توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام . به دلم گفتم دوست دارم امشب با واژه های   اشک ، سکوت ، تاریکی و مظلومیت سخنی بگویی، با کمی تامل، بغضی  هدیه ام کرد و چنین گفت : بقیع ، نیمه های شب ، گونه های خیس ، صداهای فرو برده درگلو ، بدنی از جنس کوثر و نور ، گام های آرام ،  دوش های لرزان ، دختری پنج ساله که قول داده بود  بلند نگرید  تا او را بر سر مزار مادر ببرند، شاید کفش هم نپوشید تا جا نماند ، اصلا او حتی صدای نفس های بریده بریده اش را به آغوش دو برادرش سپرد تا به قولش عمل کرده باشد ،ظرفی که در آب فرو می رفت و دستی که خود در درون می گداخت و لی مهربانانه زخمی را می شست ، آی خدا قلبم درد گرفت ،به دلم گفتم سکوت کن، بگذار اینک قلم بگرید......

شهادت مظلومه مطهره ،حضرت صدیقه طاهره بر همگان تسلیت باد

[ ۱۳۸٩/٢/٢٧ ] [ ٩:۳۱ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سلام. درخبرها دیدم با آب و تاب اعلام شده بود کشورهای حوزه خلیج فارس در نشست اخیر خود تصمیم گرفته اند  برای مقابله با هرگونه تجاوز و حمله ای به یکی از شش کشور عضو نیروی واکنش سریع ! تشکیل دهند .یاد خبرهای شب نخست حمله نظامی صدام به کویت افتادم که جناب امیر در واکنشی سریع ،بدون لباس از عشرتکده " ثیف "پنجاه متر سینه خیز رفته و سپس بوسیله  خودروی ناشناس گریخته بود و تصور نمی شود که  دیگر امیران بتوانند در حوادث مشابه واکنشی سریع تر از او داشته باشند .پس از اشغال کویت هم در نشست اعراب در قاهره " یاسین رمضان" معاون وقت صدام که هر دو اکنون معدوم شده اند ظرف شیرینی را به طرف صورت وزیر خارجه کویت پرتاب کرد و سبب غش کردن و بی هوشی او شد . همین جا خاطره دیگری یادم آمد که پس از اشغال کویت "طارق عزیز" وزیر خارجه وقت رژیم بعثی صدام  در راه سفر به مسکو برای مشورت وحتما دریافت کمک از روس ها در تهران توقف کوتاهی داشت . من برای مصاحبه با او به پاویون دولت در فرودگاه مهر آباد رفتم / نیمه شب گذشته بود که طارق عزیز وارد ساختمان پاویون شد ، ترس و نگرانی شدید و درعین حال شرمندگی از جنایاتشان در دوران جنگ تحمیلی درچهره اش کاملا پیدا بود.همکار تصویر برداری داشتم که آن زمان مسن و درآستانه بازنشستگی بود وخداوند به او سلامتی و طول عمر بدهد. من درکنار طارق عزیز نشستم منتظر شدم تصویربردار اعلام آمادگی کند وسوال را بپرسم . لحظاتی گذشت دیدم تصویر بردار یک کارمند پاویون را صدا کرد و در گوش او چیزی گفت . منتظر شدم تا جمله اش تمام شود /کارمند پاویون سرش را تکان داد و گفت :نه  نمی شود ... طارق عزیز پرسید مشکلی هست ؟ گفتم نه  دارد  اماده می شود / تصویر بردار با چشمی اشک آلود و با صدای نسبتا بلندی گفت :چگونه من تصویر این جنایتکار را بگیرم درحالی که بچه های شهدای مظلوم ما که بدست و به دستور همین ها کشته شدند  در این نیمه شب بهانه پدرشان را می گیرند؟! تحت تاثیر قرار گرفتم ولی به او گفتم  الان میهمان است و من و توهم  وظیفه ای داریم ... انقدر تحت تاثیر سخن تصویر بردار قرار گرفتم که نمی فهمیدم طارق عزیز و مترجم  چه می گویند .بعد از مصاحبه از کارمند پاویون پرسیدم تصویر بردار به شما چه گفت ؟ پاسخ داد از من خواست برای او حتی آب هم نیاورم  که من گفتم نمی شود ، وزیرخارجه  است... اکنون سال ها از آن ماجرا گذشته است و از صدام و طارق عزیز اثری وخبری باقی نیست ولی شرمندگی برای آنان که غیرت عربی شان گل کرد و همه گونه و به هرشکل ممکن از بعثی ها حمایت کردند ولی در حمله اسرائیل به غزه سکوت وهمراهی به جای خود باقی است. البته دو روز پیش هم دراجلاس مشترک اعراب و چین هیچ نام  و یادی از فلسطین وحقوق آن نکردند بلکه فقط بازهم به حمایت از روند صلح خاورمیانه دلخوش کردند  و جالب است که بازهم درس نگرفته اند که دشمن حقیقی شان کیست و با کدام نیروی واکنش سریع  می خواهند با متجاوزان به حقوقشان مقابله کنند ،  نکند با همان توانی که  در جنگ شش روزه آمده بودند ؟!گاهی انسان به فکر می رود که  وقتی خودشان برای حیثیت عربی و اسلامی شان ارزش قائل نیستند چرا ما اصرار داشته باشیم و سینه سپر کنیم.. اعراب بهتر است به جای نیروی واکنش سریع ، همچنان به بنا کردن  برج ها و کاخ ها و توسعه عشرتکده هایشان ادامه دهند  و  شمشیرهایشان را به جای میدان نبرد در  نمایشگاه ها و جشنواره هایی نظیر اکسپوی شانگهای با رقص  کمر به رخ بکشند تا حداقل از شمشیرشان تصویرو نشانی باقی بماند....

[ ۱۳۸٩/٢/٢٥ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سلام . سرانجام، پس از ماه ها انتظار، تبلیغ ،گاه ، روز  و ساعت شمار معکوس نمایشگاه جهانی 2010 شانگهای ،از هفته گذشته راه افتاد ورونق گرفت و هم اکنون  نزدیک به دویست کشور و بیش از چهل سازمان بین المللی همه در یک جا جمع اند و به تعبیری شده اند بچه محل یکدیگر ! این چند روز اخیر که در محوطه نمایشگاه رفت وآمد داشتم آرزو کردم  کاش همین سبک وسیاق همزیستی آرام در سراسر دنیا قابل اجرا باشد یعنی هرکسی در درون سرزمین خود به داشته هایش بیندیشد و تلاش کند آن را برآورد و به شیوه های جذاب به هم نوعان خویش عرضه کند ونگاه ودلشان را متوجه  سازد درواقع اکنون می توان گفت ،اکسپوی شانگهای یعنی "جهان در یک نقطه "!

 

 

 سالن نروژ

مردمان رنگارنگ  با آداب وسنن و فرهنگ متفاوت وحتی متضاد همگی از قانونی که مورد قبول واحترام همگان است تبعیت می کنند وبا هرملیتی بدون دغدغه و گزینش وارد سرزمین وخانه یکدیگر می شوند ، به هم لبخند می زنند اگر زیبایی دیدند تحسین می کنند واگر ناپسندی به چشم آمد واکنش سختی نشان نمی دهند . ایران عزیز ما هم سالنی با دو هزار متر مربع دراختیار دارد که ظرف سه ماه با زحمات بسیار زیادی طراحی و ساخته شده است آنانکه سابقه زندگی وکاردرخارج از کشوربویژه درچین دارند  دشواری انجام اینگونه کارها برایشان قابل درک است واین موضوع منحصر به ایران نیست بلکه با هرمدیرو یا مجری ساخت سالن هرکشوری گفتگو کنید به این حقیقت اذعان دارد .همان روز نخست و شاید سه ساعت پس از گشودن درب نمایشگاه به روی بازدید کنندگان دوهموطن  پس از ورود به سالن ایران شمشیر نقد گشودند که چرا در مقایسه با دیگران ضعیف هستیم.؟ پرسیدم از درون چند سالن بازدید کرده اید؟ یکی از آن ها با لهجه شیرین اصفهانی گفت: خیلی جاها را ! گفتم مثلا ؟ پاسخ داد عربستان ،امارات ،ژاپن گفتم اولا اکنون روز وحتی ساعت های نخست است که مردم اجازه یافته اند وارد محوطه شوند وچنانچه شما با وجود سیل جمعیت وصف های طولانی مقابل هر سالن ازجمله ایران یک ساعت وقت صرف کرده باشید بعید می دانم یک سالن را بیشتر دیده باشید! گفت بله ندیدم ولی به نظرم که ضعیف است. پرسیدم چگونه باید می بود؟ گفت چند هنرمند اصفهانی باید می امدند و اینجا به طور زنده "گز " درست می کردند " خاتم کاری وگلیم بافی داشتند ، مناظر شهر اصفهان را می زدید گفتم در فضای دو هزار متری اگر قرار باشد از هر هنر وصنعت دستی ایرانی یک هنرمند کارگاه داشته باشد که سالن چند هزار متری هم کم است و می شود بازار خان !! خلاصه گفت :اصفهان ما خیلی چیزها دارد که دیگر کشورها ندارند که البته سخن درستی است ولی ...! پرسیدم داخل سالن عربستان چی بود؟ پاسخ داد : نرفتم فقط از بیرون دیدم سالن زیبایی درست کرده اند ، گفتم همان نمای بیرونی  سالن عربستان که یکی از پرخرج ترین سالن ها است نشانگر چه نماد وچهره ای  از مردم جزیره العرب است ؟! .حقیقتا جز اینکه با استفاده از فناوری نوین رسانه ازجمله تصاویر سه بعدی که بهترین  و تازه ترین آن را می توان در سالن کشورهای صاحب وخالق این فناوری دید ، صحرا ، شتر وسرانجام کاخ ها و خودروهای پر مصرف و زندگی بدوی سی سال قبل و رفاهی امروز این کشور را نشان می دهد چیز دیگری هم هست ؟ یعنی فناوری ها ، تغییر زندگی ، توسعه و رفاهش، هیچ یک  دست آورد علم واندیشه آن ملت نیست. به تعبیر دیگر ،ملت ها اینجا جمع نشده اند که پول و ثروت خود را به رخ یکدیگر بکشند بلکه گرد آمده اند تا سهم خویش را در تمدن سازی و تحقق شعار "شهر بهتر ،زندگی بهتر " بنمایانند که به نظر من  این را  در داروهای ساخت شده با اندیشه وهمت جوان ایرانی  که جان انسان های گرفتار ایدز وهیپاتیت راازمرگ نجات می دهد و یا مبتکر نوعی لیزر و یا دست اندرکار ساخت سلول بنیادی است می توان دید .  شنیدم در ایران گروهی از روز نخست در برخی رسانه ها اعلام می کردند همه جا آماده  شده است ولی سالن ایران آماده نیست درحالی که حقیقت غیر این است .شاید افراد در وجه حقیقی و یا حقوقی  به دلایلی قصد داشتند در نمایشگاه سهمی داشته باشند که بد یا خوب موفق نشده اند اما خیلی بی انصافی است که اینگونه راحت زحمات هم وطنان خود را ضعیف جلوه دهند که بشود ماجرای مرغ همسایه! البته در مقابل ،دیروز یک بانوی ایرانی که از استرالیا برای دیدن نمایشگاه به شانگهای آمده بود ، به سراغ یک مسئول سالن رفت و با چشمانی اشک آلود گفت ،خسته نباشید ،دست مریزاد ، از تلاش همه کسانی که دستی دراین بنا داشته اند ممنونم، چرا که پس از چند سال وقتی وارد این مکان شدم ، روحم زنده شد، جان گرفتم، دلم پرکشید، چون خود را درخانه زیبای ایران دیدم با این همه افتخار جدید/ تصور نمی کردم هموطنان من حتی  با نام وعنوان فناوری "نانو" آشنا باشند اما اکنون دیدم نوع پیشرفته آن را ساخته اند و این مایه سربلندی است.  نکته دیگر اینکه واقعا درس بزرگ حاصل از شش ماه حضورم در چین این است که مردم این سرزمین ورهبرانشان به هرگام کوچکی که درراه پیشرفت و بهبود وضع این کشور برداشته شده است  به دیده احترام و تجلیل می نگرند هرچند که با متخلف نیزبا شدت وشاید هم بی رحمانه برخورد می کنند اما ندیده ام هرگز مدیری خدمات مدیر قبلی و یا فردی زحمات هموطن خود را منکوب کند و تمام خدماتش را دریک جمله بر باد دهد .نمی پندارم ، کسی منکراین اخلاق نیکوو پسندیده باشد اما نمی دانم چرا برخی از ما آنگونه ایم ؟!

[ ۱۳۸٩/٢/۱٩ ] [ ٥:٤۳ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سلام . از زمان حضور بی سابقه بنده درچین البته منظورم طولانی مدت است ، کار برد واژه "بی سابقه" در رسانه ها و زبان مقامات این کشور بسیار افزایش یافته است . سرما ، برف ویخبندان هم در زمستانی که گذشت وهم الان ،  حتما در ماه آینده گرما ، زلزله ، آلودگی هوا، افزایش نرخ تورم بویژه دربخش مسکن ، وزش باد، گرد وخاک ، تولید خودرو ، ترافیک سنگین،سیل ،امداد رسانی ، صادرات ،گردشگر ، بلند شدن متوسط قد ،کتک زدن همسر ، کودک ربایی به لحاظ محدودیت داشتن فرزند ، حالا هم که نمایشگاه جهانی شانگهای  اضافه شده است .تبلیغ زیادی می کنند که هفتاد تا صد میلیون نفردرمدت شش ماه از نمایشگاه دیدن خواهند کرد که البته جای تعجب نیست چرا که کافی  است از هر شهری صد نفر در روز برای بازدید به نمایشگاه اورده شوند که همین امروز که روز اول است ده هزار نفر فقط از سالن ایران دیدن کردند . من که  روی پله حوض وسط سالن ایران  ایستاده بودم تا از فشارجمعیت در امان بمانم . برخی سالن ها هم درب را می بندند مثل حلیم نذری ده نفر ، ده نفر راه می دهند تا هم صف بازدید کنندگان طولانی شود وهم داخل قابل کنترل باشد ولی ما براساس رافت اسلامی درب را باز گذاشتیم تا خلق ا.. خودشان بیایند وخودشان هم بروند .همین جور مثل سیل جاری اند چرا که  این نمایشگاه برایشان یک تفریح گاه بزرگی است که بازار ساندویج و بستنی آن هم بسیار داغ  است .البته  بعید است شمار خارجی هایی که از نمایشگاه دیدن  می کنند در مدت شش ماه بر پایی ازیک میلیون نفر فراتر برود ولی بازهم بی سابقه ....  خدا بده برکت که ازهر بازدید کننده ای مبلغ نسبتا زیادی هم می گیرند .. یعنی هزینه را کشورها می کنند درآمدش نصیب میزبان  می شود البته بخش زیادی ازچینی ها مردمی خوب و زحمتکش و مهربانند ، جالب است که چهار ماه پیش برای دریافت کارت خبرنگاری ثبت نام کرده و مدارک فرستاده ایم آخر دست  هم با کارتی که برایم صادر کردند همه کار می توان کرد جز خبرنگاری !! چند بار تلفنی تماس گرفتند که مدارک شما پذیرفته وکارت هم صادر شده است روز قبل از افتتاح نمایشگاه برای دریافت به بخش رسانه ای نمایشگاه مراجعه کنید دو روز پیش  که به شانگهای آمدم  از یک مسئول بخش رسانه های نمایشگاه ادرس محل دریافت کارت  را گرفتم  دو نفر با همفکری ونگاه های دقیق به خودشان و بنده  نشانی را روی کاغذ مفصل و با خط زیبای چینی نوشت و گفت باید پانزده دقیقه پیاده روی کنی تا به مقصد برسی .بایک راهنمای ایرانی مقیم شانگهای که به زبان چینی هم مسلط  است راه افتادیم پس از بیست دقیقه به محلی  رسیدیم که پلیس مدرک ورود می خواست با اصرار وارد شدیم و پس از گذشتن از چند راهرو و پرس و جو  نهایت در مقابل میز همان خانمی که آدرس را نوشت قرار گرفتیم معلوم شد ادرس خودش را داده است ولی از ورود خیابان پشتی / شماره  تلفنی راکه بامن تماس گرفته شده بود که برای دریافت کارت به فلان محل مراجعه کنم  نشان دادم گفت اجازه بدهید من تماس بگیرم ببینم کجاست .چند بار شماره گرفت وگفت نمی دانم چرا اشغال است اینجا مگر کجاست ؟ بعد از چند دقیقه گفت : اوه  ساری ساری ،"دوئی بوچی " این همین شماره خود من است ولی معلوم نیست چه کسی با شما تماس گرفته  البته که من نبوده ام / راستی راستی بی سا بقه نیست ؟/سارکوزی هم با همسر جنجالی اش به چین  آمد و بی سابقه مثل کفتر بازها سر به هوا  کج و معوج راه می رفت . الان می خواهم بگویم بابا شما "بی سابقه " ندیدید اگر با خبرشوید که  یک جوان شانزده ساله در کاشمر استان خراسان رضوی با دو دختر هم سن وسال خودش در یک زمان بر سر سفره عقد نشسته و ازدواج کرده است معنی بی سابقه را خواهید فهمید جونم . تازه یکی از عروس ها دختر عمه و دیگری یک عاشق پیشه  است و الان هم هردو راضی  اند ، بدا به حال ناراضی ! بازهم دم خودمان گرم که تا به حال از واژه مانوس "کم سابقه " استفاده می کردیم ولی خالی بندی  خیلی هم  بد نیست راستی یک سوال ؟ از وقتی سریال حضرت یوسف  علیه السلام  پخش شده است نمی دانم چرا به جای اینکه  برای مردم عبرت شود شمار یوسف و زلیخا ها بی سابقه شده است؟ نظر بی سابقه تان چیست ؟!

[ ۱۳۸٩/٢/۱٠ ] [ ٩:٠٧ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس