ونژاد خود چهره در هم کشند . سلطان قابوس با همان خنجری که همیشه به روی شکم می بندد جولان می داد و آنگونه که دیدم از دسته تا تیغه همه اش طلا بود و طبق معمول  فقط دل می برد و چیزی  نمی برید .انواع واقسام هیکل هم از وسعت الملوک تا لاغر المیان در لایه های زندگی لوکس  عرض اندام می کردند . بوی عطر و ادکلن در پرتو لوسترهای  پر زرق وبرق  به حاضران احساس دیگری می داد و صد البته معلوم بود که  از  بانوان سینه چاک و هفت رنگ با مدل های مو ولباس  های گران قیمت هم  بجز دلبری  کاری ساخته نیست  و این صحنه ها فاش می نمود که به رغم کمی ،"های وهوی "از  غیرت خبری نبود . در این میان چند انسان استوار قامت وگردن برافراشته و تربیت شده  در دامن مقاومت فلسطین و و برآمده از میان ضجه ها و نفیر گلوله و آتش ودود و اشک های مادرانی که ترس از کشته شدن امانشان را بریده بود و همچنین یک مرد نحیف الجثه اما سخت و هوشیار به عنوان  نماینده ملتی بزرگ و آزاده و مسلح به فرهنگ عاشورایی خود را می نمایاندند و برای بقیه شرکت کنندگان چشم امید بودند  

به این تصویر نگاه کنید

                      

به کدام گناه این گونه بدست صهیونیست ها زنده بگور شدی! ای خدا عجب صبری داری ؟ دلم می خواست همین عکس را پیش عبدا.. بن عبدالعزیز پادشاه عربستان و یا حسنی مبارک دیکتاتور مصر خیلی از این یقه درانان قوم عرب واسلام می بردم و می گفتم اگر این کودک پاره تن شما بود چه حالی داشتید و چه می کردید؟! شما که بدن  نوزادانتان را با شیرمی شویند تا لطیف بماند وپوشک هایشان لابد زرباف است  آیا می پذیرفتید که بخاطر کینه های سیاسی و انتقام جویی های عقیدتی و فرهنگی حتی از آمدن به یک نشست که شاید به سبب بافت و ساختارش نمی تواند خیلی موثر باشد پرهیز کنید؟ آیا اگر پیکر گداخته  کودک مظلوم ومعصوم فلسطینی بوسیله بمب های فسفری  ساخته مدافعان حقوق بشر، بدن معطر به عطر ناب شانزه لیزه یک مولود از عشرت های بی حد واندازه شما بود بازهم صدای موزیک و هلهله اهل حرم را آنقدر بلند می کردید که ضجه ها را نشنوید ! به خدا دلم گرفت و لحظه ای به فکر فرو رفتم که چرا درایران رهبر عزیزمان ، همه مسئولان و بزرگان ازجمله احمدی نژاد از استراحت وزندگی خود می گذرند ، فریاد می کشند ، می سوزند و این ملت نیز هم با آنان همگام و همراهند تا بلکه بر دردی از دردهای یک ملت بی پناه و زندانی در یک وجب خاک شعله ور از آتش کینه دوست و دشمن مرهمی باشند. چشمم به تصویر طفل هشت ماهه گریانی افتاد که روی برانکاد درحالی که  بدنش  از ترکش فسفرسرخ شده  و چشم هایش را از دست داده بود ، نفس نفس می زد وفقط کلمه"بابا" را بر زبان می آورد . با خود  گفتم چه کنیم ؟حتما یک وظیفه است .....  نفرین خدا برشما که چنین بی رحمید.آمین

                             

[ ۱۳۸٧/۱٠/٢۸ ] [ ۸:٥۸ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس