توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام. سه روز است که برای پوشش خبری اجلاس اتحادیه رادیو تلویزیون های آسیا و اقیانوسیه در توکیو پایتخت ژاپن هستم و فشردگی برنامه ها و گرفتاری کاری مانع از این شد که به اصطلاح امروزی ها در تقویم زمانی به روز باشم !تا اینکه دیشب در حالی که نزدیک به ششصد نفر از روسا و مقامات رادیو تلویزیون های کشورهای آسیا واقیانوسیه با رنگ و نژاد وچهره وعقیده و مرام  های گوناگون درحال صرف شام بودند "دکتر حسن خجسته" معاون پژوهشی و برنامه ریزی سازمان صداوسیما که رئیس هیات ایران در این اجلاس و به قولی "بچه محل " امام رضا علیه السلام است ما شش نفر  را صدا زد و گفت : "در همین لحظه می خواهم شما را به یک سلام ویژه به حضرت رضا علیه السلام میهمان کنم" خیلی خجالت کشیدم که ای وای برمن که افتخارجارو کشی و نوکری آستان مقدسش را دارم ولی بی معرفتی کردم .دلم پرکشید، تمام احساس و ادراکم را در تکه پارچه سبز جا دادم ولی دستم نمی رسید تا به قاب پنجره ضریح مطهرش گره بزنم .در آن محیط خالی و بهتر بگویم محروم از این نعمت ها اشکی در چشمم حلقه زد و به همین زمزمه اکتفا کردم "السلام علیکم یا ایها الرئوف ، یا ابالحسن الرضا " دست من کوتاه است ولی عنایت شما بلند وممنونم که یک همشهری متوجه را واسطه کردید تا به این دل غافل  تلنگری بزند !


گفتم: آقا جان دستم نمی رسد ولی دلم که  پا می دهد با اذن ورود به  روضه منوره ، پایین پای آن مضجع نورانی را درک کنم .حتما در آن دیار نور هنوز کسی هست که چشمی به آن گنبد دل نواز بیندازد و پرتوی از آن را هم به چشم و دل این خادم ناچیز هدیه کند.  دکتر خجسته را خیلی دعا کردم که وسیله شد وبه قول معروف زد به هدف ! . تردید نمی کنم که این هم عنایت و لطف آن امام همام است .خدا کند بازهم اجازه دهد ساعت ها دست به سینه کنار درهای ورودی آستان ملک پاسبانش بایستم تا زائران عاشق و دلداده عطر نفس هایشان را در عمق جان من بدمند و غبار قدمشان را برصورت وسیرتم بنشانند .خدا را شکر که دلم میهمان چنین لحظاتی شد تا تکرار کنم " اشهد انک تشهد مقامی و ترد سلامی و انت حی عندک مرزوق" .

با همین حال این دو بیت نیزبه نظرم آمد

خوشا به حال دلی که در دیار دور

با یک توسل غبارغفلتش جاروشد

ضامن این دل رمیده و غریب من

همان امام رئوف که ضامن آهو شد

از مجاوران و زائران کویش التماس دعا و یادمان دارم

 

[ ۱۳۸٩/٧/٢۸ ] [ ٥:٢۱ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سلام . حتما با خبر شدید که  سازمان بین المللی انرژی اتمی به پیوستن رژیم

صهیونیستی به این سازمان ودر حقیقت قرار گرفتن در چارچوب مقررات بین

المللی  رای نداد یعنی به طور رسمی به صهیونیست ها اجازه داد هر نوع فعالیت

هسته ای که دوست دارند انجام دهند و نیازی به دیدبان ، بازرس و کارشناس و

ناظر هم ندارند و این موضوع نشان می دهد که  صهیونیست ها مصداق این

ضرب المثل معروف شده اند که " من زیر بار زور نمی روم مگر زور پر زور

پر زور باشد"!  البته چنین تصمیمی و اقدامی در  این نهاد بین المللی این نکته را

می نمایاند که چقدر کشورهایی که با افتخار به عضویت این سازمان در آمده اند

بیکار و دل خوشند که هم عضوند و هم همیشه بدهکار !! هرچند عناصر اصلی

گرداننده این سازمان کسانی هستند که از ناخن پا تا بنا گوش سازنده و  دارنده و

فروشنده انواع سلاح های کشتار جمعی  و گرگ هایی هستند که  حداقل راضی

شده اند که خود را در لباس گوسفند بنمایانند و  جالب است که  همین ها هم قادر

نیستند صهیونیست ها را دست کم و در ظاهر همرنگ خود سازند . یاد خاطره ای

افتادم ، سال ٨٣ که من در مالزی مستقر بودم  برای پوشش خبری سفر  دکتر

"کمال خرازی " وزیر امورخارجه دولت هشتم جمهوری اسلامی ایران به کره

جنوبی رفتم  ." بان کی مون " دبیرکل کنونی سازمان ملل متحد آن زمان وزیر

امورخارجه کره جنوبی بود .وقتی به دیدار او رفتیم خیلی به ایران ابراز علاقه

می کرد و ازجمله افتخاراتش این بود که می گفت  ما بهترین و مهم ترین و شیک

ترین خیابان در سئول پایتخت کره جنوبی را "تهران" نام گذاشته ایم  که البته

درست هم می گفت و همین الان هم در ابتدای آن بر روی یک تابلو سنگی نسبتا

بزرگی به زبان فارسی نوشته شده است خیابان " تهران" . آقای "بان " می گفت

 اسرائیل به دلیل اینکه سفارتش در این خیابان مستقر شده هر ماه به ما یادداشت

رسمی می دهد و  با حمایت آمریکا فشار شدیدی می آورد تا این خبابان را تغییر

نام دهیم  و ما به آن ها می گوییم اگر دوست ندارید می توانید به جای دیگری نقل

مکان کنید اما چون دولت و ملت کره جنوبی به ایران علاقه مندند ،حاضر نیستیم

 تسلیم این فشار ها شویم . اصولا  "بان کی مون " شخصیت مهربان و ملایمی

 دارد و اتفاقا همان روز  به دیدار " روموهیون" رئیس جمهور فقید کره جنوبی

رفتیم که او را برای دومین بار می دیدم و  مرتبه قبلی زمان انتخابات ریاست

جمهوری این کشور بود . روزی پیش از رای گیری برای گرفتن تصویر از

اخرین تبلیغات نامزدها  به خیابان های سئول رفتم ، هوا وحشتناک سرد بود

 راننده ما را به یک میدان کوچک برد و گفت یکی از نامزدها که بیشتر طبقه

محروم و کارگر از او حمایت می کنند و طرفدار روابط خوب با کره شمالی و از

همه مهم تر وعده اخراج نظامیان آمریکایی را از پایگاه نظامی این کشوربه مردم

این کشور داده است اینجا سخنرانی دارد . پیاده شدیم دیدم یک نفر با کت  مندرس

و شلواری ناهمگون شبیه "پیژامه "! روی یک چهارپایه ایستاده و برای ده یا

پانزده نفر حرف می زند خیلی ها هم بی اعتنا از کنار او رد می شوند ، من و

آقای سیروس دربندی تصویر بردار خوب و حرفه ای واحد مرکزی خبر از شدت

سرما حاضرنمی شدیم پیاده شویم چرا که تعداد هواداران این نامزد نشان می دهد

چقدر رای دارد و به سرما خوردنش نمی ارزد ! اما راننده کره ای ما را با

اصرار پیاده کردو کمی تصویر گرفتیم و سخنرانی اش که تمام شد به کمک یک

مترجم از او پرسیدم شما با چه امیدی در انتخابات نامزد شدید و هزینه کرده اید ؟!

او پرسید شما اهل کجا هستید ؟ گفتم ایران . گفت برایم کشور جالب و مورد

توجهی است ودوست دارم روابط بهتری با کشور شما داشته باشم و اگر تا فردا

شب اینجا بمانید حتما نتایج را خواهید دید، گفتم  منتظر می مانیم .. آقا سیروس

دست به جیب بود و تصویر این گفتگو را نگرفت و می گفت دستانم یخ زده و این

بابا به همین تعدادی هم که اینجا جمع شدند رای نمی آورد تازه می خواهد روابط  

را با ایران گسترش دهد !.به میدان دیگری رفتیم که شاید سی هزار نفر پرچم

بدست برای نامزد خود که مورد حمایت آمریکا بود ابراز احساسات می کردند و

شور و حالی داشتند ما هم با سختی تصویر او را گرفتیم و فشار و استقبال

خبرنگاران به حدی بود که  مجال مصاحبه نیافتیم . فردا صبح ما را به چند نقطه

شهر بردند که از رای دادن مردم تصویر گرفتیم و مصاحبه کردیم . شب برای

شمارش آرا به ستاد انتخابات کره جنوبی رفتیم . مسئول آن بخش استقبال گرمی

از ما کرد و نحوه شمارش آرا را که تمام مکانیزه و ماشینی بود توضیح داد و

اعلام کرد رو موهیون نفر اول شده است من گفتم از روی عکس نشان بدهید چون

ما به اسم نمی شناسیم دیدم همان آقای" کت پاره "! انتخاب شده است وتلویزیون

سراسری کره جنوبی به طور زنده لباس شیک به تن کردن ، اصلاح و

آرایش موی سر او و همسرش را که از آن لحظه به بعد رئیس و بانوی اول کره

جنوبی شده بودند نمایش داد و من و آقا سیروس  با تعجب به هم نگاه می کردیم !

هرچند روموهیون که مواضع خاصی داشت چند ماه بعد از روی کار آمدن به

اتهام تخلف در تبلیغات و براثر فشارهای امریکا و با حکم دادگاه قانون

اساسی کره جنوبی از مقامش معلق و خانه نشین شد  اما پس از  متنبه شدن، دو

باره  به قدرت برگشت و در نهایت پس از پایان دوره اش براثر فشارهای ناشی

از اتهامات ازجمله سواستفاده مالی "خودکشی" کرد .. همین آقای "بان کی مون

"وزیر امورخارجه همان دولت بود .هنگامی  که به دیدار رئیس جمهور رفتیم  او

نیز در گفته هایش به فشار صهیونیست ها برای کاهش روابط و تغییر نام خبایان

تهران اشاره کرد . اکنون جای طرح این سوال است که چرا آقای بان کی مون  به

عنوان دبیر کل سازمان ملل متحد و یک چهره مستقل و بین المللی  نمی تواند با

پشتوانه صدها کشور در برابر افزون طلبی و خودکامگی صهیونیست ها بایستد  

.. هرچند این واقعیت پذیرفته شده که تا رضایت صهیونیست ها و هم پیمانانشان

جلب نشود نشستن به کرسی دبیرکلی سازمان امری محال و یا دست کم دشوار

است اما حداقل می توان انتظار داشت که اگر یک سازمان وابسته به این نهاد بین

المللی نظیر سازمان انرژی اتمی به پیوستن رژیم صهیونیستی به این نهاد رای

نداد و در حقیقت این رژیم ضد انسانی را  در هر نوع فعالیت هسته ای آزاد

گذاشت آقای دبیرکل ابراز نارضایتی کند و آیا به همین  اندازه نمی توان از آقای

"آمانو" که یک ژاپنی و از  تنها کشور قربانی تنها به کار برنده سلاح هسته ای

یعنی آمریکا است انتظار داشت دستی به اعتراض بلند کند .. .!! تا اعتبارظاهری

سازمانی که ریاستش را به عهده دارد نزد افکار عمومی جهان  کاملا از بین

نرود..؟.

[ ۱۳۸٩/٧/۳ ] [ ۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس