توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام . چند ی پیش ، بسی محترم وزیری  ازمن خواست  برنامه ای را که مجموعه تحت فرمانش اجرا می کند به شکل نوین ! گزارش کنم ، پرسیدم جناب وزیر چگونه ؟ گفت شما خیلی خشک و جدی همه گزارش ها را یکسان مخابره می کنی .(البته راست می گوید ) اما من دوست دارم این برنامه را با هیجان ، لبخند و شور ونشاط خاصی گزارش کنی ! عرض کردم انشاا.. منظورتان این نیست که   کمری بچرخانم ، تنه ای بلرزانم ، دستی بیفشانم و پایی بلغزانم که با توجه به نوع فعالیت و سابقه بیست ساله بنده ،ارزان قیمت است ! جناب وزیر فرمود :نه منظورم این است که  خیلی جدی نباش با لبخند و حالت صمیمانه این مکان را معرفی و گزارش کن.  جناب وزیر در رهنمود خود با  نشان دادن یک ستون گفت: مثلا از پشت این ستون با هیجان بیرون بیا و بگو سلام بیننده عزیز !می دونین من کجام ؟!، با من همراه بشید ،،آن وقت با موزیکی تند، جلوه های تصویری این مکان را نشان بده تا مردم احساس کنند یک جای خیلی زیبا ،دیدنی و با نشاطی است! (خدا رحم کرد ستونش نازک بود)!.فکر کردم که راست می گوید،  چند وقتی  است تحولاتی دراین زمینه رخ داده وبنده جا مانده ام  ،خاطرم هست ،بیست سال پیش که کارم را در صداوسیما شروع کردم کلاس های آموزشی ضمن خدمت می رفتیم و استادان آن زمان که هرکدامشان در این عرصه "یلی" بودند همواره تاکید داشتند که خبرنگار باید جدی و با وقار باشد البته نه به این معنی که خشن و عصا قورت داده ظاهر شود بلکه در سخن گفتن رعایت متانت کند و در لباس پوشیدن منضبط و مبادی آداب رسمی باشد ، نمونه هایی را هم مثال می زدند که هنوز هم مورد احترامند. آن زمان بخشی از دوره آموزشی ما در مجتمع " زیبا کنار" ، نزدیک رشت  برگزار می شد ، وقتی که تست صدا و تصویر می دادیم ،استاد  از ما می خواست رو به دریا بایستیم و  ده بار از عمق حلق و انتهای ریه عدد" 10 "را هوار بزنیم تا تشخیص دهد تارهای صوتی چه وضعی دارند و آیا به درد این کار می خوریم یا نه ؟ استاد دیگری طرز چرخاندن فک و دهان آموزش می داد تا هنگام گفتن واژه ها "لغوه" نگریم و بتوانیم درست تلفظ  و بدون نمایان شدن تاثیر محتوای خبر درچهره و قیافه، بی طرفی را حفظ کنیم  ، استاد دیگری داشتیم که اداب معاشرت و لباس پوشیدن می آموخت تا اصطلاحا آدم های " جلفی " بحساب نیاییم .. خلاصه این همه کار می شد تا خبرنگار وگوینده  جلو دوربین آنگونه باشند که مردم  بپذیرند، اما امروز درچارچوب تحول مورد نظر بزرگوارانی مثل همین جناب وزیر ، اگر هنگام گزارش دادن  ویا خبر خواندن ، پیراهن خبرنگار و گوینده زرد گل منگولی و شلوار مخمل قرمز باشد هارمونی اش بیشتر ، بدون کت و با آستین های ورمالیده ،مردمی تر و با "تنبان " اصیل و خودمانی تر است ، ایضا  کمی "فوکول" هم پیشانی را تزیین کند  مجذوب جوانان خواهد بود .چنانچه کج نشسته ، دست و بالک  زده ، کمی ابرو چرخانده ،لبی  نازک کرده (پناه برخدا) با صدایی ملایم  ، واژه ها  " نیمه جویده" ادا کنی بسیار صمیمانه تر جلوه می کند و مخاطبان  بیشتری را میخکوب می سازد و لو  اینکه  خدا ی نکرده بلا دور ،خبر عزا و یا حتی افشای یک دزدی  و تخلف اداری باشد .. مثلا وقتی می خواهی کشته شدن عده ای از مردم را در حادثه طبیعی گزارش کنی  حتما با ید جذاب  واینگونه شروع شود که " آخی ،حیف شون ،  این  بدن های ناز  یه روز نماد عشق و عشوه و طرب  بودن!! اما دست خشن و بیرحم طبیعت ازراه رسید و همه شونو پرپر کرد!! واگر  جنایت صهیونیست ها در صبرا و شاتیلا را هم بخواهی گزارش کنی اینگونه شیک تر است :"الهی له شن این امریکا و اسرائیل ، خاک بر سرا عاطفه که هیچ ، از خودشون خواهر ، مادر هم ندارن !!  اینجاست که مخاطبان خواهند گفت : به به ! عجب  نوآوری شد آقا جان ، !!



 

[ ۱۳۸٩/۸/۱٧ ] [ ۸:٤٦ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سلام . دو  روز پیش برای پوشش خبر اجلاس مبارزه با فساد اداری و مالی به جزیره "ماکائو" واقع  درهمسایگی هنگ کنگ در جنوب چین رفتم ، استحضار  دارید که جزیره ماکائو سال ها مستعمره پرتغالی ها بوده و الان هم به صاحب اصلی این سرزمین یعنی چین به طور مشروط واگذار شده و چینی ها متعهد شده اند در آثار فرهنگی  و تاریخی بجا مانده از دوره استعمار  دراین جزیره زیبا و دیدنی هیچ گونه تغییری ندهند که اتفاقا به سودشان هم هست چون چهره شهر را دگرگون کرده و برای مردم چین و دیگر گردشگران جاذبه تروریستی است.نخستین موضوع یا بهتر بگویم نمادی که در حاشیه محل برگزاری اجلاس خود نمایی می کرد ساختمان عظیم و زیبای بزرگترین "قمارخانه " به تعبیر امروزی ها " کازینو" در آسیا در کنار محل برگزاری اجلاس ضد فساد بود . ماجرای جالبی است نزدیک به هزار نفر از یکصدو پنجاه کشور جهان برای مبارزه با فساد مالی آن هم در مکانی جمع شدند که یکی از بزرگترین پایگاه های فساد مالی و پول شویی در آسیا و جهان شناخته می شود چرا که تقریبا اکثریت قریب به اتفاق کشورها قمار بازی را نوعی فساد مالی وحرکتی ضد اقتصاد سالم می دانند و آن را ممنوع کرده اند و درچین حتی شرط بندی برسر موضوعی مثلا نتیجه فوتبال جرم است و مجازات هم دارد .نکته مورد نظر این است که  گردانندگان مجمع جهانی مبارزه با فساد مالی درجهان، خودشان هم دستی در آتش دارند و شریک دزد ورفیق قافله اند و البته در قیافه ظاهری برخی از جنابان میزان ضد فساد بودنشان کاملا پیداست.یعنی کسی آن چهره ها راببیند جرات و هوس فساد

  

به سرش نمی زند !!یاد ضرب المثل قدیمی افتادم که البته واقعیت هم داشت  و هنوز هم دارد اینکه که می گویند :" هرکس کچل است نامش را زلفعلی ، کور را چراغعلی ، گداصفت را کرمعلی ، لنگ و چلاق را کبکعلی می گذارند و  ایضا امروز هرکس قاتل و جانی است نامش مدافع حقوق بشر ، هر چه دیکتاتور است طرفدار دموکراسی وآزاد اندیشی، دزد و کلاهبردار هم ضد فساد و مدافع تجارت آزاد و حقوق برابر و بزرگترین دروغ گوها نیز منادی جریان آزاد اطلاعات ، آزادی بیان معرفی می شوند.جل الخالق از  این همه پر رویی !!

[ ۱۳۸٩/۸/۱٥ ] [ ۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سلام . این ایام ، مناسبت ویژه  زیارت حضرت رضا علیه السلام است  واین خاطره را باید در همان پست قبلی می گنجاندم ولی درخاطرم نبود . به نظرم آمد که نقل آن در هرزمانی نیز خالی از لطافت نیست.. من به استاد محمود فرشچیان  هنرمند صاحب نام و متعهد معاصر ارادت خاصی دارم و بارها ایشان را از نزدیک دیده ام  و اخرین بارچند سال پیش در سفر حجت الاسلام والمسلمین  سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین به  نیویورک، استاد را درجمع ایرانیان دیدم ولحظاتی هم صحبت شدیم.

همان زمان اثر ضامن آهو را تازه تمام کرده بود .. درباره اش پرسیدم، گفت : این اثر ادای نذری من است .گفتم چطور؟ با چشمان اشک آلودی گفت :  پیش  از خلق این اثر مدتی بود  دست راستم  حالتی فلج بخود گرفت و از کارافتاد بگونه ای که نمی توانستم  انگشتانم را حرکت بدهم . پزشکان حاذق و پرآوازه  هم تشخیص دادند که  به مرور زمان و فشار زیاد عصب های دستم به شدت آسیب دیده و به راحتی قابل ترمیم نیست  و تاکید کردند  هرگز نباید قلم بدست بگیرم ونقاشی کنم. استاد فرشچیان می گفت :  دلم خیلی شکست که دیگر توان خلق اثر ونقاشی را ندارم تا اینکه به ذهنم رسید از امام رئوف و باب الحوائج حضرت رضا علیه السلام درخواست کنم  کمکم کنند تا این بیماری علاجشود و همان لحظه نذر کردم که اگر این دستم بهبود یافت ،ماجرای شفاعت وضمانت آهو را به تصویر کشم .

استاد با حالتی بغض گونه گفت : شب خواب دیدم تابلو را پیش رویم گذاشته ام و ابزار وقلم هم آماده است ولی دستم مشکل دارد ناراحت بودم که دیگر هرگز نخواهم توانست نقاشی کنم ، درهمان عالم خواب یک چهره مبارک ونورانی به من فرمان داد، قلم بردار و آنچه می خواهی ترسیم کن .! عرض کردم که دستم مشکل پیدا کرده است ودیگر قادر نیستم ، همان صدای آسمانی فرمود  الان می توانی شروع کن ! من از اینکه توانستم دست به قلم ببرم هیجان زده بیدار شدم ودیدم اثری از بیماری و ناتوانی در دستم نیست و ازهمان لحظه ، خلق تابلو ضامن آهو را آغاز کردم که  این هم مثل تابلو عصر عاشورا که  برای خلق آن بسیار دل دادم تاثیر فوق العاده ای در بیننده می گذارد  .استاد می گفت  برای طراحی ضریح مبارک حضرت رضا علیه السلام هم وقت زیادی گذاشتم و بابت آن هیچ دستمزدی هم نگرفتم تا هدیه ناقابلی  به آستان مقدس آن بزرگوار باشد استاد فرشچیان که مقیم  نیوجرسی امریکا  است،می گفت هر سال چند بار برای زیارت حضرت رضا علیه السلام به ایران می آیم و به استان مقدسش بسیار دل بسته ام.  جا دارد همه ما این جمله زیارت نامه حضرتش را تکرار کنیم که :

  " کن لی  الی الله شفیعا" .. السلام علیک یا ابوالحسن علی بن موسی الرضا .......

[ ۱۳۸٩/۸/۳ ] [ ٥:۱۳ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس