توشه قلم
قالب وبلاگ

سلام . دیشب پیش از آنکه موضوع خبر سفر محرمانه وغیرمنتظره بوش به بغداد منتشر شود رویداد شیرین و در عین حال خبرساز دیگری بر صفحه تلویزیون های جهان ظاهر شد وهمانند گلی که وارد دروازه یکی از تیم های مشهور و پرطرفدار شده باشد جماعت بیننده با هر ملیت و مذهب و مرامی را از جا پراند و آن ماجرای  دو لنگ کفشی بود که  یک خبرنگار عراقی  با هدف تحقیر رئیس جمهور مغرور دیروز و سرشکسته امروز امریکا  به طرف صورت بوش پرتاب کرد . البته  صرف نظر از نوع کفش ها که نمی دانیم چرمی بود یا نه ؟ و چالاکی بوش سبب شد جاخالی دهد یا که کفش ها پلاستیکی یا پاره پاره و پاشنه خوابیده بودند که به هدف نخوردند  که  صد البته  باید در این زمینه از تحلیل گران و کارشناسان امروز که بر سر هر موضوعی به تحلیل و اظهار نظر می نشینند کمک بطلبیم !

             

.درهر حال سرعت عمل و اقدام  "منتظر الزیدی "خبرنگار عراقی  به عنوان حرکتی منحصر بفرد و نوین در کتاب رکورد های جهان ثبت شد چراکه لایه های حفاظتی لشکریان بوش، خنثی سازی و سرکوب هر نوع اقدامی را تدبیر کرده بودند جز یک جفت کفش لجام گسیخته و عصبانی که قاعدتا به لحاظ ایمنی  چک هم شده بود.

صحنه پرتاب هیجانی کفش های خبرنگار انسان را به یاد رمی جمرات در صحرای منی و در همین ایام حج ابراهیمی انداخت که سنگریزه تبدیل به کفش شد و پیشانی شیطان مجسم راهدف گرفت. خدا به داد دل آن خبرنگار برسد که الان داروغه ها و سرسپرده های عرب وغیرعرب بوش به دنبال صاحب کفش" سیندرلا " البته از نوع غیر عاشقانه اش می گردند .هرچند فرد پرتابگر در اختیارشان است اما خوب می دانند که ما جرا به دو لنگ کفش یک خبرنگار ختم نمی شود بلکه در متن موضوع، غیرت به جوش آمده و بغض فروخفته ای نهفته است که دودمان آبرو وحیثیت دروغگویان وفریبکاران و جنایتکاران را هدف می دهد .

                                     

همه جهان امروز اذعان کرد که این خبرنگار که از کفش های خود گذشت و چیزی بسیار فراتر  از سر و روی بی ارزش  بوش را نشانه گرفت و آن موجودیت وهستی هفت تیر کشان و کابوهای یکه تازی است که عربده هایشان تا دیروز هرصدای مظلومیت دیگری را له می کرد و به مردم جهان می گفت هر کس با ما نیست در برابر ما است و ریشه اش راخواهیم خشکاند.راستی که الان این کفش ها در فهرست همان سلاح هایی ثبت شده اند که بوش در عراق دنبال آن می گشت و باور کنیم که اکنون کشف شده است  از نوع هزاران برابر مخرب تر!!

 

[ ۱۳۸٧/٩/٢٥ ] [ ٤:٠٩ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

عصر عرفه در خیمه دلم تنها نشسته بودم . سراپرده را بالا زدم .آفتاب کم فروغ بود ورنگ پریده . چشمانم در جستجوی زمزمه هایی بر آمد که واژگان نمناک و عطر آگین ناز ونیاز را به هر  سوی می پراکند .اشکها در کوچه های بدون دیوار و از لابلای خیمه های  عرفات بهم می پیوستند و جاری می شدند . پس چرا خیمه من جدا افتاده است؟ نه پای رفتن دارم و نه صبر ماندن !! در افق نگاهم پیداست که  پرتوی از خورشید میهمان یک خیمه نیمه افراشته است .اگردست به پیشانی بگیری خواهی دید که درونش آن خیمه نا آرام وهیجانی است .گویا کاروانی عزم رفتن دارد . آسمان دست برد وهمچنان فتیله نورش را پایین کشید تا حریم حرمت ان کاروان از نگاه مردمان امن بماند .انگار شنیدم ، ندایی برآمد که آماده شوید  مسلم(ع) در کوفه در تدارک سپاه استقبال است  پس درنگ جایز نیست .در یک چشم به هم زدنی صحرا ی عرفات در غبار حرکت این کاروان گم شد.فقط بال های فرشتگانی پیدا بود که همپای کاروان راهی شدند .همهمه ای اوج گرفت و عارفان این جملات دعای عرفه را تکرار می کردند

وَانْصُرْنى عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَاَرِنى فیهِ ثارى وَمَاءرِبى وَاَقِرَّ بِذلِکَ
و یاریم ده بر آنکس که به من ستم کرده و انتقام گیرى مرا و آرزویم را درباره اش به من بنمایان
عَیْنى اَللَّهُمَّ اکْشِفْ کُرْبَتى وَاسْتُرْ عَوْرَتى َاْغْفِرْ لى خَطیَّئَتى
و دیده ام را در این باره روشن کن خدایا محنتم را برطرف کن و زشتیهایم بپوشان و خطایم بیامرز

دعای عرفه تمام شد شاهدان گفتند  کاروان دل به قربانگاه دیگری سپرده است .وادی منی را لایق نمی داند و گودالی در نینوا را برگزیده است . اینجا بود که  احساسم دست برد و عمود خیمه دلم را از جا کند و فریاد زد :هان ای دل ،تو چه می کنی می روی یا که می مانی ؟!!

از همه التماس دعا دارم

 

[ ۱۳۸٧/٩/۱۸ ] [ ٥:٠٠ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سلام .سه سال است که پانزدهم آذر در تقویم زمان ،یک  روز عادی  نیست .وسعت یک تاریخ را بر پیشانی دارد و یک داغ سنگین بر دل. ...روزی که دست گلچین تقدیر همه خوبان را در هودجی از نور نهاد و بردوش فرشتگان تا عرش همراهی کرد من از دور در آن سوی زمین ، دلم را در برابر سونامی فراق تنها دیدم ، امواج با تمام قامت و هیبتشان بر اندام زمان می کوفتند فقط احساس کردم درخشش اشک دردانه هایی بر طاق دلم نشست که بغض هایشان در طپش قلب نا آرام مادر گم شد .آنقدر دور بودم که دستم نمی رسید گیسوی خیس "غزل" را کنار بزنم یا اشکی ز گونه "کوثر" برگیرم .هرچند کوثر در پی بابا دوان دوان می رفت و سرانجام دستش را به دست بابایش رساند و پا به پا همراه شد  و الان در" پارک پروانه های بهشت " روی سرسره ای  زمردین می لغزد و بر دامن بلورین فرشتگان تاب می خورد .

                                 

 راستی آن روز پرتوهای تابیده از پیکرها آنقدر شدید بود که دستم را به چشمانم گرفتم و از لابلای انگشتان سعی کردم  یک یک ستاره ها را بشناسم و سلام وتعظیم کنم . دو محمود از نسل نیکان ، ابراهیم وعلی رضا و رسول و سید محمد و چند ده شهید که براستی سرآمد شایستگان بودند چنان پرواز می کردند که رنگ وروی بالشان همسان سپیده بود و من در انتهای یک شب غم الود در تب درد وامانده می سوختم.درهمان حال دستی به قلم بردم و نوشتم" آی کاروان نیک سالار و هان ای  لشکریان باخبر از عالم بی خبران  قرار بود جنگ با نا مهربانی و صلابت در میدان عشق را ترسیم وفقط تمرین کنید پس چرا این گونه تمام هیمنه تان را به آتش سپردید و چنین سوختید .ای دوستان و یاران پیشتاز من  حال که می روید  با قطره ای از خونتان دامن قلم را متبرک کنید تا از این پس چنین بنگارد.

اول قرار نبود بسوزند عاشقان

لعنت  به جان شمع فتد که این بنا نهاد

یادشان گرامی نامشان ماندگار ، راهشان مستدام و پر رهرو باد و خدا مرا و همه را قدردان خون های پاکشان سازد تا همواره یاد وآرمانشان را پاسداریم و یادگارانشان را تکریم و احترام کنیم .

[ ۱۳۸٧/٩/۱٥ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سلام . دیشب به مناسبت سالروز آسمانی ترین و زیباترین پیوند زناشوئی در تاریخ بشر یعنی روز ازدواج صبر آسمان و زمین حضرت علی (ع)با بانوی الفت و آب و آفتاب واسوه پاکی ها حضرت صدیقه طاهره (س)  ، سازمان ملی جوانان آیینی با عنوان" طلیعه عشق " با حضور رئیس جمهور برگزار کرد. در این آیین هر کس که به نوعی در راه اندازی ازدواج  حرکتی از خود  نشان داده و  به قولی  دستی بالا کرده ، کمری تابانده و  غمزه ای خریده بود تشویق شد الا بنده که هر گوشه دلم عروسی است ولی بی داماد!!

     

بلند مرتبه ای  این وسط پیشنهاد خارق العاده ای داد که به قول امروزی ها کفمان برید. به رئیس جمهور گفت  پس از بررسی های کارشناسی فراوان پیشنهاد می کنیم  باید آموزش قبل ازدواج، اجباری والزامی و به متقاضیان، همچون رانندگی، گواهینامه  داده شود !. لحظاتی به زبان امروزی هنگ کردم که چرا و چگونه ؟! همانجا به جماعت از جمله به پیشنهاد دهنده محترم ، نگاهی کردم، دیدم  خدا را شکر همگی دست وفرمان خوبی دارند  و خیلی ها هم  اصطلاحا بهشون میاد  که در این هنر گواهینامه  پایه یک داشته باشند یعنی جاده های یک طرفه و دو بانده و پل وزیر گذر را مثل کف دست می شناسند  بنابر این حق دارند چنین پیشنهادهایی بدهند چراکه  می توانند به راحتی درجاده ازدواج با ترافیکی روان از گردنه ها بگذرند .البته دکتر احمدی نژاد که همواره طرفدار ازدواج های  آسان و پر میوه است این پیشنهاد را رد نکرد و از علمای  قوم خواست روی آن مداقه کنند!! رئیس جمهور هم انقدر از محبت و عشق و صفای زن وشوهر حرف زد که محفل شور و  امیدی بخود گرفت و همه دیرشان می شد هر چه زودتر بروند و ازدواج کنند . از همه که بگذریم سروده های زیبای شاعر طناز" ناصر فیض" به محفل نشاط خاصی بخشید. او در یک بیت چنین خواند:

به عشق لیلی ام کردی گرفتار

دهانم ای فلک سرویس کردی .

[ ۱۳۸٧/٩/۱۱ ] [ ٦:٠۱ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]

سلام.

این روزها سرم شلوغ است و برنامه هایم فشرده . بنده که  بدون محاسبه شب ها 22 سال دارم تلاش می کنم دربرابر این رئیس جمهور پرتلاش وخستگی ناپذیر، کم نیاورم و در کنارش باشم و پاسخ لبخندهایش را با لبخند نشاط امیزی بدهم . سفر های پی در پی ، تقریبا تمام وقتم را پر کرده و فرصت وبلاگ نویسی کمتر شده است  هرچند کار برای من خستگی ندارد و اگر حقوق خانواده نبود وقت بیشتری صرفه حرفه ام می کردم .به قول شاعران حتی افراشته می خوابیدم. این روزها دل وجانم با صدای پای کاروان ها به سمت کعبه جان روان

ا ست . بازهم منتظر یک تلفن ناگهانی ام تا مثل پارسال در چنین ایامی مرا هم  در خیل عاشقان محرم سازد . خدا لطف کند اگر شایستگی تشرف دوباره را ندارم ازغبار پای زائران سر ورویم  متبرک نماید. دیروز با رئیس جمهور برای دیدن چگونگی ساخت و صحنه های تصویر برداری مجموعه تلویزیونی" مختار نامه " که شش سال زمان برده وهنوز تمام نشده است  به شهرک سینمایی "احمد آباد مستوفی" در جنوب غرب تهران رفتم .

                

 "مختار" جوان انقلابی و مومنی بود که ضمیر پاکش در عصر غربت اسلام و جنایات بنی امیه برانگیخته شد و به خونخواهی امام حسین (ع) فرزندگرامی رسول خدا برخاست .

 

               

صحنه های جالبی بود ازجمله دیدن قامت بلند کعبه نمادین و حاجی نماهای  بازیگری  که هریک سه هزار تومان در هر روز می گیرند و کارشان ایفای نقش به عنوان سیاهی لشکر از جمله زائر عصر" مختار" است . وقتی داوود میر باقری کارگردان نامی کشورمان فرمان اغاز طواف بر گرد کعبه را با فریاد " موتور" صدا " تصویر" و" حرکت " صادر می کرد ، جماعت سیاه وسفید شامل زن ، مرد وحتی کودکان چهار، پنج ساله ای که از اقوام گوناگون ایرانی با زبان های مختلف جمع کرده بودند به دور کعبه ای که تشابه ساخت آن بسیار نزدیک به حقیقت است به طواف در می آمدند.

                                    

 تفاوت در این بود به جای اینکه توجهشان به کعبه و عبادت باشد به رئیس جمهور  ابراز احساسات می کردند و کارگردان مجبور می شد اجرا را تکرار کند.یاد سفر حج سال گذشته افتادم که برخی زائران با دیدن احمدی نژاد ابراز احساسات می کردند و یادشان می رفت کجا ودر چه موقعیتی هستند ولی آنجا دیگر کارگردانی نبود که دستور تکرار دهد .درصدی  از سیاهی لشکر این مجموعه تلویزیونی هم معتادانی بودند که حال وزبانشان به تکبیر های بلند قد نمی داد و البته نه از خوف خدا بلکه درنتیجه خماری ونشئگی با  شانه های خمیده و گام های لرزان  طواف می کردند . خوشبختانه این سریال برای هشتصد نفر ازجمله اهالی روستای "خنج"  زادگاه  کارگردان  از توابع شاهرود شغل ایجاد کرده است . از گروه های خبری خواسته شد تصویر و عکس کعبه و طواف را نگیرند که البته این از حقوق تهیه کنندگان و سازندگان این سریال است  وتقریبا رعایت شد. در یک فرصت من عکسی از خودم انداختم . به یکی از همکاران پیشنهادکردم اگر مکه مشرف نشده ای عکسی بینداز و دست کم دو هفته درانظار ظاهر نشو . بعد با سرتراشیده و عرق چین بر سر ویک شال زرد به دورگردن باز گرد .عکس را هم سند کن و آهی از دل برآر و بگو خدا قسمت همه آرزو مندان کند. اما مواظب باش اگر بستگان و مستقبلین از عرفات پرسیدند نگویی ای بابا او که با کوله باری از مسولیت دربرابر فلسطینان چند سال پیش درگذشت! و یا اگر از ستون های جمره سوالی شد نگویی آن را بوسیدم ولی سنگ زیادی به سرم اصابت کرد....!1 خدا حج واقعی نصیب همه آرزومندان کند.

[ ۱۳۸٧/٩/٢ ] [ ٤:٢٦ ‎ب.ظ ] [ محمدکاظم روحانی نژاد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خبرنگار صداوسیما
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب

  • تک تاز بلاگ
  • آریس پیکس