توشه قلم
قالب وبلاگ

 سلام . شنیدم عسل چینی وارد ایران شده و به جای شیرین کردن کام خریداران ، دل آشوب می سازد و سرگیجه ارزانی می کند .ما که هر چه توصیه کردیم و گزارش دادیم و داد زدیم که عزیزم ، جانم ، آی عمو ، پدرجان ،  "خریدار باید عاقل باشد"، تاثیر نداشت که نداشت . همین چینی ها که بیشترشان از هیچ دینی پیروی نمی کنند ولی انصافا جنس خوب هم دارند و بر مبنای اصل "هرچه پول بدهی آش می خوری " تجارت می کنند .در این سرزمین پهناور که بیشتر از گیاه و طبیعت از همه جا بشر می روید از زنبور بی زبان چه انتظاری دارید ؟! همین جا وقتی به فروشگاه می روم حداقل عسل هایی با ده نوع قیمت عرضه می شود من که مانده ام این تفاوت قیمت در چیست ؟ بعید نیست  که در تولید عسل به جای زنبور از "مگس" استفاده شده باشد ، چراکه حداقل سنخیتی با شعر معروف" مگس و شرینی" دارد و به نوعی مرتبط است! اما وقتی اوضاع مغلطه می شود به قول برخی نمایندگان مجلس "خلط بحث " پیش می آید آن وقت حتی  اگر آدم ها کار زنبور را انجام دادند و زنبور ها وظیفه آدم ها را به عهده گرفتند ، جای تعجب ندارد قربانت بروم!!  وقتی مقام و مسئول و مدیر عالی و میان رتبه دیروز کشور ما، بلافاصله وبدون هیچ  سنخیتی با دانش و تجربه اش تاجر امروز می شود بی شباهت به جابجایی مسئولیت زنبور و آدم نیست !! ضمنا  این سوال  باقی می ماند که  یا مسئولیت دیروزش به حق نبوده و یا  حرفه امروزش نا بجاست  که در هر صورت ناصواب است و دودش به چشم مردم و خریدار می رود. چند سال پیش در مالزی و امروز در چین ، به قول خارجی ها "رزومه" هر بازرگانی را مطالعه می کنی درمی یابی که  تا دیروز در ایران برای خودش مقامی و مسئولی والا بوده و اتفاقا به برکت همان منصب گذرش به این سوی افتاده و بعد از اتمام ماموریت هم دوست نداشته  برگردد و به قول بعضی ها فقط عرصه خدمت را تغییر داده ، دلی به دریا زده و سختی ها را به جان خریده است تا به گونه دیگری در خدمت اسلام و مسلمین باشد و حتی اگر کلاهش در ایران جامانده  برای اینکه فرصت خدمت از دست نرود بهتر است  همین جا کلاه بی کیفیت بخرد ولی بر نگردد وکلاه قبلی را بردارد !!. البته دراین که انتخاب شغل آزاد  است هیچ بحثی نیست  پس لطفا دیگر از ورود  عسل و کفش و کلاه و شبدر بی کیفیت به کشور  هم گلایه ا ی نباشد!

[ ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ ] [ ۸:۱٠ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سلام 

ای واژه ها ، ای واژه ها چه طاقتی دارید

درعین یک رنگی ، هر یک حکایتی دارید

وقتی که می خزد پایتان به لو ح دل

در وصف درد عجب شهامتی دارید 

کنار هم شانه به شانه تا انتهای خط

با قامتی نحیف عجب صلابتی دارید

وقتی تب احساس از دل قلم می جوشد

با سوز و گدازید ، عجب نجابتی دارید

درشعله های سرکش اذهان گرفتارید

حتی در سکوت عجب فصاحتی دارید

ای واژه های بریان شده در درون من

حقا به این دل پرشور عنایتی دارید

بار عاطفه و کینه را بدوش می کشید

در اوج  اختلاف، عجب رفاقتی دارید 

با اینکه جفا به شما بسیار می شود

با هر سوختنی انگار بشارتی دارید

وقتی گلایه می کنید از ناملایمات 

عرق نمی کنید، اما  خجالتی دارید

با کمی کرشمه واندکی عشوه گری

شور می دمید درجان ، طراواتی  دارید

در محفل رندان رقصان در تعزیه ها گریان

هر جا فرود آیید ، حتما رسالتی دارید.

[ ۱۳۸٩/۱٠/٧ ] [ ٤:۳٩ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس