توشه قلم
قالب وبلاگ

کوچه خلوت دل را دوست دارم چون وقتی که راه می روی سمفونی قدم هایت عصر خرداد ماه را دلنوازتر می کند ، طرب و نشاط آهنگش به ذائقه قناری خوش تر می آید، خلوتی کوچه دل را دوست دارم چون عطر عبورت حتی پروانه های لمیده زیرگلبرگ های رز سرخ وصورتی را مست می کند، چون می شود حتی نفس هایت را شمرد وضربان قلب را همچون طبل زیر پای چپ پیاده نظام هماهنگ کرد ، می شود زیر درخت هلو خوابید و با شکوفایی که با گونه های تو همرنگ است طعم لحظه ها را مزمزه کرد ،با خنکای نسیمش هم آغوش شد، کوچه خلوت دل را دوست دارم چون می شود کنارجوی، زیرسایه بید نشست به بهانه شمارش حباب های سپید شناور برآب، رد پای تو را دنبال کرد .خلوتی کوچه دل را دوست دارم چون درروشنایی اش می شود چشمان سیاهت را نقاشی کرد و رنگ لباست را با تن گل بهی رنگ شناخت .دوست دارم همیشه کوچه دل آنقدر خلوت باشد تا انعکاس پرتو نگاهت ازآیینه دیوارهایش تا هفت آسمان بالارود و پرستوها از لابلای رنگین کمان نگاه تو تا روی شانه های زمین شیرجه روند و جیغ و داد سارهای بازیگوش فضای کوچه را پرکند از موسیقی بی قراری ، این شرح حال را برایت نوشتم چون  ماه شور و شعف است ،  قنداقه های سفید و گهواره هایی از نور زیرایوان آسمان ردیف چیده شده اند و جشن تولدهایی برپاست که فرشته ها میزبانند و ماه و ستاره و کهکشان چراغانی و تزئین اش کرده اند .جشن های بزرگی است قاصدک های سفید سبد هایی از هدایایی آسمانی را روی دوش گذاشته اند و از محفل لاجوردی عرش تا فرش سبز زمین می آورند.این شرح حال من است در ماه شعبان و توصیف کوچه های خلوت دل .....

.

 اعیاد بزرگ وبا برکت شعبانیه ومیلاد زینت های خلقت ، میوه های عصمت وطهارت بویژه میلاد غائب ناظر ، منجی حاضر،حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف به همه شیفتگان اهل بیت علیهم السلام و منتظران بی قرارحضرتش مبارک باد  

 

  

[ ۱۳٩٢/۳/٢٢ ] [ ٩:۳۱ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سال هاست که لاله ها خون  گریه می کنند

یاس های صبور در حد جنون گریه می کنند

باز هم موسم  جام زهر شد و گلایه بلبل

قلب های شکسته در درون گریه می کنند

آفتی فتاده در بوستان زیبای عشق خدایا

گل ها ز شادمانی خصم زبون گریه می کنند

تابوت تو روی شانه های ملائک می رفت   

سال ها  خاکیان ز هجرتن مدفون گریه می کنند


باران اشک می بارد ز چشم مظلومان غریب  

دلباختگان مکتب تو در برون گریه می کنند

نام تو در کارزار با دشمن رمز پیروزی است

فرماندهان به تارو مارشدن قشون گریه می کنند

 چهاروبیست  گذشت ز وقتی که خرداد نیمه شد

درسالگشت فراق،عاشقان فزون گریه می کنند

جاودانه ترین خوش آمد و وداع تاریخ برای تو

مگر که بودی که اعصار وقرون گریه می کنند

این مائیم و میراث گران بهای تو ای عزیز

مردم به شرح حال حواریون گریه می کنند  

  

برای علودرجات آن روح بزرگ درپیکره امتی به عظمت عقاید واندیشه های

الهی اش صلوات همراه با خواندن فاتحه -یادش گرامی و راهش مستدام باد

 

 

 

[ ۱۳٩٢/۳/۱٤ ] [ ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سلام .             به راستی که  دوستی کردن یک هنر است  

 

من آن بادبادک تن سپرده به باد

تو آن کودک بازیگوش و دلشاد

عنان دلم سرانگشت توست

می بری هر سوی، به ناکجا آباد

 مرا همراه کردی، بردی تا اوج

شوق پرواز ما را  پیوند می داد

بشین برشانه ام تا پربگیریم

 غم تنهایی مرا هم رنج می داد

 

 

 

[ ۱۳٩٢/۳/٧ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

یک شب آتش در نیستانی فتاد

سوخت چون شمعی که درجانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد

هرنی ای شمع مزار خویش شد

نی به آتش گفت کاین آشوب چیست ؟

مرتورا زین سوختن مطلوب چیست؟


گفت آتش، بی سبب نفروختم

دعوی بی معنی ات را سوختم

زان که می گفتی نی ام با صد نمود

همچنان در بند خود بودی که بود

مرد را دردی اگر باشد خوش است

درد بی دردی علاجش آتش است

سلام .این سروده سرشار از معنی و احساس متعلق به "مجذوب علیشاه" است که گاهی وقت ها به تناسب زمان وشرایط می توان روی مفاهیم آن عمیق شد و نکته ها آموخت .البته اگر صدای دلنشین استاد آوازایران" شهرام ناظری" ضمیمه آن باشد ، تاثیرگذاری اش به اوج می رسد.

[ ۱۳٩٢/۳/۱ ] [ ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس